پشتم به تو گرمه

تو بر خلاف هرکسی داری
با من مدارا می کنی بازم
من با همین احساس پاک تو
آینده و دنیامو می سازم

تو بر خلاف مردم این شهر
احساست از روی ترحم نیس
وقتی که هستی پیش من،جز تو
هیچ چیزی قابل تجسم نیس

اونقد تو چشمای تو غرقم که
آرامشم حس جنون داره
وقتی دارم می افتم از چشمی
دستای تو نقش ستون داره

پشتم به تو گرمه،به حدی که
جز تو به هیچ چیزی حواسم نیس
وقتی به آغوش تو نزدیکم
مرزی به جز عطر لباسم نیس

از این نویسنده بیشتر بخوانید: