مصلحت اینه . . .

مصلحت اینه نباشم دیگه سر بارت نباشم

یا به قول تو یه عمری حلقه ی دارت نباشم

مصلحت اینه تموم شه قصه ای که ته نداره

وقتی هرلحظه وجودم واسه تو هی بد میاره

استخاره کرده بودم نه اومد باور نکردم

خواستم عاشقم بمونی تب کنه دستای سردم

کاشکی تو فالم نبودی کاش تورو ندیده بودم

توکی بودی با کی بودی کاش ازت پرسیده بودم

وقتشه برم نباشم بسه هرچی که کشیدم

آی خدا ببین شکستم حتی از خودم بریدم

بزا راحت شه خیالم نزار اینجوری بسوزم

نمیخوام تاوقتی زنده چشم به مردنم بدوزم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: