…..

سلام اول رو همراه می کنم با کلام اولی که اولین ترانه مشترک من و آقای احسان ابوالحسنی بود.ترانه ای که دوست ترش دارم بخاطر دوستی خوبی که با این ترانه سرا کلید خورد و حضوری که امیدوارم به دوستی های پر ترانه ختم بشه. سپاس

 

رخت شورا مدام توو سینه ام
رخت چرک زمینو می شورن
نه فقط من، تموم سربازا
وسط جبهه ها همینجورن

قهرمانای قصه می دونن
که یه بازی پوچه جنگامون
واسه رقصیدن توو بندر بود
که به ساحل زدن نهنگامون

که به ساحل زدن ولی مردن
دل به ساحل زدن غم انگیزه
که یه جاشو با تور بی ماهی
یه نهنگه که اشک می ریزه

وقتی دنیا رو دور تکراره
رخت شورا مدام جون می دن
سایه ها با کمال بی شرمی
برق دندون به ما نشون می دن

از کف هر دومون زمان می ره
نبضمون پیر می شه، می خشکه
یه درختیم هر دوتامون که
داره از سمت ریشه می خشکه

– مث دریای قبل طوفانی
وزن آرامشو تحمل کن
همه چی با یه گریه لو می ره
مث زن پشت گوشی تلفن

– مث طوفان بعد اشکاتم
شونه هاتم نباشه مغرورم
با همین گریه ها توو تنهایی
رخت چرک زمینو می شورم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی نیلوفر محمودی

از پاییز های دور می آیم، از یک نارنجی بکر خورشید مانند که دلگرمی فصل هاست.آذرم، آذر ماهی ام، ماهی ام که نفسش به نفس موج ها بند است دلش به دل جاشویی که باید، باید دست پر به خانه برگردد. ماهم که آرزو هایش را زیر پتوی پلنگی خوابانده. پلنگم که ترجیح می دهد ابر ها را حباب های کوچکی فرض کند بر پیراهن خیس آسمان...نیلوفرم