تــــنــــهــــایـــی یـــعـــنـــی . . .

سینه م هنوز سنگینه از آهِ پر از حسرت
چشمام هنوز خیسه مث بارونه رو شیشه
حس می کنم از تو سه قرنه دور افتادم
حسی تو دنیا بدتر از اینم مگه میشه ؟

تنهام یه گوشه از اتاق خوابی که تاریکه
حس می کنم بین دو تا دیوار له می شم
حالم بده مث کسی که خواب بد دیده
بی تو تموم بعد از ظهر بی حوصله میشم

رو میز شام هر شب یه بشقابِ / خالی سرجای تو می مونه
از وقتی رفتی خونه هرلحظه / آغشته به سوز زمستونه
تنهایی یعنی حرف با دیوار / مث کسی که سخت مجنونه
از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه

از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی
هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم
عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو
که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟

حس می کنم نزدیکتم اما چقد دوری
بین من و تو این خیابونای بن بستن
دارم به هر زوری خودم رو می رسونم بت
اما چه فایده که همه شون با تو همدستن

رو میز شام هر شب یه بشقابِ / خالی سرجای تو می مونه
از وقتی رفتی خونه هرلحظه / آغشته به سوز زمستونه
تنهایی یعنی حرف با دیوار / مث کسی که سخت مجنونه
از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • نقدهای که دوستان کردند به نظر من به جا بود،شاید یک ضعف شما تعدد کار باشه که من دوست دارم اوج پرواز شما رو در یک کار ببینم البته از نوع در قلم شما میبینم که این کارارو تو یه کار جمع کنید و به خاطر همین گفتم
  • سلام عرض میکنم اولین باره از شما کار میخونم! لحن خیلی قوی ای دارین و مشخصه که جدی پیگیرین! با توجه به روحیه نقد پذیری ای که دیم ازتون چیزایی که به نظرم میرسه رو میگم حالا اسمش رو اگه بشه نقد گذاشت! تو بند اول دچار کژتابی شدم! اونجایی که میگید "چشمام هنوز خیسه مث بارونه رو شیشه" چیزی که تو خوندن به ذهنم میاد تشبیهی هست که با ادات هم اومده ولی چیزی که تایپ شده ورای تشبیه! حدس میزنم اشتباه تایپی بوده و منظورتون "بارونِ رو شیشه" بوده! تو مصرع "بی تو تموم بعد از ظهر بی حوصله میشم" وزن کاملا افتاده؛ البته این مصرع نسبت به سکته های وزنی دیگر کار بیشتر تو ذوق میزنه! استفاده از "شب پرسه" به عنوان یک واژه ی مستقل در تر جیع بند یه مقدار فکر میکنم از فضای کلی کارتون دوره و کلا اینگونه ترکیبها که بعضی اوقات برای تکلفات وزنی ساخته میشن به ترانه لطمه میزنه! تو بند از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟ اول اینکه مصرع آخر احتمالا یه "تا" تو تایپ جا گذاشتین چون وزن مشکل خورده و با تا.. که تا ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟... درست میشه و نکته ی دیگر مضمونی این که واسه بغض فعل گرفتن به کار نمیره، هیچکس نمیگه بغض گرفتم ... یا میگه بغض کردم یا بغضم گرفته یا بغض گلومو گرفته یا بغض داره خفم میکنه و امثال اینها چیزی که تو این بند مطرح شده کمی دور از عرفه! بازهم توی بند بعد حس می کنم نزدیکتم اما چقد دوری بین من و تو این خیابونای بن بستن دارم به هر زوری خودم رو می رسونم بت اما چه فایده که همه شون با تو همدستن اینجام احتمالا "خیابونا یه بن بستن" منظورتون بوده که اینطور تایپ شده! حالا ایرادی منتقدان سختگیر میگیرن اینه خیابون(ها) چجوری (یه 1) بن بستن؟! از این گیر های شمارشی! و بعدش هم که مصرع آخر از وزن افتاده باز! کلماتی که به کار رو اون وزن نمیشینه و مصرع قبلش هم که "بت" به کار رفته یه مقدار کل لحن رو تحت الشعاع قرار داده! از اینکه اینقدر صریح همه چیز رو گفتم منو ببخشین اینقدر در جلسات نقد ترانه حضور داشتم که مثل اونا بیرحم شدم! امیدوارم موفق باشید! @};-
  • سلام فرجام عزيز كارتو هميشه دوست دارم و لذت مي برم از خوندش حتا مدتي هم كه نبودم پيگير تموم كارات بودم واقعان عالي مي نويسي موفق باشي از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟
  • از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟ @};- @};- @};-
  • سلام جناب خیراللهی ترانه ی زیبایی بود که با تمام وجود این حس هجران و دوری رو به تصویر کشیده بودید آفرین =D> =D> فقط نمی دونم چرا نتونستم با کلمه ی آغشته ارتباط برقرار کنم :-( یه جورایی انگار به این ترانه نمی خوره. از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟ =D> =D> :-x :-x جسارت بنده رو می بخشید که.... :-x لبالب از لبخند، لحظه هایت... @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- زیبا بود فرجام جان
  • حس می کنم نزدیکتم اما چقد دوری بین من و تو این خیابونای بن بستن دارم به هر زوری خودم رو می رسونم بت اما چه فایده که همه شون با تو همدستن =D> =D> =D> بی نظیری فرجام عزیز ؛ هربار از ترانه های زیبات لذت می برم @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا مینویسید... 8-> ممنون از حس زیبایی که با ترانه هاتون به من میدین :-) @};- موفق باشید @};-
  • سلام کار بسیار زیبایی ازتون خوندم و از خوانش اون لذت بردم. =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • فرجاااااام به محض اینکه فرصت میشه بیام آکادمی میخونمت و این از دلگرمیای منه کار قبلم که در مورد آقا بود خوندم و میدونی اولین کسی بودم که بعد از نوشتن خوندمش ولذت بردم....یادت میاد؟؟ همون فرجامی بودی که میشناختم دستت درد نکنه از این کار @};- @};- @};-
  • سلام آفرین کار زیبا و با احساسی بود . =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام :-) @};- رو میز شام هر شب یه بشقابِ / خالی سرجای تو می مونه از وقتی رفتی خونه هرلحظه / آغشته به سوز زمستونه تنهایی یعنی حرف با دیوار / مث کسی که سخت مجنونه از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه : =D> =D> =D> =D> =D> لايك @};-
  • سلام آقای خیرالهی عزیز خیلی قشنگ وعالی بود لذت بردم واقعا. (بغض می گیرم) درسته؟؟؟ سینه م هنوز سنگینه از آهِ پر از حسرت چشمام هنوز خیسه مث بارونه رو شیشه حس می کنم از تو سه قرنه دور افتادم حسی تو دنیا بدتر از اینم مگه میشه @};- @};- @};- یعنی حرف با دیوار مث کسی که سخت مجنونه @};- از وقتی رفتی کار من اینه شب پرسه توی غربت خونه @};- ممنون ازترانه زیباتون.
  • ترانه ي زيبايي بود..موفق باشيد :-) =D> @};-
  • سلام...واقعا این خود خود ته تنهایی بود...افرین...به دلم نشست =D> @};- @};- @};-
  • تنهایی یعنی حرف با دیوار / مث کسی که سخت مجنونه از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه 8-> =D>
  • درود.... یه مدت فرجامِ خونم اومده پائین....حالا دارم خوب میشم :-) @};- @};- @};-
  • @};- ☼سلام آقای خیراللهی☼ @};- از خوندن ترانتون لذت بردم =D> =D> تنهام یه گوشه از اتاق خوابی که تاریکه حس می کنم بین دو تا دیوار له می شم حالم بده مث کسی که خواب بد دیده بی تو تموم بعد از ظهر بی حوصله میشم =D> =D> فقط چند جا نتونستم روون بخونم که گویا اشتباه تایپی بوده @};- دقـــت کنید آقا !!! ;)) ;)) لایک برای خلق این اثر @};-
  • سلام . مثل همیشه زیبا بود. =D> @};-
  • حس می کنم نزدیکتم اما چقد دوری بین من و تو این خیابونای بن بستن دارم به هر زوری خودم رو می رسونم بت اما چه فایده که همه شون با تو همدستن =(( @};- بسیار زیبا و با احساس.. @};- @};- @};- لذت بردیم..مثل همیشه.. :-) @};- =D> =D> =D> =D>
  • زیبا و پر احساس =D> @};-
  • سلام فرجام جان آفرین خیلی عالی بود کارت مرسی دوست من از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم عطر تو اینجا تو هوا پخشه کجایی تو که تا ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟ حس می کنم نزدیکتم اما چقد دوری بین من و تو این خیابونای بن بستن دارم به هر زوری خودم رو می رسونم بت =D> =D> =D>
  • سلام آقا فرجام ترانه ی زیبایی بود اما چه فایده که همه شون با تو همدستن ... احساس کردم "که" سکته ایجاد کرده که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟ .... اینجا هم گمونم یه "تا" جا مونده شاد باشین و پر احساس @};- @};-
  • سلام زیبا بود در ضمن منتظر نظر ارزشمندت هستم در ترانه »»»تو می ترسی««« https://www.academytaraneh.com/arcs/74108/%D8%AA%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C/
  • رو میز شام هر شب یه بشقابِ / خالی سرجای تو می مونه از وقتی رفتی خونه هرلحظه / آغشته به سوز زمستونه تنهایی یعنی حرف با دیوار / مث کسی که سخت مجنونه از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه @};- @};- @};- @};- @};-
  • اوووووووووووووووووووووووووووووووول :"> :">
    • @};- @};- @};- @};- @};- @};- منتظر نقدتونم هستم خانم غفوریان :)
      • سلام دوباره آقاي خيراللهي شكا كه هيچ وقت ترانه هاي بنده رو نقد نمي كنيد ظاهرا به نظرتون شايستگي وقت گذاشتن رو ندارن =(( =(( :-( :-( واما ترانه: بند اول: خيس بودن در ذات بارونه، در واقع بارون خودش منشأ محسوب ميشه و باعث خيس شدن شيشه يا هرچيزي كه روش بباره ميشه پس تشبيه خيس بودن چشما به خود بارون به عقيده ي من صحيح نيست مگر اينكه چشمهاي خيس رو به شيشه اي كه ازبارون خيس شده تشبيه مي كرديد كه هم زيباتر بودوهم قابل پذيرش. :-) بند دوم: براي درست خوندن قوافي شما لازمه كلمه ي "حوصله " روهم مثل "له" با شدت بخونيم و اين زيبايي كلمه رو تحت شعاع قرار ميده علي رغم داشتن حروف مشترك يكسان و قافيه قرار گرفتن دو كلمه له و حوصله در ظاهر اما چون نقطه ي تاكيد در له بر روي "ه" و در حوصله بر روي "ل" قرار ميگيره قافيه شدن اين دوكلمه در همه جا زيبا نيست. و نكته ي بعداينكه به نظرتون اينكه وقتي كاراكتر ترانه ي شما اوج اندوهش بعداز رفتن عشقش رو با الماني مثل " بی تو تموم بعد از ظهر بی حوصله میشم" نشون ميده مخاطب و خانوم معشوق توو دلشون نميگن واقعا خسته نباشي!!!! :-? مثلن انگار طرف واكمنشو گم كرده يا game box شو ... ;)) ;)) بند سوم: اگه خط تيره هاي بين ابيات براي نشون دادن مرز هر مصرع باشن ، شما بهتر ازمن ميدونيد كه درترانه هاي اجرايي بايد سعي بشه هر مصرع به لحاظ ساختاري كامل باسه وگرنه موقع اجرا خواننده دچار مشكل ميشه. توي بيت اول اين اتفاق نيفتاده. :-) و" آغشته" از بافت زباني ترانه تون بيرون زده . بند چهارم: منظور از بغض مي گيرم بغض ميگيره م بوده ديگه ؟! :-? و مصرع آخر از وزن خارجه "که ته دنیا دارم پشت سرت می رم ؟" گمونم يه "تا" جا مونده. بنـــد پنجم: مصرع سوم رو مي تونستيد خيلي موفق تر و روون تر بنويسيد، نه؟! :-) و درنهايت اينكه رعايت نكردن بعضي جزئيات ساختاري زيبايي اثرتون رو به شدت تحت شعاع قرار ميده فكر ميكنم لازمه حوصله و وقت بيشتري براي ترانه هاتون بذاريد آقاي خيراللهي. ويه سوا: چرا بعضي تصاوير اين ترانه انقدر برام آشنا بود؟! قبلا ازشون استفاده كرده بوديد؟ :-? :-? (حس می کنم بین دو تا دیوار له می شم و از وقتی رفتی کار من اینه/ شب پرسه توی غربت خونه و از خونه بیرون می زنم تو هر خیابونی هر جا دو تا عاشق ببینم بغض می گیرم) :-? :-? :-/ :-/ براتون آرزوي موفقيت هاي درخشان تر رو دارم @};- @};- ((خوشبخـــتي نصيـــبتان))