اگه برگردی می بازی

سلام دوستان عزیزم
آقای پور حسینی عزیز پیشنهاد دادن یه ترانه خارج از قالب
عاشقانه بنویسم این اولین تجربه غیر عاشقانه منه
امیدوارم بپسندید
از نگاه های پر از حس تموم دوستانی
که همیشه به من لطف دارن ممنونم
،
با یه سیگار تو انگشتاش نشست چشماشو رو هم بست
دریغ از فکر مردی که به فرداهاش امیدی هست

نه چش وا کرد نه حرف میزد, نه لبهاشو تکون میداد
نه پاهاش لرزه بر میداشت, نه میگفت از کی چی می خواد

نشستم روبه روش اما, نتونستم حریفش شم
نشد همدرد درداشو, تن زارو نحیفش شم

زدم رو شونه هاش گفتم, داری فرداتو می بازی
همه رفتن تو جا موندی, داری از کاه کو[ه]می سازی

گذشتت رو فراموش کن, به فکر آرزوهات باش
تو مردی غیرت و مشت کن, مثه شیر پای حرفات باش

اگه برگردی می بازی, یه گله گرگ کمین کردن
بوی ترست رو فهمیدن, دارن جسمت رو می گردن

چشاش واشد نگام می کرد, دیدم دستاشو مشت کرده
می شه حدس زد از افکارش, به هر چی بوده پشت کرده

سیگار از دستش افتاد و, با پاهاش زدو خاموش کرد
رگ غیرت شو حس کرد, زدو درداشو بیهوش کرد

بهش گفتم جوونی کن, مسیر اعتیاد سخته
تو راهی که امیدی نیست, تهش دیوار و بن بسته

https://www.academytaraneh.com/75315کپی شد!
865
۲۵

  • دیانا سکوت سلام :-) @};- نشستم روبه روش اما, نتونستم حریفش شم نشد همدرد درداشو, تن زارو نحیفش شم =D> =D> =D> @};-
  • روشنا شيخيان گذشتت رو فراموش کن, به فکر آرزوهات باش @};- @};-
  • سیداحمد هاشمی زیبا بود =D> =D> =D> =D>
  • علی یاری من که خوشم اومد @};- @};- @};-
  • گلاله حاجی زاده سلام من اون اوایل ترانه تون رو خیلی خوب و جا افتاده دیدم مضمونش خیلی هم خوب بود اما جسارتا منو به فکر فرو برد که یه آدمی که معتادهه چطور با چند کلمه حرف از این رو به اون رو میشه و ترک میکنه!نمیدونم شاید با این آخرش نتونستم ارتباط متطقی برقرار کنم اما در کل زیبا بود =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • مجید صادقی سلام سعید جان گفتنی ها رو دوستان گفتند از ترانه زیبات لذت بردم مرسی
  • صادق شيخي داری از کاه کو[ه]می سازی"وزنش :-? سيد چرا بچه رو از راه بدر ميكني آخه ;)) :-) @};-
  • فریبا رستگار سلام آقای سروی خیلی خوبه که دوست دارید موضوعات مختلف رو هم امتحان کنید،قطعا به مرور زمان خیلی بهتراز این ترانه که زیبایی خودش رو هم داره مینویسید. @};- @};- @};- @};- @};- =D> نظرات دوستان روخوندم ویادگرفتم نکاتی که نمیدونستم. :-)
  • احمداکملی سلام سعید جان مضمونت خوب بود خیلی.داستان پردازیتم خیلی عالی بود روند خوبی تا آخر ترانه داشتی البته یک کوچولو گنگ بودی @};- حستو هم دوس داشتم. از نظر تکنیکی هم که اساتید گفتند هرچی لازم بود @};- جاری باشی سعید جان @};-
  • لاله رمضانیان اگه برگردی می بازی, یه گله گرگ کمین کردن بوی ترست رو فهمیدن, دارن جسمت رو می گردن برا تجربه اول خیلی خوب بووود @};-
  • سامان جاويدان سلام سعید جان تجربه اولت بود اما کارت خوب بود و با یه ویرایش کوچولودر مورد هجا ها در بعضی جاها کارت به نظر من بهترم میشه . لایک @};-
  • مجید شمس کارت خوب بود دوست من تجربه جدید هست و انتظار زیادی نباید داشته باشیم @};- با لیلا در خیلی از موارد موافقم و اما پایان بندی کارت رو با سعیده هم نظرم @};- @};- غماشو بی هوش کرد // خیلی ضعیف بود @};- سخته و بسته قافیه نیستن / آرزوهات و حرفات / قافیه نیستن بوی ترست رو فهمیدن // اشتباهه بوی ترس و میشنوم .. موقعی فهمیدن کار برد داره که بگی : از بوی چیزی // یک اتفاق رو فهمیده باشی. موفق باشی @};- @};- @};-
  • علی اصغر شریفی والله فکر کنم انقدر که به فکر یه کار جدید و تازه بودید از وزن و ریتم و تعبیرات زیبا که توی کارای قبلی تون میدیدم فاصله گرفتید. یه جاهایی اصلا خوندن خیلی سخت میشد. انشالله در کارهای بعدی بهتر ببینمت. :-) @};-
  • لیلا یزدی سلام چند مورد به نظرم اومد فکر کنم گفتنش بهتر از نگفتنش باشه ، امیدوارم مفید باشه . "دریغ از فکر مردی که به فرداهاش امیدی هست " متوجه نمیشم اگر به فرداش امیدی هست پس چرا دریغ ؟ "دارن جسمت رو می گردن " اینجا متوجه منظورتون نمیشم ! "می شه حدس زد از افکارش" ما معمولا از حرکتی که طرف مقابل انجام میده میتونیم فکرش رو حدس بزنیم ، مثلا وقتی یه نفر داره میره سمت در خونه میتونیم حدس بزنیم که میخواد بره بیرون ، اما از فکر کسی نمیتونیم چیزی رو حدس بزنیم . اونجا که گفتین چشماشو واشده و دستاشو مشت کرده ؛ من ِ مخاطب داشتم آماده میشدم که یه حرکت دیگه هم انجام بده اونوقت شما بیان کنید که میشه حدس زد به هر چی بوده پشت کرده . "بهش گفتم جوونی کن, مسیر اعتیاد سخته " بازم منظورتون رو از جوونی کن متوجه نمیشم ، میخواستین بگین همت کن برو ترک کن ؟ اگر منظورتون این بوده فکر میکنم جوونی کن این مفهوم رو منتقل نمیکنه ، اگرم چیزه دیگه ای بوده که :-/ امیدوارم جسارت منو ببخشید . موفق باشید @};- @};- @};-
    • مجید شمس لیلا خانم راجعبه به فرداهاش امیدی هست افسوس از افکار منفی این آدم .... که به نظر مولف به فرداش امید هست وچرا باید نا امیدانه به تباهی ادامه بده... اما موافقم میشد بهتر بیانش کرد... @};- @};- @};- @};- @};-
      • سعید سروی افکار من منفی درسته منظورم همین بوده
    • سعید سروی درسته خانم یزدی عزیز تجربه اوله دیگه از این بیشتر نشد کاری کنم
  • سعیده پورمحمد سلام سعيد جان خب همون طور كه گفتي تجربه ي اولت در اين زمينه هست و همين كه ريسك كردي و خواستي اين فضاي تازه رو تجربه كني خودش جاي تحسين داره. فقط توجه داشته باش كه تو بعضي قسمت ها زياد و كم شدن هجاها به ريتم ترانه ت لطمه زده و نياز به اديت حس مي شه خصوصا اين قسمت: داری از کاه کو[ه]می سازی و حس كردم پايان بنديت هم اون ضربه ي لازم و نداره! البته شايد اين نظر كمي سليقه اي باشه بهتره منتظر ديدگاه هاي ساير دوستان هم باشي. :-) موفق ببينمت.@};- @};- @};-