از بس همین بوده . . .

از بس همین بوده نبودن خیلی آسون شد

از بس زمین خوردم تو خوابم گاهی می افتم

از بس نصیحت می کنن که چی برام خوبه

زمان انتخاب توی دوراهی می افتم

دنیا دیگه برای من عکسای رنگی نیس

این روزا تو چشمام شبیه نگاتیو می شن

روزای خوبم به سمت مسیرِ بی برگشت

سوار واگن های این لوکوموتیو می شن

پارانویا* می گیرم انگار که بعیدم نیست

حتی همین خودکار دستگاه شنود باشه

گریه نمی کنم چه فرقی می کنه اصلا

که این کویر چشمام یا زاینده رود باشه؟؟

مثل حبابی که هوام واسش خطرناکه

شاید که مردن واسه ی من بهترین راهه

می افتم از ارتفاع قد ِ خودم رو خاک

بزار بریزه کوهی که همه می گن کاهه . . !

 

 

 

پارانویا : نوعی بیماری روانی از زیر شاخه های روان گسیختگی ت که فرد گرفتار تماس با واقعیت را از دست داده و شاید شخص را به سوی بسیاری از حالت های خطرناک، مانند کنش های خودکشی و شک، هدایت می کند. –  

از این نویسنده بیشتر بخوانید: