تعهد

تعهد

رنج های ناتمامم ، سهم درد پینه بسته

حس یک غصه ی تازه توی چشم من نشسته

طاقت من خالی از صبر،منم و پای پیاده

سهم آرزوی ما رو کسی دست ما نداده

ساعتم،ساعت تعطیل،نبض تاریخ توی خوابه

ایسم ها بیکار بیکار،مرحم ما کاسه آبه

من پر از حرف نگفته؛یه سوال بی جوابم

من تعهدی عمیقم،از درون پر التهابم

با تو هستم تو که همدرد صدامی

خاکی هستی،همنشین لحظه هامی

با توکه منتظر قطره ی آبی

فاتح ساده ی یک احساس نابی

رجعتی کن سمت بارون،اسم احساس وصدا کن

باز کن پنجره ها رو،قلب و،صاف و بی ریا کن

بگیر از قطره ِ بارون،رنگ بی رنگی تازه

وقتی که خونه ی چشمات،روی هرچی درد بازه

لای هر صفحه ی تاریخ،غصه ها رو جستجو کن

واسه هفته های مرده روز تازه آرزو کن

مست کن ترانه ها رو به هوای یک ستاره

رقص سازو یاد فردا عالم دیگه ای داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: