شاعر فحاش

انـدازه ی روزای تقـویـمـم
دنیـای تو زندون مـن بـوده
یک ساله از نزدیک می بینم
دنیـات بی اندازه محـدوده

باید به هرچی خوبیه شک کرد
وقتی تو معصومانه می خندی
رو این که تنها ه*ر*زه ی شهری
چشماتو بی شرمانه می بندی

عطری که جا مونده تو آغوشت
تو پـله هـای خـونه می پیچه
هر شب به من سر میزنی امـا
سهم تو از شـبهای من هیچه

شب با تو تکرار یه کابـوسـه
دور از من و تنـهائی من بـاش
کابـوس شبهـای منی، من که
بعد از تو میشم شاعری فحاش

اندازه ی روزای تـقـویمـم
اندازه ی یک عمر نـابـودم
شاید بفهمی حالـم و شـاید
هی لعنتی، من عاشقت بودم

با تشکر فراوان از دوستان خوب و همراهم، رضا معظمی، علیرضا عباسی و سرکار خانم مریم جعفرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ایمان عزیز...این کارت هم دوست داشتنی و زیبا ست بزرگوار.... =D> اندازه ی روزای تقویمم دنیای تو زندون من بوده...منظورت می دونم چیه ولی خوب نتونسته بشنه....دنیا یکی زندون یکی دیگه نمیشه ..مخصوصا یکی که از شباش هیچ سهمی نمی بره.... اولین بند حال و هواش با بقیه بنده کمی متفاوته....بند آخر هم همینطور...بالا از یکی داری میگی که تنها ه ر ز ه شهره و میخوای ازت دور باشه علیرغم اینکه هرشب بهت سر می زنه و بعداز او شاعری فحاش می شی لزومی نداشت به این ملایمت بهش بگی عاشقت بودم حتی آوردن کلمه زمخت " لعنتی " از لطافت این عاشقت بودم کم نکرده... درکل یکدستی زبان و فضا رو کمی پیچوندی... اما جزین هرچه بگم یاوه ست...چون این ترانه فوق العاده واقعا فوق العاده ست... تصویر ها و سوژه های جدید مشخصه کار شماست و من خیلی دوسش دارم.... اگرم جسارت نمیکردم پای ترانه هاتون بنویسم به دلیل همین خوب بودن ترانه هات بود بزرگوار سربلند باشی
    • درود :-) باز هم شما لطف بزرگی کردید بانو :-) با همه ی حرفاتون موافقم در مورد پیچوندن فضا که البته عمدی بوده، هدفم این بوده از عشقی که تبدیل به یک هرزه شده حرف بزنم و حفظ رگه های اون عشق سابق مد نظرم بوده :-) البته در کل نمیدونم اینکار خوبه یا نه ؟ :"> باز هم سپاسگزارم از لطف بی اندازه ی شما @};- @};- @};-
  • اندازه ی روزای تـقـویمـم اندازه ی یک عمر نـابـودم شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم فوق العـــــــــــــــــــــــــاده بود استاد!! @};-
  • سلام آقای پورحسینی اومدم یکی از غیبتهامو موجه کنم :"> :"> ترانه ی زیبایی ازتون خوندم و متفاوت با ترانه های قبلی که ازتون در ذهن دارم. بند اول: به نظرم بند موفقی بود. :-) بند دوم: تکرار قیدهایی مثل معصومانه و بی شرمانه خصوصا اگه توی دوبند پشت سرهم باشه صمیمیت کلام رو ازبین می بره. شما به روزبه نگاه نکنید اون بنده خدا هم یه بار یه وامی ازشمالو گرفت بعددیگه متنبه شد ;)) ;)) بند سوم: به نظرم این بند ضعف تالیف داره، منظور از عطر جا مونده توو آغوش عطر یک نفر دیگه جز راویه درسته؟! :-? اگه اینطوره چرا همین جزئی نگری رو ادامه ندادید و در ادامه به کلی گویی پرداختید؟! من با مفهوم سهم من از شبهای تو هیچه مشکل دارم :-? بند چهارم: چهـــارتا "مـن" توو یک بند؟! آقا این همه منم منم نکنید ;)) ;)) کشف خوبی داشتید توو این بند فقط "ی" نکره در پایان شاعری از مختصات زبان نوشتاره. بند پنجم: به نظرتون این مستقیم گویی مصرع اخر لازم بود؟! حالا عاشقش بودین که بودین چرا بنده خدا رو ترور شخصیتی می کنید آخه :-)) :-)) البته توو بند قبلی همچین تهدید به فحاش شدن کردین که من گفتم خدا بند بعدی رو بخیر کنه ... حتما باید چشمامو بگیرم اونجا ;)) ;)) و درآخـــر اینکه کار خوبی خوندم ازتون ت.به تصویـر سازی بیشتراهمیّت بدید . اگه بدونید وقتی ترانه ی کوتاه می نویسید چند نفر دعاتون می کنن؛ هم کسی که میس خونه، هم کسی که نقد میکنه ، هم کسی که تایید میکنه، هم آقای بیل گیتس هم خانوم گوگل.... ;)) ;)) خلاصه که همیشه کوتاه بنویسید. ;)) ;)) :-)) :-)) رای هم تقدیمتان @};- @};- ((آرامــــش نصیــــبـتان))
    • درود بر شما خانم غفوریان....خب تا اینجا فقط یکی از غیبت هاتون موجه شد....هنوز یک غیبت دیگه دارید، نگی نگفتی ! خوش آمدید...قدمتون بر چشم @};- @};- بند اول: خوشحالم :-) بند دوم: چشم، البته من کلا سعی میکنم به کسی نگاه نکنم، سر به زیرم ;)) بنده خدا روزبه رو هم فقط در حد آلبوم اخیر داریوش میشناسم :-) بند سوم: فرمودید: "منظور از عطر جا مونده توو آغوش عطر یک نفر دیگه جز راویه درسته؟" بله، دقیقا. فرمودید: " من با مفهوم سهم من از شبهای تو هیچه مشکل دارم :-? " خب اینجارو که برعکس دارید میگید ! در واقع : سهم تو از شبهای من هیچه. حالا اگه جزئی نگریم یهو کلی نگری شده، ببخشید دیگه، یه مثال بزنید یه چیزی یاد بگیرم :"> بند چهارم: چه جالب ! خودمم تا حالا متوجه اینهمه "من" نشده بودم :"> چشم :"> بند پنجم: ترور همیشه هم بد نیست ! در مورد فحاشی هم خبر ندارید که چندبار این کار سانسور شده تا مجوز گرفته ;)) حالا اصلا سانسور هم نه! من بگم فحاش، شما واقعا توقع داری فحش بدم ؟! اینجا خانواده میاد رد میشه :-)) و درآخـــر اینکه خییلیی لطف کردید تشریف آوردید...البته به نفع خودتون و نمره انضباط هم بود ;)) و اینکه من که همیشه کوتاه می نویسم تا همه دعام کنن ;)) باز هم سپاس از حضورتون @};- @};- @};- @};-
      • اتفاقن منم امروز غیبتهای شمارو حساب کردم، 48 تا غیبت غیر موجه دارید و 54 لایک بهم بدهکارید ;)) ;)) اگه سریع تسویه نکنید چکتونو میذارم اجرا :-? گفته باشمممممممممممممم :-? :-? بند سوم: بله برعکس خونده بودم ولی خوب مشکلم تا حدودی سرجاشه. به لحاظ محتوا نمیتونم همچین تهدیدی رو بپذیرم :-? باز خوبه کار شما بعد اصلاحات مجوز گرفت من یه ترانه داشتم کلن کن فیکونش کردم هنوز مجوز نگرفته ;)) ;)) خواهش می کنم من واسه مشروط نشدن هر کاری می کنم ولی بهتون توصیه می کنم شمام یه فکری به حال خودتون کنید اوضاع بدیهی هاتون ناامید کننده است :-? :-? [-( [-( ((شـــاد باشیــــد))
      • یا حضرت عباس !!! ۴۸ تا غیبت غیر موجه و ۵۴ لایک ؟؟ .. بابا من اصلا عمرم انقدر قد نمیده به خدا !!! ولی بازم چشم، گردن من از مو باریک تر :"> تهدید؟؟؟ من فقط گفتم : خانم اجازه، میشه مثال بزنید خانم که ما چه جوری باید جزء می موندیم و کُل نمیشدیم خانم؟ این بدهکاری رو میشه نقدا بپردازم؟ :-) باز هم سپاسگزارم از حضورتون و وقتی که میذارید @};- @};- @};-
      • ببینید شما از مسئله ی جاموندن عطر حرف زدید خب! این یه مسئله ی جزئیه اما تو بیت بعد دارید خیلی کلی میگید تو توی شبهای من جایی نداری این یعنی کلی گویی. مثالش رو از الهه صادقی نازنین میگم براتون: وقتی تو بودی آسمونم رنگ رویا داشت مرز هجومِ تلخِ کرکس ها مشخـــص بود "خون مُردگی" بعد از تو یعنی باورم اینه حتی کمربندت برای من مقــــــدس بود! ببینید مصرع اول کاملن کلیه اما مصرع به مصرع جزئی تر حرف میزنه تا جایی که مفهومو میرسونه به یه خاطره ی کاملن شخصی وخون مردگی روی تن... همین باعث میشه مخاطب باهش دوچندان ارتباط برقرار کنه چون شاعر ملموس و جزئی حرف زده. :-) امیدوارم منظورمو رسونده باشم. ((برقــــرارباشیـــد))
      • سپاسگزارم بانو @};- @};- @};-
  • همیشه سبز باشید @};- @};-
  • درود ترانه تون رو بی اندازه دوست داشتم ، هم وزنش و هم روون بودنش و هم سوژه ای که بهش پرداختید خیلی خوب باهم هماهنگی داشت ... منتظر خوندن ترانه های بعدیتون هستم ضمنآ ممنونم از لطفتون نسبت به حس سروده ی من موفق باشید
  • @};- @};- @};- @};- @};-
  • وااااای آفریـــن..... =D> =D> عالی بود این ترانه...چقد این کارو دوست داشتم... موفق باشید @};- @};-
  • سید جان کارت خوب بود خب باید از شمام انتظارم بیشتر بشه :) با احساس و روان نوشتی @};- @};- @};-
  • ایمان عزیز کار خوبی بود. آفرین... موفق باشی
  • شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم درود سید . بسیار عالی . من خیلی دوسش داشتم =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقا ايمان هرچند اين ژانر و كلا دوست ندارم(خيانت و نفرين و ...) اما اين ترانه واقعا كار سالم و جون داري بود و به دلم نشست. موفق ببينمتون دوست عزيز. @};- @};- @};-
  • آفرين دوست عزيز كارت رو درست انجام دادي. ترانه ات رو دوست داشتم. حتمن بيشتر ازت خواهم خوند...
  • سلام ايمان عزيز اين ترانه از نظر من بهترين ترانه اين روزهاي آكادمي بوده عطری که جا مونده تو آغوشت تو پـله هـای خـونه می پیچه @};- @};- @};-
  • درود زیبا بود @};-
  • ترانه قشنگی بود. اگه رو مصرع دوم این بیت بیشتر کار کنی تا مدتها می تونه تو ذهن مخاطب بمونه عطری که جا مونده تو آغوشت/تو پـله هـای خـونه می پیچه @};-
  • دسخوش ایمان! دسخوش!
  • خیلی زیبا بود می پسندم
  • درود ایمان جان کارت رو خواندم و از خواندنش لذت بردم ازت سپاسگزارم موفق باشی @};-
  • سلام :-) @};- کل کار دلنشین بود اندازه ی روزای تـقـویمـم اندازه ی یک عمر نـابـودم شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم =D> =D> =D> =D> بی شَک لایک @};-
  • سید عزیز سلام ایمان جان این کار و خیلی بیشتر از اونیکه بشه نوشت دوست داشتم نقطه ی خیلی خوبه کارت علاوه بر مضمون و وزن و هماهنگی بین این دو اینه که قافیه محدودت نکرده و سعی کردی قافیه رو با خودت همراه کنی آفرین آفرین =D> =D>
    • درود بر رسول عزیزم @};- @};- دوست داشتنی ترین ِ آکادمی @};- @};- سپاس از این که منت به سرم میذاری و کارامو میخونی @};- @};- و سپاس از حسن نظرت به کارم @};- @};- اینایی که گفتی همه رو از خودت یاد گرفتم رسول جان @};- @};- @};- همیشه باشی رسول @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- =D> =D> =D> موفق باشید...
  • سلام ..ترانه ی قشنگی بود..آقای پورحسینی. @};- @};- =D>
  • خيلي خوب بود سید ايمان.واقعا دلنشين و قوي بود تصاويرش آفرين =D> ..موفق باشيد @};-
  • هزار آفرین ..خیلی قشنگ بود ...مضمونش عالی بود چه احساس خوبی بهم دست داد وقتی این کار متفاوت رو با این پرداخت هوشمندانه خوندم ..یاد قیلم آب و آتش جیرانی افتادم ..خیلی لذت بردم بهترین ترانه ای بود که ازتون خوندم و اتفاقن هی لعنتی کاربرد خوب و متفاوتی داشت /بسیار زیاد می پسندم باید به هرچی خوبیه شک کرد وقتی تو معصومانه می خندی رو این که تنها ه*ر*زه ی شهری چشماتو بی شرمانه می بندی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود ایمان جان @};- ترانه خوبی بود =D> =D> =D>
  • باید به هرچی خوبیه شک کرد وقتی تو معصومانه می خندی رو این که تنها هرزه ی شهری چشماتو بی شرمانه می بندی =D> =D> =D> کار خوبی بود و لایک @};- @};-
  • سلام آقای پورحسینی @};-خیلی خوب بود، واقعا ازکارتون خوشم اومد،مرسی ازشما،.. =D> =D> اندازه ی روزای تـقـویمـم اندازه ی یک عمر نـابـودم شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم،منم عاشق به کاربردن لعنتی تو کارا هستم. :-)
    • درود بر بانو رستگار عزیز...خوشحالم که اینجا میبینمتون. :-) ....."لعنتی" هم به دلیل اینه که این شاعر فحاش ما آخرشم نتونست جلو خودشو بگیره ;)) پاینده باشید و پر ترانه @};- @};- @};-
  • چه خوب تموم کردی @};-
  • سلام کار بسیار زیبایی بود. لذت بردم.......... اما نه سید قبول نیست این همه همرا و راهنما داشتی :-)) (شوخی کردم) =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • ترانه زیبایی خوندم ازتون موفق باشی @};-
  • خیلی ترانه ی خوبی بود @};- شب با تو تکرار یه کابـوسـه دور از من و تنـهائی من بـاش کابـوس شبهـای منی، من که بعد از تو میشم شاعری فحاش....
  • @};- شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم
  • درود بر شما دوست عزیز...! انـدازه ی روزای تقـویـمـم دنیـای تو زندون مـن بـوده یک ساله از نزدیک می بینم دنیـات بی اندازه محـدوده =D> باید به هرچی خوبیه شک کرد وقتی تو معصومانه می خندی رو این که تنها هرزه ی شهری چشماتو بی شرمانه می بندی =D> =D> حتی همین دو بند اوّل کار به اندازه ی کافی قوی بود که نیازی به ادامه ی زیباش نداشته باشه!! @};- @};-
  • خیلی Level کار فرق کرده . باریک. لایک بسی بسیار بس خوشمان آمد. آورین برادر. مبسوط لذت بردیممممم =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای موسوی عجب ترانه ای خوندم خیلی زیبا بود لذت بردم دوست من @};- @};- شب با تو تکرار یه کابـوسـه دور از من و تنـهائی من بـاش کابـوس شبهـای منی، من که بعد از تو میشم شاعری فحاش
  • سلام ايمان جان منو شرمنده كردي ميدوني كه نظرم در مورد اين كار چيه يه كار متفاوت من هم تو اين كار سهمي نداشتم فقط كارت رو خوندم و لذت بردم شايد با وجود دوستايي مثه تو باعث شه يه مقدار حس شاعريم گل كنه و كار جديدي بنويسم @};- @};- @};- شب و روزت پر ترانه =D> =D> =D>
    • علیرضا جان سلام @};- ....نقش اصلی رو تو داشتی دوست من @};- ... دلگرمی که تو بهم دادی باعث شد به این کار بها بدم و اشاره هایی که میکردی کارو جهت دهی میکرد...سپاس از لطفی که همیشه به من داری @};- @};- @};- @};- @};-
  • لعنتی اون شبا رو یادت رفت ؟ لعنتی آخه عاشقت بودم..."محمدرضا رجب پور" من عاشق این تراتم و خوشحالم بابند آخرتون یادش افتادم سلام @};- کارتون از قبل خیلی بهتر بود تبریک می گم موفق باشید @};-
  • اندازه ی روزای تـقـویمـم اندازه ی یک عمر نـابـودم شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقت بودم درود بر شما جناب پور حسینی ترانه ی بسیار زیبایی سرودید و ضربه ی نهایی هم بسیار جذاب بود =D> @};- سپاسگذارم @};- @};- @};-
  • کار زیبایی بود تبریک میگم
  • درود سید عزیز واقعااا زیبااا و سرشار از احساس.. همه بندها زیبااا بودد @};- @};- @};- شب با تو تکرار یه کابـوسـه دور از من و تنـهائی من بـاش کابـوس شبهـای منی، من که بعد از تو میشم شاعری فحاش
  • عطری که جا مونده تو آغوشت تو پـله هـای خـونه می پیچه هر شب به من سر میزنی امـا سهم تو از شـبهای من هیچه =D> خیلی دوست داشتم کارتونو ... و میپسندم @};- اندازه ی روزای تـقـویمـم اندازه ی یک عمر نـابـودم شاید بفهمی حالـم و شـاید هی لعنتی، من عاشقــــــــــــــــت بودم =D>
  • سلام سید جان خوندمت داداشم خیلی دوست داشتم کارتو آفرین . میپسندمت @};- @};-
  • درود ایمان عزیز این کار فوق العاده بود خیلی لذت بردم!
  • عطری که جا مونده تو آغوشت تو پـله هـای خـونه می پیچه این یه تیکش به دلم نمیشینه هر چقدر میخونم.یا من منظورتو نمیفهمم یا... که البته گزینه ی اول فکر میکنم باشه. در مورد هرزه بودنشم باید بگم که برفرضم اینطور باشه.. تو باید بگی که هرزه بوده؟؟؟ به روش نیاری بهتر نییست؟؟؟!!! این یه تیکه رو شوخی کردم قلمتو دوس ت داشتم ودارم... به امید بهترین ها لایک @};-
    • درود... قبل از هر چیز بگم: باید به روش بیارم آقا جان ;)) دیگه چقدر سکوت؟ ;)) بریم سر اصل مطلب: خب، تو که فهمیدی که این شاعر فحاش داره با یه هرزه حرف میزنه، حالا این زنه هر شب میاد به این آقای فحاش سر میزنه، قبل از اومدنش هم ظاهرا از یه آغوش دیگه داشته مستفیض می شده! حالا عطر اون داستان قبلیه تو آغوشش جا مونده که تو پله های این خونه میپیچه...حالا مفهوم شد؟ به دلت نشست یا گزینه ی دوم رو انتخاب میکنی؟؟ سپاسگزارم که وقت گذاشتی محمد جان @};- @};- @};-
  • ایمان خوشحالم که دوست خوب و با شخصیتی مثل تو دارم و میتونم باهاش هم صحبت بشم و اینو مدیون این فضای مجازی هستم.در مورد این ترانه هم میدونی که اصلشو چقد دوس داشتم و اینم خب چون تویی دوسش دارم ;)) نه شوخی کردم کار خوبیه...قسمت آخر کارتو نمیپسندم.با اون "هی لعنتی" به شدت مشکل دارم در حد درگیر شدن و دسبه یقه شدن!!!دیگه فکرشو کن.باقیشم که باز نظرمو میدم وقتی بهش خوب فک کردمو چند بار خوندمش. و اینم اضافه کنم که ایمان من کاری نکردم که پسر خوب!یه نظر کوچیک رو کار دادم و افتخارش نصیبم شد که زودتر بخونمو لذت ببرم.شرمندم کردی با پی نوشتت :"> در کل هم خودتو دوست دارم هم ترانت @};-
    • رضا جان من ارادت ویژه دارم بهت خودتم در جریانی ;)) اصل این ترانه هم که به هرحال، نشد، روزگار غریبی ست نازنین :-( ... در مورد "هی لعنتی" که باز خودت در جریانی که طرف فحاشه !! حالا میخواد بالاخره یه جوری ثابت کنه دیگه ;)) بقیه شم تازه هنوز میخوای چند بار بخونی روش فکر کنی؟!! این همه ما تو سرو کله هم زدیم چی بود پس ؟؟!! و این مسئله رو باید بگم تو شکل گیری نهایی کار خیلی کمک کردی بهم عزیزم. واقعا بعضی جاها دیدم رو تغییر دادی.. سپاسگذارم ازت... در آخر اینو بگم که میدونی خیلی دوست دارم :-x :-x کاراتم دوست دارم :-x :-x پاینده باشی و پر ترانه @};- @};- @};-
      • " هی لعنتی " ;)) ;)) ;)) راستی منم یادم رفت بگم . مرسی که اینقدر محبت داری اما منم کاری نکردم @};- @};- قلمو خودت زیبا زدی =D>
      • خوشم میاد که کاملا در جریان فحاشی طرف هستی ;)) ;)) ;)) بابت پشتیبانیات واقعا ازت ممنونم...احساسات قشنگ تو معیار دقیقی واسه من بوده که بفهمم چه جوری بنویسم. باز هم از کمک و پشتیبانیت تشکر میکنم دوست خوبم @};- @};- @};-
      • بله کاملا ;)) خواهش میکنم . این از محبته شما هست دوست خوبم . وگرنه من فقط یه خوانش داشتم . همین @};- حس و حال شما توی ترانه جریان داشته و بهش جون داده @};- @};- امیدوارم این حس همیشه سر زنده باشه @};- @};-
      • سپاسگزارم @};- @};- @};-
  • سلام سید عزیز بازم گل کاشتی عاشق ترانه هاتم باید به هرچی خوبیه شک کرد وقتی تو معصومانه می خندی رو این که تنها هرزه ی شهری چشماتو بی شرمانه می بندی ......................... منتظر کارای بعدیت هستم.
  • @};- @};-
  • درود ایمان جان کار زیبایی بود تبریک میگم بهت @};- @};-
  • فوق العاده.. شب با تو تکرار یه کابـوسـه دور از من و تنـهائی من بـاش کابـوس شبهـای منی، من که بعد از تو میشم شاعری فحاش @};- ترانه ی بسیار زیبایی بود دوست گرانقدر.. @};- برقرار باشید.. @};- @};- @};-
  • :-? :-? :-? :-? :-? :-? :-? کار با سانسور :D ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام ایمانِ عزیز اصل کار رو میدونی بیشتر دوست داشتم اما این هم به جز چند مورد کوچیک خوبه . ترانه ی زیبایی هست به امید بهترین ها دوست خوبم لحظه هات پر از لبخند و احساس
  • سلام سید جان ترانه زیبا و روونی رو ازت خوندم و لذت بردم دوست داشتم کارت رو مرسی شب با تو تکرار یه کابـوسـه دور از من و تنـهائی من بـاش کابـوس شبهـای منی، من که بعد از تو میشم شاعری فحاش =D> =D> =D>