تمام قصه مون …

نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟
که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش
چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه
بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه
نسیم از اون سر این شهر /کلاغا رو خبر کرده
میون مردم این قصه / داره بدجور میگرده
تمام قصه مون این بود / توی اون روز بارونی
من و ، چتر تو وُ ، کوچه / تو وُِِ لبخند پنهونی
خدا پشت یه لبخنده / تو بارون و زیر چتر
خیالت راحت راحت/ تویی نتها بت این شهر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زیبا بود - موفق باشی @};- @};- =D> =D>
  • سلام من تازه به جمع دوستانه شما پیوستم و به تدریج با ترانه های دوستان آشنا می شوم و امروز ترانه شما را دیدم که بسیار دلنشین و زیبا بود و هرگز علی رغم نظر بعضی از دوستان ایرادی در جدا شدن بید از مجنون نمی بینم و در چنین مواردی اگر به معنی لطمه وارد نشه حتی میتونه جزئی از هنر ترانه سرا به حساب بیاد. موفق باشید @};- @};- @};-
  • خیلی زبیاس لذت بردم شاعر بمانی @};-
  • سلام ترانت خوب بود . در ضمن خیلی خوشحالم که یکی یزدی پیدا شد تو این اکادمی . موفق باشید
  • درود لیلا جان... دلنشین بود...روون و زیبا....افرین =D> @};-
  • @};- @};- نسیم از سمت تو رد شد @};- @};- قافیه های زیبایی بکار بردی درود بر شما @};- @};-
  • سلام خاتون گفتنی ها رو دوستان گفتند آنچه باید می آموختی، آموختی با نظر بانو زمانی موافقم که ابتدای کار فوق العاده بود اما ... یه جورایی به انتها که رسیدی دیگه قوت نداشت. انتهای شعر، کار ضعیف شد . اما در کل احساست زیبا بود. آفرین لبالب از بوسه ، دنیایت... @};- @};- @};-
  • خیالت راحت راحت/ تویی نتها بت این شهر =D> =D> =D> آفرین لیلای عزیزم...خیلی پراحساس بود.... انتقاد که نمیتونم بکنم چون خودم آماتورم 8-> :-x موفق تر ببینمت @};- @};- @};-
    • مرســــــــــی عزیزم ، منم تازه کارم اما هر موقع نکته ای به ذهنم میرسه به دوستان میگم شاید به درد بخوره ، شما هم هر موقع نقدی داشتی به دیده ی منت میپذیرم گلم :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه =D> :-) =D> @};-
  • درود :-) کار جالبی بود دختر =D> آفرین نکاتی هم که باید میدونستی الان دیگه می دونی :-) @};- @};- @};-
  • @};- نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش @};- از خوندن ترانه ی به این قشنگی لذت بردم,ممنون =D>
  • درود لیلا جووونم خوشحالم ازت می خونم خانومی ؛ ایشالا این بار خودت برامون بخونیش :-x کارت یه جاهایی بیستِ بیست بود ، یه جاهایی 15 .. ;)) در کل لذت بردم ؛ عاشقانه ی دلچسبی بود . لایکی بانو @};- @};- @};-
    • سلام عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــزم ممنونم ، وای من اصلا اعتماد به نفسش رو ندارم :-S :-( مرسی از لطفت @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم یزدی عزیز شاعرانگی خوبی داشت کار مطمئنم ترانه های روز به روز بهتری از شما می خونم شاد باشید همیشه @};-
  • :-x ☼سلام لیلا ی عزیز☼ :-x دوستان همه ی گفتنی هارو گفتن ... 8-> از ترانت لذت بردم...امیدوارم بیشتر ترانه از شما بخونم @};- @};- آرزومند آرزوهاتم @};-
  • سلام، ترانه خیلی قشنگی بود، موفق باشید همیشه :-)
  • نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش
  • نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش @};-
  • زیبا بود لذت بردم بانو @};-
  • سلام لیلای عزیزم لیلای گلم ..بیت اول خیلی با احساس و قشنگه ولی می گیره آغوشش به بافت زبونی ترانه نمی خوره مثلن اگه می گفتی من ِ غمگینو می گیره ...به گرمی توی آغوشش ...یا پرداخت دیگه ای که بتونی (توی آغوشش ) رو توو مصراع جا بدی لیلای عزیزم بید مجنون خیلی شاعرانگی داره ولی جدا کردنشون باعث ضعیف کردن این مصراع شده و (بید ) به تنهایی اصلن کاربرد خوبی نداره و یا حداقل اگه از درخت بید استفاده می کردی بهتر منظورتو می رسوندی مثلن عزیزم کمی حشوه واگه بجاش از درخت استفاده می کردی هم زائد نبود هم قشنگتر می شد ..چه آوازیه می خونه ..درخت ِ بیدِ این خونه .. توو این مصراع ...تمام قصه مون این بود / توی اون روز بارونی...برای اینکه مجبور به استفاده ی زیاد از این و اون نشی می تونستی بگی ...توو عصر روز بارونی ..یا ..غروب روز بارونی ..که البته چون قبلن اشاره کردی که داری از یه روز گذشته حرف میزنی آوردن قید زمان به این شکل اشکالی توو ترانه به وجود نمیاره واز تکرار هم پرهیز می شه امیدوارم تونسته باشم نظرمو اونطور که دوست داشتی ارائه بدم و برات بهترینارو آرزو می کنم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانم موسوی عزیز و مهربون @};- خیلی ممنونم که بازم لطف کردین و وقت گذاشتید ، انقدر خوشحالم که اینجا میتونیم از شما و دوستان بیاموزم که حد نداره . @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم یزدی گرامی کارت خوب بود اما میتونی بهتر ازین بنویسی چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه این بند و دوباره پرداخت کن @};- @};- @};- .............................................. نسیم از اون سر این شهر /کلاغا رو خبر کرده میون مردم این قصه / داره بدجور میگرده تران شما یه ضعف کوچیکی داره اونم استفاده زیاد از "" این "" و "" اون "" هست :) شما هم بنویس و بنویس ، عجول هم نباش و با مطالعه جلو برو @};- @};- @};- موفق باشی
    • سلام مرسی که لطف کردین و وقت گذاشتین ، میشه در مورد اون بند اشکالش رو بهم بگین ؟ :-S ممنون از راهنماییتون. @};- @};- @};-
      • لیلای عزیز دوست من ، زیبا بیان کردن مهم هست ، اول اینکه جاب جائی نامناسب ارکانت باعث شده دچار ضعف تالیف بشه این بند من متوجه هستم منظورت چیه اما دقت کن: چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه برداشت مخاطب میتونه این باشه : که شما به مخاطبت میگی ، عزیزم این خونه " بیده " اما اینطور پرداخت کنی بهتر میشه : همیشه بید، تو این خونه ، داره ترانه میخونه ولی بی قصه و آواز ، خودش یه دنیا ، مجنونه .. مثال بودا :-) حالا باز فکر کن راجعبش دوست خوبم @};- @};- @};-
      • مرســـــــــــــــــــــــــــــی @};- @};- @};- از اون زاویه اصلا بهش نگاه نکرده بودم ، حق با شماست ، خانم موسوی هم پیشنهادشون این بود که به جای اون عزیزم ، درخت قرار بگیره . بینهایـــــــــــــــــــــــــــت سپاس @};- @};- @};-
  • سلام عزیزم :-) :-x @};- نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه =D> =D> =D> لایک @};-
  • سلام و درود بخاطر نگارش این حس زیبای فوق العاده دوست داشتنی و قشنگ وقتی ترانه تو میخوندم ناخودآگاه لبخند رو لبام بود...قشنگ بود حست ... اما منو میگیره اغوشش : زبانش کلاسیکه...و ترانه ای نیست...باید توو اغوشش میشد که نمیشه و بالجبار وزن باید به ین عیب تن داد یه کم درگیر " این " و " اون " شدی...گاهی همین جزئیات باعث میشه ترانه ت از نظر فنون بلاغی که لازمه هر سخن ادبی هستش در درجه پایین تر قرار بگیره اونقدر که با احساس لطیف و عاشقانه شروع کردی خوب تمومش نکردی...سقوط کرد یهو...ترانت رو توو یه سطح نگه دار و یا حداقل همیشه اول و اخرش رو با اوج تموم کن که مثل یه ضربه توو ذهن مخاط بشینه و ماندگار شه زیبا گفتی گلبانوی زیبا...زنده باشی @};- @};-
    • سلام ، خیلی ممنونم . @};- در مورد منو میگیره آغوشش فکر میکنم زبانش خیلی کلاسیک نباشه اما محاوره هم نیست ، حق با شماس . در مورد دوم هم که دیگه کاملا حق با شماس ممنون از راهنماییتون . بازم متشکرم به خاطر وقتی که گذاشتین @};- @};- @};-
  • سلام لیلای عزیز ترانه زیبا و خوبی بود احساس کارت رو خیلی دوست داشتم موفق باشی =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام لیلا عزیز ترانه زیبا و پر احساسی بود @};- @};- @};- =D>
  • راستی خوشحال میشم نظرتو راجع به کارام بدونم مخصوصا دوتای آخری+ دریا مرسی @};-
  • @};- @};-
  • @};- سلام شروع کار فوق العاده بود بی اغراق میگم فقط کاش بجای توی گوشش در ِ گوشش بود(dare gushesh).به نظرم محاوره تره. یعنی صمیمی تره. خیلی جاها به خوبی ابتدای کار نبود اما درکل لذت بردم مرسی @};- :-x
  • خیلی هم مرسیییییییییی @};- @};-
  • اوووووووووول
    • سلام آقای یاری ای اقــــــــــــــــــا ، ترانه ما که اول شدن نداره :-( ممنونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم @};- @};- @};- @};-
      • نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه از همون قسمت اول به دلم نشست بسیار زیبا بود
      • مرســـــــــــــــــــــــــی @};- @};- @};-