تمام قصه مون …

نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟
که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش
چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه
بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه
نسیم از اون سر این شهر /کلاغا رو خبر کرده
میون مردم این قصه / داره بدجور میگرده
تمام قصه مون این بود / توی اون روز بارونی
من و ، چتر تو وُ ، کوچه / تو وُِِ لبخند پنهونی
خدا پشت یه لبخنده / تو بارون و زیر چتر
خیالت راحت راحت/ تویی نتها بت این شهر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/75052کپی شد!
1192
۶۵

  • امين زينعلي سلام زیبا بود - موفق باشی @};- @};- =D> =D>
  • علیرضا آدینه سلام من تازه به جمع دوستانه شما پیوستم و به تدریج با ترانه های دوستان آشنا می شوم و امروز ترانه شما را دیدم که بسیار دلنشین و زیبا بود و هرگز علی رغم نظر بعضی از دوستان ایرادی در جدا شدن بید از مجنون نمی بینم و در چنین مواردی اگر به معنی لطمه وارد نشه حتی میتونه جزئی از هنر ترانه سرا به حساب بیاد. موفق باشید @};- @};- @};-
  • فردین نوروزی خیلی زبیاس لذت بردم شاعر بمانی @};-
  • محسن قانعی سلام ترانت خوب بود . در ضمن خیلی خوشحالم که یکی یزدی پیدا شد تو این اکادمی . موفق باشید
  • پیمان خسروی درود لیلا جان... دلنشین بود...روون و زیبا....افرین =D> @};-
  • امیرعلی تاج @};- @};- نسیم از سمت تو رد شد @};- @};- قافیه های زیبایی بکار بردی درود بر شما @};- @};-
  • سمر گرامی سلام خاتون گفتنی ها رو دوستان گفتند آنچه باید می آموختی، آموختی با نظر بانو زمانی موافقم که ابتدای کار فوق العاده بود اما ... یه جورایی به انتها که رسیدی دیگه قوت نداشت. انتهای شعر، کار ضعیف شد . اما در کل احساست زیبا بود. آفرین لبالب از بوسه ، دنیایت... @};- @};- @};-
  • مریم سپید خیالت راحت راحت/ تویی نتها بت این شهر =D> =D> =D> آفرین لیلای عزیزم...خیلی پراحساس بود.... انتقاد که نمیتونم بکنم چون خودم آماتورم 8-> :-x موفق تر ببینمت @};- @};- @};-
    • لیلا یزدی مرســــــــــی عزیزم ، منم تازه کارم اما هر موقع نکته ای به ذهنم میرسه به دوستان میگم شاید به درد بخوره ، شما هم هر موقع نقدی داشتی به دیده ی منت میپذیرم گلم :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • صادق شيخي چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه =D> :-) =D> @};-
  • سید ایمان پورحسینی درود :-) کار جالبی بود دختر =D> آفرین نکاتی هم که باید میدونستی الان دیگه می دونی :-) @};- @};- @};-
  • گلاله حاجی زاده @};- نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش @};- از خوندن ترانه ی به این قشنگی لذت بردم,ممنون =D>
  • معصومه قریشی درود لیلا جووونم خوشحالم ازت می خونم خانومی ؛ ایشالا این بار خودت برامون بخونیش :-x کارت یه جاهایی بیستِ بیست بود ، یه جاهایی 15 .. ;)) در کل لذت بردم ؛ عاشقانه ی دلچسبی بود . لایکی بانو @};- @};- @};-
    • لیلا یزدی سلام عزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــزم ممنونم ، وای من اصلا اعتماد به نفسش رو ندارم :-S :-( مرسی از لطفت @};- @};- @};- @};-
  • مجتبی پورکاشانی سلام خانم یزدی عزیز شاعرانگی خوبی داشت کار مطمئنم ترانه های روز به روز بهتری از شما می خونم شاد باشید همیشه @};-
  • روناک عساری :-x ☼سلام لیلا ی عزیز☼ :-x دوستان همه ی گفتنی هارو گفتن ... 8-> از ترانت لذت بردم...امیدوارم بیشتر ترانه از شما بخونم @};- @};- آرزومند آرزوهاتم @};-
  • محمدرتا ضحرابی سلام، ترانه خیلی قشنگی بود، موفق باشید همیشه :-)
  • سعید قدیمی نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش
  • سالم پوراحمد نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش @};-
  • فرزاد كشاورز زیبا بود لذت بردم بانو @};-
  • فریبا سید موسوی سلام لیلای عزیزم لیلای گلم ..بیت اول خیلی با احساس و قشنگه ولی می گیره آغوشش به بافت زبونی ترانه نمی خوره مثلن اگه می گفتی من ِ غمگینو می گیره ...به گرمی توی آغوشش ...یا پرداخت دیگه ای که بتونی (توی آغوشش ) رو توو مصراع جا بدی لیلای عزیزم بید مجنون خیلی شاعرانگی داره ولی جدا کردنشون باعث ضعیف کردن این مصراع شده و (بید ) به تنهایی اصلن کاربرد خوبی نداره و یا حداقل اگه از درخت بید استفاده می کردی بهتر منظورتو می رسوندی مثلن عزیزم کمی حشوه واگه بجاش از درخت استفاده می کردی هم زائد نبود هم قشنگتر می شد ..چه آوازیه می خونه ..درخت ِ بیدِ این خونه .. توو این مصراع ...تمام قصه مون این بود / توی اون روز بارونی...برای اینکه مجبور به استفاده ی زیاد از این و اون نشی می تونستی بگی ...توو عصر روز بارونی ..یا ..غروب روز بارونی ..که البته چون قبلن اشاره کردی که داری از یه روز گذشته حرف میزنی آوردن قید زمان به این شکل اشکالی توو ترانه به وجود نمیاره واز تکرار هم پرهیز می شه امیدوارم تونسته باشم نظرمو اونطور که دوست داشتی ارائه بدم و برات بهترینارو آرزو می کنم =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • لیلا یزدی سلام خانم موسوی عزیز و مهربون @};- خیلی ممنونم که بازم لطف کردین و وقت گذاشتید ، انقدر خوشحالم که اینجا میتونیم از شما و دوستان بیاموزم که حد نداره . @};- @};- @};- @};-
  • مجید شمس سلام خانم یزدی گرامی کارت خوب بود اما میتونی بهتر ازین بنویسی چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه این بند و دوباره پرداخت کن @};- @};- @};- .............................................. نسیم از اون سر این شهر /کلاغا رو خبر کرده میون مردم این قصه / داره بدجور میگرده تران شما یه ضعف کوچیکی داره اونم استفاده زیاد از "" این "" و "" اون "" هست :) شما هم بنویس و بنویس ، عجول هم نباش و با مطالعه جلو برو @};- @};- @};- موفق باشی
    • لیلا یزدی سلام مرسی که لطف کردین و وقت گذاشتین ، میشه در مورد اون بند اشکالش رو بهم بگین ؟ :-S ممنون از راهنماییتون. @};- @};- @};-
      • مجید شمس لیلای عزیز دوست من ، زیبا بیان کردن مهم هست ، اول اینکه جاب جائی نامناسب ارکانت باعث شده دچار ضعف تالیف بشه این بند من متوجه هستم منظورت چیه اما دقت کن: چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه برداشت مخاطب میتونه این باشه : که شما به مخاطبت میگی ، عزیزم این خونه " بیده " اما اینطور پرداخت کنی بهتر میشه : همیشه بید، تو این خونه ، داره ترانه میخونه ولی بی قصه و آواز ، خودش یه دنیا ، مجنونه .. مثال بودا :-) حالا باز فکر کن راجعبش دوست خوبم @};- @};- @};-
      • لیلا یزدی مرســـــــــــــــــــــــــــــی @};- @};- @};- از اون زاویه اصلا بهش نگاه نکرده بودم ، حق با شماست ، خانم موسوی هم پیشنهادشون این بود که به جای اون عزیزم ، درخت قرار بگیره . بینهایـــــــــــــــــــــــــــت سپاس @};- @};- @};-
  • دیانا سکوت سلام عزیزم :-) :-x @};- نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه =D> =D> =D> لایک @};-
  • مهیا غلامی سلام و درود بخاطر نگارش این حس زیبای فوق العاده دوست داشتنی و قشنگ وقتی ترانه تو میخوندم ناخودآگاه لبخند رو لبام بود...قشنگ بود حست ... اما منو میگیره اغوشش : زبانش کلاسیکه...و ترانه ای نیست...باید توو اغوشش میشد که نمیشه و بالجبار وزن باید به ین عیب تن داد یه کم درگیر " این " و " اون " شدی...گاهی همین جزئیات باعث میشه ترانه ت از نظر فنون بلاغی که لازمه هر سخن ادبی هستش در درجه پایین تر قرار بگیره اونقدر که با احساس لطیف و عاشقانه شروع کردی خوب تمومش نکردی...سقوط کرد یهو...ترانت رو توو یه سطح نگه دار و یا حداقل همیشه اول و اخرش رو با اوج تموم کن که مثل یه ضربه توو ذهن مخاط بشینه و ماندگار شه زیبا گفتی گلبانوی زیبا...زنده باشی @};- @};-
    • لیلا یزدی سلام ، خیلی ممنونم . @};- در مورد منو میگیره آغوشش فکر میکنم زبانش خیلی کلاسیک نباشه اما محاوره هم نیست ، حق با شماس . در مورد دوم هم که دیگه کاملا حق با شماس ممنون از راهنماییتون . بازم متشکرم به خاطر وقتی که گذاشتین @};- @};- @};-
  • مجید صادقی سلام لیلای عزیز ترانه زیبا و خوبی بود احساس کارت رو خیلی دوست داشتم موفق باشی =D> =D> =D> =D> =D>
  • بهارناز اویسی سلام لیلا عزیز ترانه زیبا و پر احساسی بود @};- @};- @};- =D>
  • شمیم زمانی راستی خوشحال میشم نظرتو راجع به کارام بدونم مخصوصا دوتای آخری+ دریا مرسی @};-
  • علی اصغر شریفی @};- @};-
  • شمیم زمانی @};- سلام شروع کار فوق العاده بود بی اغراق میگم فقط کاش بجای توی گوشش در ِ گوشش بود(dare gushesh).به نظرم محاوره تره. یعنی صمیمی تره. خیلی جاها به خوبی ابتدای کار نبود اما درکل لذت بردم مرسی @};- :-x
  • مهرشاد فروزان خیلی هم مرسیییییییییی @};- @};-
  • علی یاری اوووووووووول
    • لیلا یزدی سلام آقای یاری ای اقــــــــــــــــــا ، ترانه ما که اول شدن نداره :-( ممنونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم @};- @};- @};- @};-
      • علی یاری نسیم از سمت تو رد شد / چیا گفتی توی گوشش ؟ که وقتی میرسه اینجا / منو میگیره آغوشش چه آوازیه میخونه ؟ / عزیزم بید این خونه بدون قصه و آواز / خودش دنیایی مجنونه از همون قسمت اول به دلم نشست بسیار زیبا بود
      • لیلا یزدی مرســـــــــــــــــــــــــی @};- @};- @};-