من بی تو

روزای هر دقیقه یه مصیبت
روزای غصه و فکر نداری
شبای مثل سگ آواره بودن
شبای تا سحر درد و خماری

تو که نیستی شب و روزم همینه
تو که نیستی واسه دنیا خیالم
تو چشم باور امشب توهم
برای صبح فردا احتمالم

از این روزای بی تو خیلی خستم
دلم خیلی هوس کرده بمیرم
شاید بعد یه عمری بی قراری
تو آغوش یه قبر آروم بگیرم

شاید اونجا واسه غم جا نباشه
شاید اونجا دیگه گریم نگیره
نمی تونم یه روز عاشق نباشم
می میرم تا که احساسم نمیره

بگو دیگه زمین بی خود نچرخه
بزار این آسمون از هم بپاشه
برای من دیگه چیزی مهم نیست
تو که نیستی ، میخوام دنیا نباشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: