دهکده ی بی قانون

دهکده ی بی قانون

خدا جون ببین زمینت داره منفجر می شه

حتی قلب سنگ بی عاطفه منزجر می شه

تن ِ ســــوریه پر از تاول و زخم ِ این روزا

روو لبش نمی شنوی حرفی جزآهنگ ِ عزا

روو بلندیــــــهای ِ جولان ، ابری از دوده و خون

داره جولان میده بی وقفه میون آســمون

زیر ِ چکمه ی سیــاه ِ دولت ِ کــاخ ِ سفیـــد

صدای ناله ی بچه هارو ، خوب می شه شنید

بازم اون یانکی ِ بی غیرت ِ پـَـســت ِ دو رگه *

داره توو کنگره از حقوق ِ آدمــــا مـــی گه *

دوباره یه کربـــــلا ، یه محشر ِ داغ و بلا

دوباره فتنـــــنه و خون توو محضر ِ آل ِ عبا

پاشو خاتون ِ دو عالم ، زینب ِ (س) صبر و وفا

باغ ِ زیتون و سوزنوندن ، به پرستاری بیا

توی ِ کوچه ها پراز ترکـــش و خمپـــاره شده

قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده

خدا جون ببین چطور عاطفه بی بهـــا شده

حالا اون مار ِ پــــُر اشتها ، یه اژدها شده

ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون

تا شاید آروم شه این دهکـــــده ی بی قانون

ف.م ( رها )

* در این بیت به عمد از قافیه های آوایی استفاده شده *

با تشکر از نگاه گرم و مهربان استاد عزیز و دوست بسیار گلم (حمیده سادات غفوریان )

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست خوبم... اینکه دغدغه انسان دوستانه داری ستودنیه @};-
  • =(( :-) @};-
  • @};- =D>
  • سلام خانم موسوی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عالی بود بانو بسیار لذت بردم دست مریزاد خدا جون ببین چطور عاطفه بی بهـــا شده حالا اون مار ِ پــــُر اشتها ، یه اژدها شده ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون تا شاید آروم شه این دهکـــــده ی بی قانون
  • 80% باهاتون موافقم برای محتوا. خود سانسوری که نکردی؟ اما وزن ترانتون رو خیلی خوب انتخاب کردین. @};- @};-
  • زیبا بود بانوووووو =D>
  • درود برشما و حس زیباتون @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- درود بر حس زیبااا شما خانم موسوی عزیز lliked @};-
  • سلام خانم عزیز بعد مدت ها اومدم سری به ترانه های دوستان بزنم. اولین ترانه، ترانه شما بود. و متاسفانه واقعا توقع نداشتم چنین چیزی از شما بخونم. از باب تکنیک تالیف و اصول ترانه اصلا صحبت نمی کنم.اما در مورد محتوا. من معتقدم، سانسور از سوی شخص ثانی، حتی اگه یه کلمه از ترانه ای رو هم دچارش کنه نابخشودنیه. اما گاهی لازمه ما خودمون از کلاممون مراقبت کنیم.خانم موسوی عزیز، به عنوان کسی که ترانه های شاعرانه ای از شما خونده و جاهایی قلمتون رو تحسین کرده و با تمام احترامی که براتون قائلم، عرض می کنم: جهان بینی حاکم بر ترانه شما در بعضی قسمت ها سطحی و گاهی توهین آمیزه. گاهی شبیه به مداحی و گاهی شبیه به شعارهای خیابانی پر از انزجار و نفرت میشه. آیا اصلا روی ترکیب "یانکی بی غیرت پست دو رگه!!! " فکر کردید؟ خانم عزیز، انتقال احساس در ترانه به هر قیمتی؟ کاری که شما در ترانه تون انجام میدید تندروترین گروه های موسیقی دنیا هم از انجامش پرهیز می کنن. نژادپرستی واقعا در شان و شخصیت شما، ترانه و این فضا نیست.اشاره مستقیم به دو رگه بودن یه آدم؟ اون هم با بک گراند بی غیرت پست؟ دست گذاشتن روی ویژگی ناخواسته یک انسان؟ دلم می خواد یک لحظه تصور کنید که یک آمریکایی بخواد این بیت رو درباره ما بنویسه. مطمئنم می دونید چقدر برای ما دردناک خواهد بود. پس من کاملا منتظرم بدونم منظور شما از دورگه چی بوده؟ من تعجب می کنم که دوستان چرا به قواعدی که در دنیا روش تاکید میشه بی اعتنان. امیدوارم قلم ترانه تون رو حفظ کنید اما در کنارش از هیجانات کاذب و زیر پا گذاشتن قواعد و استفاده یک طرفه از خیلی چیزهای مقدس توی ترانه تان به شدت خودداری کنید. همواره شاد باشید و موفق دوست عزیز @};-
    • سلام و با پوزش از وارد شدن دربحث آقای کاشانی در تمام تعاریف مختلف و رنگارنگی که در طول تاریخ درباره ی شعر گفته شده اختلاف نظرها و بست و گسست های زیادی وجود داره اما تمام این تعاریف به ظاهر متفاوت یک وجه کاملن مشترک دارند و اون اینه: شعر گره خوردگی احساس وتخیل است درواقع مجموعه ای از کلمات است که شاعر با ریختن آنها روی کاغذ به دیگران اجازه می دهد با خواندن یا گوش دادن به آن ، تا حد زیادی با او هم احساس شوند، و از احساس شاعر تاثیر پذیرفته و با عواطف درونی او همراه شوند. پس اگر این اثر با هرجهان بینی و عاطفه ای تونسته مخاطب رو با احساسات شاعرش همراه کنه( که قطعاتونسته) یعنی اثرموفقی بوده و حالا مسئله اینجاست که آیا ما در نقش منتقد میتونیم جهان بینی شاعر رو نقد کنیم یاخیر؟! قطعا جهان بینی هرانسانی جزو شخصی ترین و بکر ترین بخشهای شخصیتی اون فرده که درنتیجه ی تجربیات زندگی و دانش و مطالعات و مشاهدات اون شکل گرفته، پس تا اون اندازه دارای شان و ارزش هست که نشه به راحتی اونها رو دستخوش هجوم قرار داد، میشه نسبت به عقاید وجهان بینی یک فرد موضع مشخصی گرفت و عقایدش رو قبول یا رد کرد، اما قطعا هیچ فرد دومی چه درقالب مخاطب و چه منتقد نمیتونه از شاعر سوال کنه: شما به چه اجازه ای اینطور فکر می کنید؟! به چه اجازه ای مثلن از آمریکا و سردمدارانش منزجرید یا نسبت به مردم سوریه احساس همدردی می کنید؟! چون دراین صورت شاعرهیچ وظیفه ای برای اقناع کردن منتقد نداره و اگرهم تلاشی کنه، تنها از روی احترامات غیر ملزوم حرفه ای و ملزوم اجتماعیه، و احتمالن درنهایت با این پاسخ روبه رو خواهید شد: دوست گرامی! این عقاید کاملن شخصیه منه واگر شما با من موافق نیستید می تونید مخاطب آثار من نباشید... ازاین مسئله که بگذریم سوال دوم اینه : آیا به عقیده ی شما مسئله ی منفی بودن نقش آمریکا، صهیونیسم وسایر وابستگانشون در نظام جهانی انقدر مسئله ی حل نشده و غیر ملموسیه که بتونیم از شاعر این اثر سوال کنیم چرا عقایدت رو درمورد این مسئله صریح بیان کردی؟! نقد شما درجایی که شاعر سعی درانتقال باوری ثابت نشده و ناملموس یا حداقل نیازمند تفحص و مباحثه رو به مخاطب داشت، وارد بود اما درمورد این مسئله به هیچ عنوان وارد نیست :-) واما درمورد ترکیب "یانکی پست دورگه" گمان من براینه که شما این جمله رو به شکلی متضاد با اونچه درذهن خالق اثر بوده تحلیل کردید. برداشت شما اینه که شاعر قصد داشته صفتی مثل دورگه بودن رو دالّ بر منفی نشون دادن اون کاراکتر قرار بده درواقع به زبان ساده تر خواسته بگه چون اون شخصیت یک دورگه است پس عملکرد سیاهی داره ومنفوره، درحالی که اگر به شکل قرار گرفتن صفات و همچنین بارمعنایی کلمات توجه بیشتری می کردید قطعن به مقصود شاعر پی می بردید: هیتلر یک فاشیست خونخوار کوتاه قد بود. سوال اینجاست: آیا برداشت مخاطب ما ازاین جمله اینه که چون هیتلر فرد کوتاه قدی بوده پس خونخوار وفاشیست و درنتیجه منفوره؟! یعنی صغرا وکبرای این قضیه به این شکل میشه : هیتلر یک فاشیست خونخوار کوتاه قد بود تمام افراد کوتاه قد فاشیست و خونخوارو منفور هستند؟! پس تمام افراد کوتاه قد منفورند! نه قطعا اینطوری نیست چون مخاطب میدونه که صفت کوتاه قد تنها جهت روشن کردن ذهن مخاطب به این جمله اضافه شده و نه درجهت وارد شدن به صغری و کبرای مسئله پس برای تنیجه گیری ما این صفت رو در اصل جمله درنظر نمی گیریم. دقیقا همونطورکه وقتی خانوم سید موسوی از صفت دورگه استفاده می کنند تنها یک نشانی یه مخاطب دادن که ذهن رو به سمت فرد مورد نظرشون که نخواستند نام ونشانی مستقیمی ازاو بیارن، دلالت کنه نه اینکه دورگه بودن رو دلیل پست بودن اون فرد قرار بدن و دلیل اینکه صفت دورگه درانتهای این صفات ذکر شده هم همینه وگرنه شاعر میتونست این صفت رو پیشاپیش سایر صفات قرار بده وروی اون تکیه ی بیشتری کنه. :-) و سوال انتها اینه که چرا وارد کردن باورهای دینی ما که قطعا پیوند ناگسستنی تری با عواطفمون دارن درشعر غلطه؟! درجایی میشد شعر رو محکوم به روضه بودن کرد که شاعر سعی می کرد با وارد کردن شخصیتها و باورهای مذهبی ما صرفا به تلنگر زدن به احساس مخاطب بسنده کنه و سعی کنه به قول معروف اشکی دربیاره وبس... اما میبینیم که وارد شدن تصاویری مثل کربلای دوم و قبر حضرت رقیه (س) و پرستاری حضرت زینب (س) از مجروحان و ... در راستای یک هدف بسیار کلی تر وارد اثر شدن... وارد شدن تا ذهن مخاطب رو وادار کنن تا درتاریخ کنکاشی کنه و در وجه تشابه های اتفاقات امروز و اونچه که پیش ازین درتاریخ مذهبی ما رخ داده عمیق تر بشه. درواقع شاعر به قدر وسع محدودش به لحاظ کمیت اثر چند سرنخ به مخاطب میده و این با خود مخاطبه که چقدر ازاین سرنخ ها بهره ببره و بتونه به کشف برسه. ودرنهایت دربافت عمودی اثر میبینیم که ورای همه ی این تصاویر تکان دهنده و اندوه بار یک جهان بینی وجود داره ممکنه شاعر دربیانش قدری صراحت به خرج داده باشه، اما قطعا اندیشه ای در عمق تمام این واژه ها وجود داره اندیشه ای فراتر از صرفا درآوردن گریه ی مخاطب که حتی اگر اینطورهم نبودو صرفا بنابر متاثر کردن مخاطب بود، بازهم شعر رسالت اساسی خودش که همون انتقال عواطف شاعر به مخاطب و تاثیر گذاشتن بر قلب و احساس اوست رو انجام داده و درهرحال نقدهای شما بر اثر وارد نبود :-) یادمون باشه که ما در درجه ی اول با یک شعر روبه روهستیم نه یک مقاله ی علمی یا مانیفست سیاسی اجتماعی پس چقدر خوبه که نقدهامون رو هم به همین سمت سوق بدیم دوست گرامی :-) ((بردباری نصیـــبتان))
      • سلام به شما خانم غفوریان عزیز در مورد تعریف و نتیجه گیری شما ازمفهوم شعر کاملا موافقم. اگرچه ترانه رو از لحاظ تکنیکی کاملا متفاوت از شعر می دونم که اینجا مجالی برای مورد صحبت راجع به این تفاوت نیست. اما اینکه شما میگید چون شاعر تونسته مخاطب رو با خودش همراه کنه، پس در نتیجه اثر موفقی بوده رو نمی تونم در موردش قاطعانه صحبتی کنم. چون اساسا ما در مورد پارامترهای یک اثر موفق میتونیم ساعتها بحث کنیم و به هیچ نتیجه ای نرسیم. چون برای مثال، هم ترانه "خوشگلا باید برقصن" اثر موفقی بوده و هم ترانه فاخری مثل "پل" اثر جنتی عطائی. :-) اما می خوام بدونید که من در مورد این ترانه خاص،در نقش یک منتقد مطالب فوق رو ننوشتم. من به عنوان یه مخاطب توصیه دوستانه خودم رو به ایشون رسوندم.بله درسته، من به عنوان مخاطب نقد به جهان بینی حاکم بر این ترانه داشتم، اما نه نقد به جهان بینی شخصی خانم موسوی عزیز.خواستم بگم من، ایشون و شما میتونیم توی خلوت و یا جمع دوستانه از هر کسی منزجر باشیم، می تونیم با هر کسی در دنیا همدردی کنیم. هیچ شکی در این مسئله نیست. اما وقتی ما به صورت حرفه ای وارد عرصه تالیف و انتشار اثر میشیم، باید یک سری از قواعد اخلاقی حاکم بر عرصه تالیف که تقریبا در جهان یکسانه رو هم در نظر بگیریم. حال، چه ترانه سُرا باشیم، چه فیلمساز، چه نقاش و... . خانم غفوریان عزیز، به نظرم مثال "هیتلر یک فاشیست خونخوار کوتاه قد بود" متاسفانه فقط بازی با کلماته. اولا که من معتقدم توی ترانه اشاره کردن به قد کوتاه یک آدم منفور، به طور مشخص انگشت گذاشتن روی نقطه ضعف اون آدمه. با هزار بار پوزش برای این مثال: آیا مثلا اگه کسی معلول بود می تونیم بگیم: اون گدای کثیف زشت معلول!؟ به نظرم، اشاره به دورگه بودن یک آدم که ازش بدمون میاد، دقیقا مصداق انگشت روی ضعف یک انسان گذاشتنه. فقط فرقش با تعبیر "کوتاه قد" اینه که توی این ترانه طعنه نژادپرستانه زده شده، که خیلی ناپسنده. ترانه سرای عزیز ما ای کاش مستقیم میگفتن: آقای اوباما، یا هر بنده خدای دیگه. نه اینکه بیان اینطوری طعنه به خانواده، قومیت ، رنگ و نژاد بزنن. ارزش های دینی که شما می فرمایید و من میگم به حق هم می فرمایید یکی از اصلی ترین ارکانش مگه نه اینکه برابری انسانهاست و اشاره نکردن به عیوب دیگران، چه بسا دشمنان؟ چه سیاه، چه سفید، چه دورگه! آیا اینکه یک ترانه نویس آمریکایی بیاد و چهره رنجور رئیس جمهور سابق کشورمون رو دستمایه ترانه ش قرار بده شما فریادتون بلند نمیشه؟ من بحث اصلیم روی همین مسئله بود. هر چند من احساسم اینه که اصلا این اشتباه از سوی خانم موسوی عمدی نبوده و فقط به صرف احساسات کاذب و کمی بی اطلاعی اتفاق افتاده. اما ای کاش مدیران سایت دقت بیشتری توی این مسائل حرفه ای می کردن. امیدوارم توصیه های من برای شما و هم ترانه سرای توانا و عزیز قابل قبول بوده باشه. در مورد سوال آخر شما، دوست عزیزم، من هرگز نگفتم وارد کردن باورهای دینی در ترانه غلطه. اگه دوباره بخونید نوشته منو می بینید که من عرض کردم استفاده یک طرفه از چیزهای مقدس. این قسمت از انتقاد من و اون بخشی که گفتم شبیه به مداحی های متوسل به هر راهی برای درآوردن اشک شده، بر خلاف بحثم سر تعبیر "دورگه" کاملا سلیقه ایه. اما باید این توصیه رو انجام می دادم. به نظر من این ترانه چه خودآگاه و چه ناخودآگاه در یک منازعه سیاسی پر از دروغ، سمت و سو گرفته. اصلا هم بهش ایرادی وارد نیست. چه درست چه غلط، ترانه سرا اعتقاد داره همه بدبختی های دنیا از دست آمریکاست. من نباید بگم اینطور هست یا نه. اما من احساس کردم به صورت ناآگاهانه داره از ارزش هایی که برای مردم فوق العاده قابل احترامه، تو یه نزاع نامربوط که به طور کل از هر سمت ناحقه ، استفاده یک طرفه میشه. من توصیه ام اتفاقا اینه که ترانه سراهای ما باید از هوش بسیار بالایی در این موارد برخوردار باشن. درسته این ترانه رو به دلایلی که گفتم هیچ رسانه ای منتشر نمی کنه، اما خب گاهی داشتیم ترانه هایی که ندانسته به مفاهیم ارزشمند خیانت کردن. هر چند بازم میگم خانم موسوی به نظر من در این ترانه بر اثر احساسات دچار بعضی اشتباهات شدن، و ایشون ترانه سرای قابل احترامی هستن. در پایان هم خانم غفوریان عزیز،با عرض پوزش، سوال دومتون رو هم بی پاسخ میگذارم. چون منو با سیاست کاری نیست. من این روزها در مورد انسانیت حرف زیاد دارم، اما سیاست، نه! این رو هم بگذارید به حساب اینکه شاید من دانشش رو ندارم. :-) در هر صورت پرگوئی منو ببخشید. امیدوارم پاسخ های من درست و به جا بوده باشه و شما رو قانع کرده باشه. اگه انتقادم باعث رنجش ترانه سرای عزیز و شما و هر کسی که این ترانه رو پسندیده شده، عذرخواهی می کنم و اطمینان میدم که از سر خیرخواهی بوده. همیشه شاد و خوشحال باشید @};-
      • درود دوباره خوب قطعا خودتون هم میدونید که پارامترهای من و شما وتمام مخاطبینی که درچنین محفلی دارند تعامل می کنند قطعا با کسانی خوشگلا باید برقصن رو اثر موفقی می دونن فرق داره حداقل دراین محفل شاید اگر در یک جشن تولد یا جشن عروسی بودیم صدها دلیل برای موفقیت اون ترانه هم داشتیم پس این قسمت بحث تکلیفش کاملن روشنه. :-) واما مقصود من از به کاربردن لفظ منتقد قطعا منتقد به مفهوم آکادمیک اون (چیزی شبیه مسعود فراستی) نبود مخاطبی هم که اثری رو با دید تفکیک سره از ناسره تحلیل می کنه میتونه منتقد باشه و البته میتونه منتقد خوبی هم نباشه :-) ودرادامه کاملن حق با شماست وقتی بنارو بر تعامل و انتشار یک اثر قرار میدیم باید به تمام عواقبی که خواسته یا ناخواسته ممکنه باعث بروزشون بشیم فکرکنیم اما نه تا اون حد که دست به خودسانسوری بزنیم، اون هم خودسانسوری عقاید کاملن پذیرفته شده و جهان شمول که اتفاقا گاهی نگفتنشون عواقب بیشتری داره. و درمورد "دورگه" شما با مثال تازه ای هم که زدید بازهم تلویحن صحبت من رو تایید کردید با این تفاوت که این نقد برمثال شما وارده که آیا زشت وکثیف بودن و گدا بودن دلایل کافی برای سیاه جلوه دادن یک انسان هستند؟! که بررسی این مسئله نیاز به ریشه یابی عمیق اجتماعیی-علمی وحتی فلسفی داره و ممکنه دراین ریشه یابی سر از آغاز خلقت جهان دربیاریم و من ترجیح میدم درهمین زمان ومکان بمونم. :-) واما بازهم دقیقا این نکته درمثال شما وجود داره که این آدم لزوما چون معلوله گدا، کثیف و زشته؟! قطعا اینطور نیست؟! چون واژه ی معلول به تنهایی هرگز در ذهن ما تداعی کننده انسانهای گدا زشت وکثیف نیست همونطور که واژه ی دورگه به تنهایی تداعی کننده آدمهای پست و بی غیرت و منفورنیست :-) و خانوم سید موسوی هم چه عمدن وچه سهون مرتکب چنین خطایی نشدن، چون همونطورکه گفتم "دورگه" تنها یک قید بود که در صغری و کبرای این قضیه وارد نمیشه واین اشتباه شماست که واردش کردید :-) ودرمورد باورهای دینی هم همونطورکه یکبار کاملن توضیح دادم وارد شدنشون به این اثر قطعا باهدفی عمیق تر ودقیق تر از درآوردن اشک مخاطب بوده و چون خودتون هم به سلیقه ای بودن برداشتتون دراین مورد اذعان داشتید من اصراری برای تغییر دادن دیدگاه تون ندارم . اجازه بدید قضاوت دراین مورد روبه مخاطبین ترانه واگذار کنیم که اگر با برداشت شما موافق باشند قطعا باید حداقل یک نظر دیگه موافق با شما دراین مورد داده بشه :-) وبی پاسخ گذاشتن سوال دومم رو هم به گفته ی خودتون میذارم روی حساب دلیل دومی که عنوان کردید:) قرار دادن یک اثر دریک فضای عمومی قطعا به منزله ی واگذار کردن قضاوت راجع به اون اثر به دیدگاه ها و نگرش های مختلفه و کسی که چنین کاری روانجام داده قطعا آمادگی پذیرفتن انواع و اقسام دیدگاه های مختلف (هرچند نادرست وشتاب زده) رو داره پس دلیلی برای رنجش خانوم سید موسوی نمی مونه . :-) ((موفق باشید))
      • متاسفانه با تمام خوشبینی که به خاطر توضیحات شما به کار بردم باز هم من اینطوری به قضیه ترکیب مورد نظر نگاه نمی کنم. شاید بعدها در مورد مسئله دیگه ای متوجه منظور من بشید. البته شاید هم تعاریف ما فرق می کنه. به هر صورت ممنونم از توضیحات شما، هر چند به من اجازه بدید قانع نشم :-) با آرزوی اینکه دنیا اونقدر جای خوبی بشه و فاصله ملت ها به خصوص ملت های مذکور اینقدر کم بشه که مجبور نباشیم توی هنر عزیزی مثل ترانه از تعابیر اینچنین استفاده کنیم. شاد و موفق باشید خانم عزیز @};-
      • بله حتما بهتون اجازه میدم قانع نشید به شرط اینکه گاهی به خودتون اجازه قانع شدن هم بدید وگرنه ممکنه خدایی نکرده متهم به بی منطق بودن بشید :-) خوب علی رغم تفاوت از زمین تا آسمون برداشت ها و عقایدمون توی دعای آخر کاملن با شما همدلم. :-) انشاءالله که اینطور بشه 8-> 8-> ((سربلنـــد باشیـــد))
      • مجتبی جان =D> =D> =D> انشاالله
      • ممنون ایمان عزیزم. انشاالله که همین طوره @};-
    • با نظر آقای پورکاشانی صد در صد موافقم
      • سلام دوستای عزیزم :-) @};- دلم رميده شد و غافلم من درويش كه آن شكارى سرگشته را چه آمد پيش چو بيد بر سر ايمان خويش مى لرزم كه دل به دست كمان ابروئيست كافركيش (حضرت حافظ) همون طور که میدونید بیشتر بانوهای ایرانی کمان ابرو هستن و با ایمان و مطیع ,اما این دلیل نمیشه که غزل حافظ رو زیر سوال ببریم که چرا توو شعرش از زنی با چهره ی اصیل ایرانی به عنوان زن سرکش یا کافر کیش استفاده کرده! حضرت حافظ شرح ماجرایی رو سرودن که نشان چهره ی اون زن ناخلفی که در غزلشون آوردن ابروی کمونیش بوده پس این یه نشونه ی شخصیه, نه نشونه ی عمومی و توهین کردن به کل زن های ابرو کمونی. منظور فریبای عزیز هم برای بکار بردن کلمه ی دورگه 100% روشنه که نشونه ای از شخصیتیه که میخواد در موردش شرح حالی رو بنویسه و هیچ گونه توهین و غرض ورزی به گروه یا نژاد خاصی در ترانه ی دهکده ی بی قانون وجود نداره. @};- به امید ترانه باران...
      • سلام خانم عزیز از چه غزل قشنگی هم مثال زدید. فارغ از بحث خیلی غزل دوست داشتنیه این غزل حضرت حافظ. ممنون @};- اول با عرض پوزش، دوست دارم بدونید که اگه جوابی میدم حمل بر بی منطقی و یکدندگی من نیست. چون من اگه واقعا جایی اشتباه کرده باشم، یا ببینم بحث دیگری درسته، جرات عذرخواهی دارم. ولی باور بفرمایید خانم سکوت عزیز،به اعتقاد من، بعضی از واژه ها، به خصوص واژه هایی که به نژاد و قومیت اشخاص و ضعف های جسمانی اونها و چیزهایی که با انتخاب اشخاص کسب نشده، مربوط میشن نیاز به احتیاط در کاربرد دارن. مخصوصا ترانه که پای احساس قلبی میاد وسط. در غزل حافظ هم کافرکیش اشاره به ضعف کسی نشده. بلکه گلایه ایه از به قول شما زنی کمان ابرو که چون به سحر زیبایی دل و دین حضرت حافظ رو لرزونده، به کافرکیش تعبیرش کرده. اتفاقا یکجورهایی تعریف نامحسوسی از زیبایی شخص مورد نظر هم هست این. متاسفم که این مثال رو میزنم. اما الان در کشور ما، " مرتیکه افغانی" تبدیل شده به یه فحش و توهین نژادپرستانه.توی جامعه و به خصوص تهران به وفور این جمله رواج داره. در حالی که همزمان ما در جملات خودمون و در روزنامه ها می نویسیم "مرد افغانی دختربچه ای را نجات داد. " می بینید؟ مهم نحوه و مکان کاربرد تعبیره دوستان من. مثلا ما می نویسیم: "اشکان دژاگه بازیکن با تکنیک دو رگه تیم ملی فوتبال ایران" این خیلی متفاوت است با هنگامی که از کسی می خواهیم بدگویی کنیم و داریم هرچه صفت بد است راجع به او به کار می بریم که یکهو لابه لای این صفات، دورگه رو هم به کار ببریم.اینجا دو رگه دیگه فقط یک ویژگی عادی نیست. اشاره به ضعف نژادیه. به نظر بنده، بحث "لحن" در ترانه از روی همین کاربرد صفات و ویژگی ها در جمله مشخص میشه. در هر صورت تاکید من روی اعتقادم رو بگذارید به حساب خیرخواهی و وظیفه انسانی. همیشه شاد و موفق باشید و دعاتون رو هم فوق العاده دوست داشتم : به امید ترانه باران ... @};- @};-
      • ممنون آیدین عزیز @};-
      • خواهش میکنم @};- :-) بله غزلیات حضرت حافظ یکی از یکی دلنشین تر هستن =D> 8-> واما منم با شما هم عقیده هستم که نباید دست روو نقاط ضعف اشخاص گذاشت : =D> =D> ولی اینو در نظر بگیرید: دو رگه بودن در دو دهه ی اخیر جدا از اینکه ضعف نیست بلکه پوئن مثبت هم هست مگه غیر از اینه که دو رگه ها هم از نظر زیبایی و هم در جوامع ورزشی و هنری حرف اول جهان رو میزنن حتی در جوامع سیاسی جایگاه خوبی رو دارن :-/ :-? پس حساسیت شما در مورد چیزی که از موقعیت فعلی افراد دو رگه توو ذهنتون پرورش دادین کاملا بی مورد واز رده ی عرف جهانی خارجه ! آدمای پست بی غیرت زیادی توو کنگره ها دم از آزادی و حقوق بشر میزنن پس برای دقیق تر نشون دادن منظور, شاعر باید از یه مشخصه ی فردی کیس مورد نظر ش استفاده کنه همه ی ما ایرانی ها عادت داریم از افراد با مشخصات ظاهریشون توی حرفامون یاد میکنیم مثلا :الهام جان اون دختر لوس, بوره بازم اومد مهمونی؟ خوب این دلیل نمیشه همه ی دخترای بور لوس باشن اما همه ی ما اینجوری حرف میزنیم غیر از اینه؟ من احساس میکنم شما از روی حسن نظرتون به مقام والای انسان کمی حساس شدین :"> با شناختی که از انسان دوستیِ ترانه سرای این اثر دارم میتونم به شما این اطمینان رو بدم که قصد توهین به هیچ نژاد خاصی نبوده و نیست و دلیل بکارگیری کلمه دورگه صرفا برای مشخص کردن دقیق فرد مورد نظر مولف بوده @};- بازم ممنون که رووی کلمه کلمه ای که از هم ترانه هاتون می خونید انقدر دقیق و حساسید @};- :-)
      • سلام دیانا جان. توضیحاتت من یکی رو که واقعا قانع کرد هرچی اومدم قانع نشم نشد :"> :"> ممنونم عزیزم =D> =D> ((شــاد باشیـــد))
      • سلام عشقم :-x :-x :-x شما از اولش قانع بودیاااا ;)) خواهش میشود :">
      • ممنونم از توضیحاتی که وقت گذاشتید و دادید. من یه پوزش بدهکارم به شما، فکر می کردم اسم واقعی شما سکوته که با اون خطابتون کردم، امشب متوجه شدم اینطوری نیست. @};- ما ایرانی ها شاید کار خوبی نمی کنیم ولی خب! چیزهای مثبت دیگران رو دیدن و عیب ها رو ندیدن و نگفتن توی جامعه ما به شدت کمه.می تونیم بگیم: الهام! اون دختر زیبا (یا یه ویژگی مثبت دیگه) بازم اومد مهمونی؟ می دونم این خیلی اتوپیا میشه، اما الان توی جامعه ما شعارهای هتاکانه و "مرگ بر" سر دادن هم بسیار زیاده. دست روی ضعفِ هم گذاشتن ها هم. اینها توی ریشه فرهنگ ما نبوده، پس ما ترانه سراها می تونیم سهم زیادی توی تغییر این حالت و مثبت اندیشی جامعه و تغییر تلخی لحن . کلام مردم داشته باشیم. من هم با شما موافقم و چند بار هم گفتم که اصلا بحث من این نبود که ترانه سرای اثر دیدگاه قلبی توهین آمیزی داشتن. ایشون برای من بسیار بسیار محترم هستن. و در پایان ممنون از احساس مسئولیت شما خانم @};- :-)
      • آقای صبور هشتاد درصد قبلن با خانوم سید موسوی موافق بودین صد درصد با آقای پورکاشانی خوب این میشه صدوهشتاد درصد :-? :-? حساب کتابتون جور درنمیاد هااااا ;)) ;))
  • سلام فريبا بانوي مهربون و عزيزم... ديدن رووي ماهتون و بوسيدنش اونقدر برام شيرين و دوست داشتنيه كه دلم ميخواد فقط به عكس پس زمينه ي موبايلم خيره شم و خيره شم و خيره شم و لذت ببرم..... :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x سپيده ي مهربون و نازنين من و ببوسين از طرفم...انشاءالله سفر به سلامت باشه....و دست هميشه همراه مولا پناه لحظه لحظه ي بودنتون... :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x ترانه يه دنيا بغضه كه با افتخار به احترامش.... ، منم ميشكنم..... :-S :-( :-( :-( :-S
  • سلام خواهر خوبم بانوی مهربون آکادمی استاد عزیز خودم کاراتون همیشه زیبا و خوندنیه هر کاری که از شما منتشر میشه رو باید چندین بار بخونم و هر بار بیشتر لذت میبرم از خلق این همه زیبایی این ترانه بر گرفته از دل مهربونتونه که معلومه این روزا خیلی گرفته مثل دل اکثر مردم ایران عزیز امروز شنیدم که نامردا رای به حمله نظامی به سوریه رو دادن انشالله خدا خودش یه کاری بکنه ممنونم از این ترانه بسیار زیبا =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون =D> @};- تا شاید آروم شه این دهکـــــده ی بی قانون @};- =D> دروود خانم موسوی عزیز ترانه بسیار زززیبایی در وصف مردم زجر دیده سوریه خوندم درد یزرگی تو ترانتون بود :-( امیدوارم که آرامش به این سرزمین ها برگرده موفق باشید وسرزنده =D> @};-
  • ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون.. =(( الحق که خالصانه و تکان دهنده روایت کردی فریبای عزیز =(( @};- .. استاد دوست داشتنی خودم... @};- @};- @};- همیشه از خودتون و کاراتون یاد میگیرم.. @};- @};- @};- :">
  • ☼سلام بانو☼ ترانتون مثله هميشه زيباست @};- سپاس براي اين همه زيبايي @};- موفق باشيد @};-
  • درود بانو @};- @};- @};- =D> =D> @};-
  • سلام...مرسی از این احساسات پاک @};- @};-
  • زیباست بانو جان زیباست =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خیلی لذت بردم بانو آفرین به حس خوبتون
  • بانو فریبای عزیز ممنون از احساس پاک و دلسوزتون بحق عمه ی ساداتو بزرگ بانوی کوچک کربلا رقیه هرچه زودتر آرامش برگرده.. :-( آقا بیا که قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده سبز باشی و ماندگار @};- @};-
  • سلام خانوم موسوی همینکه فکر همنوعتون هستیدبه دغدغه تون آفرین میگم. انسانی که هرروز از خواب بلند میشه باید منتظر فجایع تازه تری باشه دیدن و شنیدن اینگونه حوادث در هر گوشه از جهان دل هر انسانی رو به درد میاره @};- @};- @};- تنها مصرع پایانی رو چهارده هجایی نوشتید . @};- @};- @};-
  • سلام خانوم موسوی @};- واقعا خیلی سوزناک و با احساس بود از ترانتون آموختم خانوم @};- @};-
  • سلام @};- این ترانه به حال این روزای هممون میخورد ، ممنون @};- موفق باشید @};-
  • خوشبحالت که استاد به این خوبی داری آبجی :-) عالی بود =D> @};- موفق باشی آبجی گلم
  • سلام رها جان :-) @};- @};- @};- این ترانه ژانر جدیدی رو توو کارنامه ی کارات به نمایش گذاشت 8-> خوشحالم که توو تمام موضوع ها مینویسی و خوب مینویسی عزیزم =D> =D> =D> @};- @};- @};- توی ِ کوچه ها پراز ترکـــش و خمپـــاره شده قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده خدا جون ببین چطور عاطفه بی بهـــا شده حالا اون مار ِ پــــُر اشتها ، یه اژدها شده =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • ازبس که بهارآمد و ما ردکردیم پاییز نشینیم و سراپا زردیم بودی و نبودیم.... ندیدیم آقا! باید تو دعا کنی که ما برگردیم!!! سلام فریبا جان. با تمام وجودم دستای هنرمند و دردشناستو برای نوشتن این دردنامه که ازیه قلب بی آلایش سرچشمه گرفته می بوسم :-( :-(
  • دوباره یه کربـــــلا ، یه محشر ِ داغ و بلا دوباره فتنـــــنه و خون توو محضر ِ آل ِ عبا پاشو خاتون ِ دو عالم ، زینب ِ (س) صبر و وفا باغ ِ زیتون و سوزنوندن ، به پرستاری بیا توی ِ کوچه ها پراز ترکـــش و خمپـــاره شده قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده :< :< :< :< :< :< :< :< :< :< :< :< :< سلام فریبا بانوی مهربانم، عالــــــــــی بود احساستون،ممنون ازاین همدردی زیبا.چقدر خوبه میتونید برای این جور دردا .موضاعات شعر بگید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم موسوی واقعا از این ترانه لذت بردم...بسیار با احساس بود @};- @};- @};- پاشو خاتون ِ دو عالم ، زینب ِ (س) صبر و وفا باغ ِ زیتون و سوزنوندن ، به پرستاری بیا توی ِ کوچه ها پراز ترکـــش و خمپـــاره شده قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده @};- @};- @};-
  • و بانوی با احساس آکادمی مرسیییییییییییییی @};- @};- @};-
  • سلام خانم سید موسوی من به این کارها که مضمونش مضمون درده بدون هیچ درنگی لایک میدم ترانه زیبا بود امیدوارم بقیه دوستان هم دست به کار بشن وتو این مضامین به اندازه توانشون صحبت کنند @};- @};- @};-
  • چقدر زیبا سرودید @};- حالم عوض شد :(
  • یعنی فقط با خوندنش اشک ریختم =(( بسیار عالی..... [-( =(( ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون تا شاید آروم شه این دهکـــــده ی بی قانون موفق باشید فریبا جان @};- @};- @};-
  • درود بر شما فریبا جان @};- کارتون واقعا قابل تحسینه ..مضمون فوق العاده ای رو برای سرودن انتخاب کردین و پرداختتون خیلی خوب بود .. @};- خدا جون ببین زمینت داره منفجر می شه حتی قلب سنگ بی عاطفه منزجر می شه تن ِ ســــوریه پر از تاول و زخم ِ این روزا روو لبش نمی شنوی حرفی جزآهنگ ِ عزا روو بلندیــــــهای ِ جولان ، ابری از دوده و خون داره جولان میده بی وقفه میون آســمون زیر ِ چکمه ی سیــاه ِ دولت ِ کــاخ ِ سفیـــد صدای ناله ی بچه هارو ، خوب می شه شنید بازم اون یانکی ِ بی غیرت ِ پـَـســت ِ دو رگه * داره توو کنگره از حقوق ِ آدمــــا مـــی گه * دوباره یه کربـــــلا ، یه محشر ِ داغ و بلا دوباره فتنـــــنه و خون توو محضر ِ آل ِ عبا پاشو خاتون ِ دو عالم ، زینب ِ (س) صبر و وفا باغ ِ زیتون و سوزنوندن ، به پرستاری بیا توی ِ کوچه ها پراز ترکـــش و خمپـــاره شده قبر ِ کـــــووچیک ِ رقیه (س) مثل گهواره شده خدا جون ببین چطور عاطفه بی بهـــا شده حالا اون مار ِ پــــُر اشتها ، یه اژدها شده ای خـــدا منجی ِ دنیــــارو به دنیـــــا برسون تا شاید آروم شه این دهکـــــده ی بی قانون =(( :-S :-( =(( اگر انسانی باشه که این وقایع رو درک کنه محاله ممکنه حال این روزاش بد نباشه .. نتونستم از بین تمام بیتهای زیبا فقط یکی دوتارو گلچین کنم :"> :-x چندین و چند بار لللللللللللللللللللللللللللللللللللللایک
  • پاشو خاتون ِ دو عالم ، زینب ِ (س) صبر و وفا باغ ِ زیتون و سوزنوندن ، به پرستاری بیا @};- @};-
  • ترانه ی خیلی خووووبی بود بانو.... @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود رهای عزیز.... ارادتمندم :-) @};- @};-
  • درود بانو رها خیلی لذت بردم @};-
  • عااالی بود،لذت بردم @};- @};- @};- احساستون قابل تقدیره =D> @};- @};-
  • خانم موسوی بسیار زیبا بود خدا جون ببین زمینت داره منفجر می شه حتی قلب سنگ بی عاطفه منزجر می شه تن ِ ســــوریه پر از تاول و زخم ِ این روزا روو لبش نمی شنوی حرفی جزآهنگ ِ عزا
  • درود بانوووووو حستون ستودنیست ؛ درود بر شما و این قلب پاک :-( :-( :-( پسندیدم >3