چشامو می بندم و…

چشامو می بندم و سر می ذارم رو تن باد

بـذاریـد بـیـفـتـه خــون دل مـن گـردن باد!

پا میذارم رو جنون، روی چشای وسوسه

آره، شیطون می دوه ولی بهم نمی رسه!

چشای آبی آسمون پر از بغض منن

عمریه مبهوت این شیوه ی عاشق شدنن

صدای هرچی فرشته س تو گوش کر منه

هرچی که دروغ محضه توی باور منه

پا به پای هرچی بغضه خودمو تکون می دم

دلمو در میارم به آسمون نشون می دم

ولی نه! جیغ منو سکوت تو آغوش می گیره

جسد نگاهمو باد داره رو دوش می گیره

دلــمـو له مـی کـنـن ایــن گـلـه هـای لـعـنـتـی

دوس دارم قیچی شن این فاصله های لعنتی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: