آغوش هر جـایی"

نگاه کن خونه رنـگ التماسه
ببیـن کوچـه سکوتش حکم تیره
خودت رو اون قدر کوچیک کردی!
که تو آغـوشت هرکی جا میگیره
صدات و می کشـی از ترس مردم!!
اسـیری توی این دنیای بن بست
تنت بی حسه، مغرور، لطیفه
ولی روحت پر از زخمای کهنه ست
نمی بینی نگاه های کثیف و؟!
ازعـشق اینجا کـسی بویی نبرده
به هر کی میرسی از عشق میگی!؟
نمیفهمی که عشق صد ساله مرده!
تظاهر میکنی یا دل فریبی!…
تو اون نـیستی که باید باشی دختر!!
یه روزم وقتی غرق التماسی
گلای باغ عمرت میشه پر پر
***
تو حـکم تیر هرشب مهر کردی
که تو ذهن خودت سنگ سار میشی !؟
تا وقتی گم شدی توی هـوس هات
توعشق ساختگی یت تکرار میشی!

**
بذار روشن بشه معنای قلـبت
برس به داد این لبخـند مرده
بشـین فک کن ببین چند ساله قلبت
به پای این هوس ها خاک خورده!؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: