نگاهِ ناز

تو داری اشک میریزی … یا این تصویر رویامه؟
از این تصویر رویایی … فقط چهرت تو چشمامه

دارم باعث میشم کم کم … یه جوری با خودت بد شی
ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی

نمیذارم نگاه تو … بیفته تو چشام وقتی
که دارم اشک میریزم … که یاد غصه می افتی

تو داری امشبم مثل … همیشه دل به من میدی
من آرومم از اون وقتی … که احساسم رو فهمیدی

دیگه بسه چشای تو … باید وا شه همین حالا
آخه عشقت چشاش محو … نگاه نازته اینجا

تپش های هماهنگِ … دوتا قلبِ کنار هم
به آرامش رسیدی و … منم مجذوبِ این لحظم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام داداشي جز صحبتاي رسول عزيز و رضا معظمي نكته ي خاص ديگه اي به ذهنم نمي رسه،بنظرم به خوبي به هر آنچه بايد گفته مي شد اشاره كردن. تو واقعا توانايي خوب نوشتن و داري،سطح كارات بستگي به اين داره كه چقدر بخواي از اين توانايي استفاده كني اگه بخواي همش و به كار بگيري مي توني از بهترين ها باشي،شك نكن! :-) @};- @};- @};-
    • سعیده ی عزیزم ممنونم که اومدی خواهرم خب درسته که نظارت شخصی افراد گاها شاید شبیه هم باشه اما ای کاش نظرات خودت رو هم میگفتی-شاید به نکته ای اشاره میکردیک ه دوستان دیگر نگفته بودند. به هر حال - نظر لطفته آبجی. ما هرچه داریم از حسمون داریم. فعلا کامل نشناختمش دارم روش کار میکنم که بهتر بشه مرسی از دلگرمی هات که همیشه کنارمی مواظب خوبیات باش بدرود تا دوباره ها @};-
  • سلام برادر خوبم @};- @};- ترانه تونو خيلي دوستش داشتم.... تموم نكات رو هم دوستان ذكر كردند...كه اگه يه خورده ظريف تر با توجه به اون نكات ترانه رو پرداخت كنين نتيجه خيلي عااااالي ميشه @};- @};- @};- ترانه صداقت داره! از دل نوشته شده و تصاوير نابش قابل لمسن... همراهيش با موسيقي هم خيلي خوبه...اين ترانه ساده و دلنشينه اما سطحي نيست. چون بازي با واژه ها ظرافت و زيبايي خاصي به فضاي ترانه بخشيده...و اين قطعن كار يه شاعر سطحي نويس نيست! مثلن اين مصرع كه براي خودش يه دنيا حرف داره : ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی... ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی... ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی... اين يعني اتفاق شاعرانه توو ترانه تون كه خيلي سر ذوقم آورد و چند بار خوندم و حسش كردم.... هميشه در پناه خدا باشيد برادرم. @};-
    • سلام الهه ی نازنین خواهر عزیزم از اینکه اومدی خیلی خوشحالم.کاش نکات رو از ذهن و دل فعال خودتم میگفتی که بدونم با خوندنم چی به ذهنت رسیده اما مرسی بابت اینهمه انرژی و احساسی که برای من به ارمغان آوردی با این حرفای قشنگت. نوشتن ترانه با احساس مستلزم خوندن متقابل با احساسه که تو این کارو به نحو احسن انجام میدی و بخاطر همینم هست که من مصرم همیشه که به این کلبه بیای و لحظه های احساسیمو پر از زیبایی های حضورت بکنی @};- @};- ممنونم از این همراهی صادقانه خانوم دکتر ;)) @};- همیشه در پناه خدا و در کنار برادرت باشی @};-
  • تو داری اشک میریزی … یا این تصویر رویامه؟ از این تصویر رویایی … فقط چهرت تو چشمامه =D> درود بر شما کار بسیار زیبا استارت خورده ..و حس جاری در ترانتون واقعا زیباست.. تبریک میگم @};- تپش های هماهنگِ … دوتا قلبِ کنار هم به آرامش رسیدی و … منم مجذوبِ این لحظم =D> به امید ترانه باران @};-
    • خیلی ممنونم از حضورتون بانو صائب عزیز - نظر لطف شماست.از اینهمه احساس دوستام تو آکادمی مگه میتونم بی احساس باشم؟آدم به شوق میاد وقتی اینهمه دل رو کناره م و با هم میبینه .تنهایی مفهومی نداره تا وقتی که ما باهمیم @};- @};- @};- بسیار ممنونم که سر زدید بدرود تا دوباره ها
  • سلام :-) تپش های هماهنگِ … دوتا قلبِ کنار هم به آرامش رسیدی و … منم مجذوبِ این لحظم =D> =D> =D> @};-
    • خیلی ممنونم دیانا جان جالبه بگم من لحظه ای که ترانه رو تایپ میکردم توی سیستم این دو بیت رو بهش اضافه کردم و کاملا فی البداهه بوده اما انگار اکثر دوستام از این دو بیت خوششون اومده ;)) کلا من بداهه نویسم بیشتر 8-> :-) مررررررررررسی از حضورت
  • سلام آقای فلاحی ..ترانه ی دلنشین و پر احساسیست آفرین. =D> @};- @};- @};- @};- =D>
  • سلام آقای فلاحی ترانه بسیار احساسی و روونی بود. دوستان به موارد خوبی اشاره کردن شروع ترانه از گریه ی مخاطب ترانه گفتین، و من نفهمیدم این گریه از خوشحالی هست یا ناراحتی.. چون در ادامه گریه رو برای خودتون هم آوردین و پایان ترانه به خوبی تمام شده.پس گریه ی شروع ترانه برای چی بوده؟و این که "دارم باعث میشم کم کم یه جوری با خودت بد شی" ؟ راستش من مثل آقای آدینه ی گرامی، نتونستم ارتباط بین شروع و پایان برقرار کنم... اما زبان ترانه و انتخاب "مفاعیلن مفاعیلن" خیلی خوب و قابل درکه. یه نکته ی دیگه اینکه " وقتی و می افتی" قافیه نیستن. بند آخر هم آوایی استفاده کردین اما خیلی خوب نِشسته توی کار :-) تبریک می گم برای پیشرفت در زبان و بیان ترانه و می پسندم امیدوارم هر بار موفق تر از گذشته باشید @};-
    • بسیار ممنونم ازتون (....) واقعا هر دفعه میاین و نقدم میکنین چیزای جدید یاد میگیرم. اینو شاید ندونین .من از ادبیات و نوشتن علمی ترانه هنوز برخوردار نیستم.(فقط و فقط متکی به احساسم هستم) خب این یه حسی که برای این ترانه داستم رو اگه خوب بیان نکردم که مخاطبم ارتباطش نصفه و نیمس شاید بخاطر همین بوده. درمورد زبان ترانه و مفاعلین مفاعلین که گفتین من هیچی نمیدونم (نه اینکه تلاش برای یادگیریش نکرده باشم.اتفاقا شروع کردم و دارم مطالب خیلی زیادی رو جمع آوری و مطالعه میکنم که امیدوارم خیلی چیز ها رو فرا بگیرم) و این اتفاقی بوده اما خییییلی خوشحالم که به دلتون نشسته درمورد پیشرفتم بگم که من چون چیز زیادی نمیدونم از علم ترانه و کارام روی حس هستن نمیتونم نوسان توی کارام رو به عنوان پیشرفت بدونم ممکنه کار بعدی رو که ارائه میدم از این ضعیف تر باشه ممکنه قوی تر هم باشه.اما تمام تلاش من بر اینه که بیشتر از نوشتن بیاموزم تا تو هر کار پیشرفتی (درخور جلب توجه اساتیدم) داشته باشم اما از این خیلی خوشحالم که شما حمایتم میکنید @};- @};- موفق و پیروز باشید
  • سلام امیر حسین جان ترانه زیبایی بود
  • سلام داداشم.امیر جان خیلی بهتر شده کارت.اما این معنیش این نیست که دیگه نیاز به تلاش نداری.تازه باید چند برابر انرژی بیشتری بذاری.امیر کارت نصف بیشترش با نگاه و چشم تصویر شده بود اونم تصاویری که به مراتب زیباترش گفته شده.سعی در خلق داشته باش و تا وقتی مطالعه نکنی نمیدونی چی قبلن گفته شده و چی تازس.اما به مراتب از کار قبلت بهتر و سالم تر بود.موفق باشی :-)
    • ممنونم رضا جان.اینو بهت بگم که من قبل از نوشتن به ادبیات علاقه ای نداشتم.تازه علاقمند شدم.اما هنوز معتقدم که هیچ علمی نسبت به نوشتنم ندارم و فقط متکی به احساسم هستم. امیدوارم با تلاشی که توی یادگیری دارم به اون نقطه ای که مد نظرم هست برسم.البته با کمک شما دوستان خوبم که مثل استاد دلسوز در کنارم هستین و از تجربیات و آموخته های شما استفاده ی کافی رو میبرم @};- مانا باشی برادرم:)
  • سلام امیر حسینِ عزیزم خوبی مطمنم خیلی از بچه ها با خوندن این عاشقانه ی زیبا لذت میبرن امیر حسین من شخصا با طعم ترش و شیرین توامان در ترانه ارتباط برقرار میکنم واین همون طعمیه که ترانه ی تو داشت وزن و ریتم کار بنظرم خوب و سالم بود شروع کار از این تصویر رویایی … فقط چهرت تو چشمامه تو داری اشک میریزی … یا این تصویر رویامه؟ خیلی خوب شروع کردی فقط یه نظر دارم که شاید تنها نظر ساختاریم نسبت به کاره از این تصویر رویایی قبل از تصویر با اوردن کلمه ی این میخوای مخاطب رو رجوع بدی به تصویری که قبلا در ترانه ات در موردش حرف زدی ولی شروع کارته وقبل از اون تصویر سازی در کار نبوده بنظرم میاد جای دو مصرع رو عوض کنی هم این بکار رفته صحیح میشه و هم شروع کارتو با تصویرمورد نظر شروع کردی تو داری اشک میریزی … یا این تصویر رویامه؟ از این تصویر رویایی … فقط چهرت تو چشمامه ---------------------- شروع کارم نشون دهنده ی اینه که واقعا حرف برای گفتن داری نه فقط با واژه چینی شرحِ داستان کنی درگیری بین فضای واقعیت و خیال گواه همین قضیه اس =D> ------------------- بازم معنی و مفهوم در این بند بود و زیبا بود =D> دارم باعث میشم کم کم … یه جوری با خودت بد شی ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی ----------------- ارتباط افقی و عمودی کارتم که بسیار خوب بود فکر نکنی اهل تعارفات مرسومم واقعا کارت به دلم نشست تبریک میگم =D> @};-
    • اول اینکه خیلی خیلی ممنونم ازت که سر زدی بهم رسول جان دوم اینکه با نظرت کاملا موافقم داداشم و همین الان پیشنهادت رو عملی کردم و ویرایش شد کار این اولین باریه که انقدر زود مجاب به ویرایش کار میشم واقعا دستتو میبوسم از این نوع شیرین نقدت بقیشم که سراسر لطف و محبتت بود بهم که سپاسگزارم داداشم @};- منم به تو با این نگاه دقیقت تبریک میگم =D>
  • سلام امیرحسین جان "ولی توو عشق مجبوری … از این دلشوره ها رد شی" بسیار دلنشین بود. موفق باشی عزیزم. @};- @};- @};- :-)
  • سلام به به عجب نگاه نازی! @};- زیبا بود موفق باشید