کوچه…

شاید آهسته برگردی ،بازم ردشی از این کوچه
دارم از گریه سر میرم بی تو دنیای من پوچه
بوی وابستگی داره درودیواره دلتنگیم
منو بغضای این روزام با این خاطره میجنگیم
بی تو آشفته ام این روزا نگاهم خیره وماته
تو که نیستی دل کوچه اسیره رد پاهاته
میخوام باشی تمومش کن ،دلم دیوونگی میخواد
توی کوچه زیر بارون ،یه بوسه زورکی میخواد
دارم تقدیرو میبینم تو بن بستای تنهاییم
من تو زیر این چترو توی این کوچه همراهیم
بگو بازم امیدی هست نگاهت سهم من باشه
منم اون مرده تنها که روشب درداشو میپاشه
بی تو آشفته ام این روزا نگاهم خیره وماته
تو که نیستی دل کوچه اسیره رد پاهاته
ی.س
۱۱/۵/۹۲ هشت شب

از این نویسنده بیشتر بخوانید: