عاشقی

عاشقیمو عشق کار و بارمون/نگا(ه)کن به هیکل نحیفمون
شده قوت لا یموت دلمون/یه لقمه عشق.یه جرعه خون
توی شادیا و هم مهمونیا/یه گوشه ساکت تنها میشینیم
دو سه بار باید صدامون بزنن/معمولا صداهارو نمیشنویم
شبا بی خوابی میاد سراغمون/تا خود صبح فال خافظ میخونیم
تا صدایی از موبایلمون میاد/یهو دست و پامونو گم میکنیم
آخر فیلمای عشق و عاشقی/میشینیم حسابی گریه میکنیم
همیشه خیره میشیم به روبرو/ولی چیزیو درست نمیبینیم
انقدر سر به هوا و عاشقیم/که تموم لحظه هارو میکشیم
تو دیگه طعنه نزن به حال ما/ما با حال خودمون خیلی خوشیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: