مرداب آلوده

تو این کابوس بی وقفه
تواین دنیای بی سازش
به تعبیر کدوم فریاد
شدم محروم از آرامش
تموم سهمم از دنیا
تماشای ترحم بود
ولی لبخند بی روحم
برام خوابو توهم بود

از این حصار بی پایان
که کم کم شد فراموشت
از این مرداب آلوده
نجاتم میده آغوشت
فقط سهمم کسالت بود
تو این پایان رسوایی
من از دستای تو رفتم
شده حالم تماشایی

حالا تسکین این عادت
دعاهام زیر بارونه
بخند به حال روز من
شکستن خیلی آسونه
نشسته رو نگاه من
غباری از هوای تو
شدم خاکستر مرده
همیشه من برای تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: