با حس تو…

ترانه ایی تقدیم به خواهر مهربونم
"معصومـــــــــه قریشی"

معصوووومیت یه حس تب دار رو
من تویِ دلِ … ترانه هات دیدم
با هر نفست …ترانه می سازی
باهر نفست …خدا رو فهمیدم

از حس توهر ترانه لبریزه
هر لحظه.. وجود تو خدایی بود
از برکت قلب مهربون تو
دنیا با بهشت یه جور مساوی بود

با حس تو میشه دل به دریا زد
هر معدنه عشقو میشه پیدا کرد
باحس تو میشه کهکشون و دید
هر گمشده ای رو میشه پیدا کرد

هربار ترانه خون حرفامی
تو متن تموم لحظه های من
لبخند همیشگی تو کم نیست
"یک حٌسن که از چشام نمی افتن!"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: