واسم رفتنت بدترین حادثه است …

واسه آخرین گریه مدیونتم،
شاید مرهم داغ قلبم بشه
شاید با همین گریه کردن یه کم
از اندوه چشمای من کم بشه!

واسه آخرین گریه مدیونتم
واسه این همه هق هق سینه سوز
هنوز غرق بارونم اما چرا
تو مشت جهنم اسیرم هنوز ؟

برو رد پاتم با یادت ببر
نذار گریه هامون حروم شه، برو
بذار تو همین کوچه مه زده
همین لحظه دنیا تموم شه، برو

دلم مردِ رفتن نبوده و نیست
تو میگفتی که خیلی مردی؛ برو
بهم گفتی "دستات چقد گرمه"… نه
شاید این تو هستی که سردی!برو

بدون تو داغون میشم اما باز
همش فکر اینم که : آخه تو چی؟!
بهت اینکه میگم برو ساده نیس
واسم حکم مرگه، یه جور خودکشی!

واسم رفتنت بدترین حادثه است
به این حادثه باید عادت کنی
ازت میخوام اینو: به عشق خودت
– به من – صادقانه خیانت کنی!!

با این گریه هامون دل کوچه هم
داره قطره قطره زمین می چکه
دارن آجرا رو سرم می ریزن
تو گوشم صدای تو می پیچه که :

"…… میرم ، روحم اما تو این کوچه مرد….. "

از این نویسنده بیشتر بخوانید: