گلایه

چقدر دلگیر این روزا چقدر دلتنگ دیروزم

کنار یادگاریات دارم از گریه می سوزم

.

می خوام نقلت کنم امشب خودم راوی این قصه ام

تو پایان و عوض کردی نموندی تو غم و غصه ام

.

درست تو اوج قصه بود دلت ازعشق من ترسید    

چشاتو بستی و رفتی ندیدی که دلم  لرزید

.

سزاوارت نبودم من نمیشه این و انکار کرد

تو رفتی بعد تو بایدفقط روزاروتکرار کرد

.

بگو ازعشق کی سر رفت دلت که خالی ازمن شد

بگو چی کم گذاشتم من که اون فرهاد کوهکن شد 

.

بگو کیه سراپا گوش واسه حرفای بی پردت 

دلت عصرا که میگیره کی میشه باعث خندت

.

فریب چی یو تو خوردی که پیچیدی تواین بازی  

همه ترسیدن اما تو نفهمیدی که می بازی

.

بیا که قصه ی عشقت هنوزم پایانش بازه 

برای مرگ این احساس کسی تابوت نمی سازه

.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مینا کاشانی

یادش بخیر دفتر رنگ آمیزی ام مربع.مثلث.دایره...حاشیه ی اشکال را با احتیاط رنگ می زدم و بعد درونشان را محکم خط خطی می کردم این روز ها به حس ان اشکال نزدیکم از خط بیرون نزدم ولی درونم خط خطیست/مینا کاشانی/

  • این ترانه نشون میده تو هم ترانه سرای خوبی هستی و هم نشون میده داستان نویس خوبی می تونی بشی @};- می خوام نقلت کنم امشب خودم راوی این قصه ام . بیا که قصه ی عشقت هنوزم پایانش بازه =D>
  • خیلی زیبا بود ، خیلی... :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};-
  • سلام کارزیبایی بود خانم کاشانی فقط بعضی جاها احساس کردم سکته خفیفی وجود داره @};-
  • زیبا بود لایکی @};-
  • سلام عالی بود @};-
  • خانم کاشانی ترانه شمارو خوندم رون زیبا بود درود بر شما
  • سلام و درود به همه ی عزیزانی که همراه ترانم شدن @};- و متشکرم از اقای ماهیار که با صداقت ترانرو بررسی کردن @};- @};- @};-
  • درود بر شما خوب شروع کردید بعد زبان ترانتون عوض شده که خوب نیست ضمنا وزن و قافیه چند جایی بهم ریختگی داره......مثلا یه قسمت درست تو اوج قصه بود دلت ازعشق من ترسید چشاتو بستی و رفتی ندیدی که دلم لرزید دچار سکته وزنی روی کلمه قصه هستش....که به عنوان یه پیشنهاد از من حقیر می تونید تغییرش بدید: " درست تو اوج ما بودیم دلت از عشقمون ترسید" یا دلت از عشق من ترسید سزاوارت نبودم من...یکم با زبون اول ترانتون نمی سازه و خیلی کتابی شده...ضمنا آخر ترانتون رو دچار مشکل میکنه از نظر معنایی اگه طرف قراره پشیمون شه؟...چطور شما سزاوارش نبودید؟ شاید بهتر بود می گفتید: تو حد من نبودی تو نمیشه اینو انکار کرد... البته باید روی مصرع دوم هم کار کنید که معنا رو بهم نریزه...ضمنا اگر میخواید همون بمونه ویرگول گذاری کنید که سکوت ها مشخص بشه. بگو ازعشق کی سر رفت دلت که خالی ازمن شد بگو چی کم گذاشتم من که اون فرهاد کوهکن شد مصرع دوم بالا با توجه به اینکه شما خانم هستید دو حالت رو نشون میده...یا شما برای احساس خودتون شعر نگفتید و ترانه نسرودید چون شما خانم هستید و فرهاد کوهکن نماد یه مرد عاشقه....یا این که در قافیه اسیر شده بودید...میتونستید بگید : بگو چی کم گذاشتم من که شیرین ِ کوهکن شد. با عوض کردن یه کلمه شیرین به جای فرهاد مثلا میتونستید بگید که اون شیرین برای فرهاد کوهکن شد...یا تلاش برای عشق رو به شیرین نسبت بدید که خودش تصویر سازی خوبی می شد 8-> بگو کیه سراپا گوش؟!!!...کلا وزن رو بهم ریخته به نظرم شاید درست نمی خونم... بیت بعدی همه ترسیدن...صحبتی از همه نبود...همه برای چی ترسیدن مشکل معنایی داره...همه فهمیدن می زاشتین بهتر بود.... کلمه پایان در بیت آخر همه چی رو بهم ریخته....علاوه بر همخوانی نداشتن زبانی همخوانی وزنی هم نداره یا من متوجه نمیشم... شاید می گفتید: بیا که آخر قصه هنوزم واسه تو بازه در انتها معذرت میخوام اینقدر ایراد گرفتم آخه موضوع خوب بود و خوب شروع کردید بعدش ... @};-
  • سلام مینای عزیز خیلی وقت بود نبودی و دلتنگت بودم ، تصویرسازی این کارتم مثل کارای قبلیت زیبا و عالی بود و خیلی لذت بردم :-x لایکی @};- @};-
  • سلام خانوم كاشاني زيبا سروديد و دوس داشتم كارو @};-
  • درود بر همه ی عزیزان @};- واقعا خوشحالم از این که پای ترانم اومدین @};- و نظرات تک تکتون برام ارزشمنده @};- @};- @};-
  • بگو چی کم گذاشتم من که اون فرهاد کوهکن شد....
  • سلام دوست من ..خوب بود فقط بیشتر باید رو وزن کار کنی..مخصوصا بیت آخر واژه پایان روو بیت نمی شینه...امشب این دومین تابوته که باهاش برخورد کردم اولی ترانه ی جناب جاویدان بود.. :-) با آرزوی موفقیت روزافزون @};- @};-
  • سلام عالی نوشتین درود شروع وپایان کارو خیلی خیلی دوست داشتم یکم وسطای کارم حس کردم پرداختش ضعیفتر بود و اینکه یهو لحن عوض شد ___ ولی از خوانش ترانتون بی نهایت مسرور شدم///زنده باشید @};- @};- @};-