از لام لیلی.تا.نون مجنون..!

توو قلبـــم غده ی بد خیـــم دارم
ازون وقتــــــــی که رفتی ازکنارم
عـــوارض های تنهـــاییِ بیتـــــــو
ســـرطــانیِ که الـــآن دچــــارم

همین چند رد پا دستاتو رو کرد
توبودی که بپام سوگند خوردی!!
اگه تقـــدیر ما اینــــه ، نمــونی
چرا با سرنوشت پیوند خوردی؟

همش عکس دوتامون روبــرومه
همونیکه باهات ست کرده بودم
تا وقتـــــی تو نبـودی،،با تـــرانه
وفــاداریمــو ثـــابت کـــرده بودم

(توشطــرنج چشات سرباز بودم
منــو با نیم نگــاهت شاه کردی
زیادی بی محل بودی که بعدش
به این نفـــرت منـــو آگاه کردی..)

تو با دل نازکیم سرسخت بودی
نمیتــونم مثـــه تو سنــگ باشم
با اینکه رفتی اما دست من نیست
واسم عادت شده دل تنگ باشم

نباشی تنهــــــــایی کافه نمیرم
نه .نای خوردن یه بستنی نیست
تا هر چی که دلت خواست،سنگ بنداز
که این شیشه بدون، شکستنی نیست

(اگه تو لام لیــــــــلی باشی بامن
منم تا نون مجــــــنون پات هستم
سرت برگــــــرده از رفتن، نگام کن
رو جــــــای رد پاهاتم نشستـــــم..)
***************************************
مال فروردین ۹۱ هست
که الان …
البته دوبیتشو قبلن منتشر کرده بودم!{.(…).}
….
دوستون دارم
همین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: