قایق عشق

بازیچه ی دیگه، مگه غیر از دل من نیست
در عشوه گری نمره ی کاراتو میدم بیست

دیوونه شدم عاقبت از نگاه مستت
انگار که گرفتی دلمو میون دستت

بازی اگه بوده یا حقیقت نمی دونم
اما میدونم که عشق تو رفته توو خونم

حالا که می خوای کم بشه این فاصله هامون
حرفـی ندارم، یکی بشه خاطره هامون

میخوام که برات توی دلم قصری بسازم
از اینکه عروس اومده در خونه بنازم

خواستی اگه همراهم بیای منو خبر کن
با من بنشین توو قایق عشق و سفر کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: