اگه برگردی می بازی

سلام دوستان عزیزم
آقای پور حسینی عزیز پیشنهاد دادن یه ترانه خارج از قالب
عاشقانه بنویسم این اولین تجربه غیر عاشقانه منه
امیدوارم بپسندید
از نگاه های پر از حس تموم دوستانی
که همیشه به من لطف دارن ممنونم
،
با یه سیگار تو انگشتاش نشست چشماشو رو هم بست
دریغ از فکر مردی که به فرداهاش امیدی هست

نه چش وا کرد نه حرف میزد, نه لبهاشو تکون میداد
نه پاهاش لرزه بر میداشت, نه میگفت از کی چی می خواد

نشستم روبه روش اما, نتونستم حریفش شم
نشد همدرد درداشو, تن زارو نحیفش شم

زدم رو شونه هاش گفتم, داری فرداتو می بازی
همه رفتن تو جا موندی, داری از کاه کو[ه]می سازی

گذشتت رو فراموش کن, به فکر آرزوهات باش
تو مردی غیرت و مشت کن, مثه شیر پای حرفات باش

اگه برگردی می بازی, یه گله گرگ کمین کردن
بوی ترست رو فهمیدن, دارن جسمت رو می گردن

چشاش واشد نگام می کرد, دیدم دستاشو مشت کرده
می شه حدس زد از افکارش, به هر چی بوده پشت کرده

سیگار از دستش افتاد و, با پاهاش زدو خاموش کرد
رگ غیرت شو حس کرد, زدو درداشو بیهوش کرد

بهش گفتم جوونی کن, مسیر اعتیاد سخته
تو راهی که امیدی نیست, تهش دیوار و بن بسته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام :-) @};- نشستم روبه روش اما, نتونستم حریفش شم نشد همدرد درداشو, تن زارو نحیفش شم =D> =D> =D> @};-
  • گذشتت رو فراموش کن, به فکر آرزوهات باش @};- @};-
  • زیبا بود =D> =D> =D> =D>
  • من که خوشم اومد @};- @};- @};-
  • سلام من اون اوایل ترانه تون رو خیلی خوب و جا افتاده دیدم مضمونش خیلی هم خوب بود اما جسارتا منو به فکر فرو برد که یه آدمی که معتادهه چطور با چند کلمه حرف از این رو به اون رو میشه و ترک میکنه!نمیدونم شاید با این آخرش نتونستم ارتباط متطقی برقرار کنم اما در کل زیبا بود =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام سعید جان گفتنی ها رو دوستان گفتند از ترانه زیبات لذت بردم مرسی
  • داری از کاه کو[ه]می سازی"وزنش :-? سيد چرا بچه رو از راه بدر ميكني آخه ;)) :-) @};-
  • سلام آقای سروی خیلی خوبه که دوست دارید موضوعات مختلف رو هم امتحان کنید،قطعا به مرور زمان خیلی بهتراز این ترانه که زیبایی خودش رو هم داره مینویسید. @};- @};- @};- @};- @};- =D> نظرات دوستان روخوندم ویادگرفتم نکاتی که نمیدونستم. :-)
  • سلام سعید جان مضمونت خوب بود خیلی.داستان پردازیتم خیلی عالی بود روند خوبی تا آخر ترانه داشتی البته یک کوچولو گنگ بودی @};- حستو هم دوس داشتم. از نظر تکنیکی هم که اساتید گفتند هرچی لازم بود @};- جاری باشی سعید جان @};-
  • اگه برگردی می بازی, یه گله گرگ کمین کردن بوی ترست رو فهمیدن, دارن جسمت رو می گردن برا تجربه اول خیلی خوب بووود @};-
  • سلام سعید جان تجربه اولت بود اما کارت خوب بود و با یه ویرایش کوچولودر مورد هجا ها در بعضی جاها کارت به نظر من بهترم میشه . لایک @};-
  • کارت خوب بود دوست من تجربه جدید هست و انتظار زیادی نباید داشته باشیم @};- با لیلا در خیلی از موارد موافقم و اما پایان بندی کارت رو با سعیده هم نظرم @};- @};- غماشو بی هوش کرد // خیلی ضعیف بود @};- سخته و بسته قافیه نیستن / آرزوهات و حرفات / قافیه نیستن بوی ترست رو فهمیدن // اشتباهه بوی ترس و میشنوم .. موقعی فهمیدن کار برد داره که بگی : از بوی چیزی // یک اتفاق رو فهمیده باشی. موفق باشی @};- @};- @};-
  • والله فکر کنم انقدر که به فکر یه کار جدید و تازه بودید از وزن و ریتم و تعبیرات زیبا که توی کارای قبلی تون میدیدم فاصله گرفتید. یه جاهایی اصلا خوندن خیلی سخت میشد. انشالله در کارهای بعدی بهتر ببینمت. :-) @};-
  • سلام چند مورد به نظرم اومد فکر کنم گفتنش بهتر از نگفتنش باشه ، امیدوارم مفید باشه . "دریغ از فکر مردی که به فرداهاش امیدی هست " متوجه نمیشم اگر به فرداش امیدی هست پس چرا دریغ ؟ "دارن جسمت رو می گردن " اینجا متوجه منظورتون نمیشم ! "می شه حدس زد از افکارش" ما معمولا از حرکتی که طرف مقابل انجام میده میتونیم فکرش رو حدس بزنیم ، مثلا وقتی یه نفر داره میره سمت در خونه میتونیم حدس بزنیم که میخواد بره بیرون ، اما از فکر کسی نمیتونیم چیزی رو حدس بزنیم . اونجا که گفتین چشماشو واشده و دستاشو مشت کرده ؛ من ِ مخاطب داشتم آماده میشدم که یه حرکت دیگه هم انجام بده اونوقت شما بیان کنید که میشه حدس زد به هر چی بوده پشت کرده . "بهش گفتم جوونی کن, مسیر اعتیاد سخته " بازم منظورتون رو از جوونی کن متوجه نمیشم ، میخواستین بگین همت کن برو ترک کن ؟ اگر منظورتون این بوده فکر میکنم جوونی کن این مفهوم رو منتقل نمیکنه ، اگرم چیزه دیگه ای بوده که :-/ امیدوارم جسارت منو ببخشید . موفق باشید @};- @};- @};-
    • لیلا خانم راجعبه به فرداهاش امیدی هست افسوس از افکار منفی این آدم .... که به نظر مولف به فرداش امید هست وچرا باید نا امیدانه به تباهی ادامه بده... اما موافقم میشد بهتر بیانش کرد... @};- @};- @};- @};- @};-
      • افکار من منفی درسته منظورم همین بوده
    • درسته خانم یزدی عزیز تجربه اوله دیگه از این بیشتر نشد کاری کنم
  • سلام سعيد جان خب همون طور كه گفتي تجربه ي اولت در اين زمينه هست و همين كه ريسك كردي و خواستي اين فضاي تازه رو تجربه كني خودش جاي تحسين داره. فقط توجه داشته باش كه تو بعضي قسمت ها زياد و كم شدن هجاها به ريتم ترانه ت لطمه زده و نياز به اديت حس مي شه خصوصا اين قسمت: داری از کاه کو[ه]می سازی و حس كردم پايان بنديت هم اون ضربه ي لازم و نداره! البته شايد اين نظر كمي سليقه اي باشه بهتره منتظر ديدگاه هاي ساير دوستان هم باشي. :-) موفق ببينمت.@};- @};- @};-