مــــــــــُدارا . . .

داری میری و بی تابم ، چشام تا پای در میره
من و تنها نذار جوونم ، با حالی که نفس گیره

نفس هام تند می شه باز ، به دادم می رسن اشکام
هزار بار قبل ازین گفتم ، بازم می گم تو رو میخوام
—————————-
با این دیوونه گهگاهی ، اگه میشه مدارا کن
با عشقت واسه من کاری ، مث اعجاز عیسا کن
اگه میشه نرو برگرد ، اگه میشه یه کاری کن
برای لمس خوشبختی ، بازم لحظه شماری کن
—————————–
نگاهت داره بم میگه ، هنوز وابستگی داری
به این آدم که اسمش رو، داری دیوونه میذاری

نمیذارم بری اصلا ، درای خونه رو بستم
می ترسم از تو و کارات ، که یه کاری بده دستم
—————————
با این دیوونه گهگاهی ، اگه میشه مدارا کن
با عشقت واسه من کاری ، مث اعجاز عیسا کن
اگه میشه نرو برگرد ، اگه میشه یه کاری کن
برای لمس خوشبختی ، بازم لحظه شماری کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: