دوباره از اول شروع می کنم

می خوام تازه شم تازه مثل بهار
نگیرم بهونه از این روزگار

بذارم کنار عشق و دلبستگی
بچسبم دوباره به این زندگی

قدیما دلم از غم آلوده بود
پر از آرزوهای بیهوده بود

هوس کرده بودم برم آسمون
برم تا نگیرن ازم یک نشون

دلو می سپردم به دست همه
اسیر جنون بودم و دغدغه

نمی خوام با این غصه ها سر کنم
بشینم گل سرخُ پرپر کنم

دوباره از اول شروع می کنم
توی تاریکی هام طلوع می کنم

نمی خوام توو رویا سیاحت کنم
می خوام تا ابد ترک عادت کنم

سرم گرم این زندگی باشه و
دلم با همه خوبی ها تا شه و

رها شم از این حس سرخوردگی
باید زنده شه این دل از مردگی

حامد کاوه ئیان
تیر ماه ۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: