خوشبختی

به درخواست همسرم سعی کردم ساده بنویسم ببخشید که از قلمم دور بودم

خیلی خوشبختم کنارِت،میتونم بازم بخندم
میتونم چشمامو رویِ،بدیِ دنیا ببندم

خیلی خوشحالم عزیزم،که تورو دارم همیشه
با تو زندگیم قشنگه،بهتر از این مگه میشه

مگه میشه دستای تو،مرهم زخمام نباشه
مگه میشه دستای ما،یه روزی از هم جدا شه

معنی زندگیِ من،شده با تو زنده بودن
باتو حتی توی سختی،پر شور و خنده بودن

میدونی برام عزیزی،مث لیلا واسه مجنون
مث شیرین واسه فرهاد،مث دریا واسه بارون

من توی دریای چشمات،مث موجی بی قرارم
تو مث جزیره ای که،همیشه هستی کنارم

خیلی خوشحالم عزیزم،مگه میشه با تو بد شد
مردی ام که زندگیرو،تنها با عشقت بلد شد

خیلی وقته که میدونم،بی تو زندگی محاله
چرا از اول نبودی،این همش برام سؤاله

اما عیب نداره عشقم،زندگی همینه دیگه
مث خیام که همیشه،توی شعراش اینو میگه

تو همین لحظۀ زیبا،میشه زندگیرو فهمید
تو همین لحظه که عشقو،میشه تو نگاه تو دید

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

935
۲۳