حواست نیست!

سرت گرمه کدوم احساسِ تازس ؟ / لالایی خونِ شب های کی هستی ؟
واسه غم های کی هر شب خودت رو / پریشون میکنی در حدِ مستی

چشایِ کی واست حالا ستارس / تو تاریکیِ شب های درازت
واسش قصه ی مجنونو میخونی / سکوتِ کی شده همدمه سازت

منُ بغضُ خیالِ بی تو بودن / تماشایِ غروب بی وفایی
قدم های تو و اون توی جاده / بازم من که نمیدونم کُجایی

میدونم تو دلت جای یکی هست / واسه اینه که از دلِ تو میرم
من از جای شلوغ بیزارمُ تو / میدونی نمیخوام جاشو بگیرم

برو؛ اما نگو از عشقِ قبلی / نمیخوام بشکنه غرورِ اونم
نمیخوام لحظه ای دلت بگیره / برو بانو ؛ بذار تنها بمونم

تمومِ حسِ من میلرزه اینجا / تو اونجا شعله ی آتیشِ اونی
دارم تب میکنم ؛ هذیونِ شعرام / حواست نیستُ بازم پیش اونی . . .

" مریم جعفرزاده "

از این نویسنده بیشتر بخوانید: