روزای بعد از …

پس از مدت ها یک ترانه ی جدید
بانو شراره مسگرچیان نام این ترانه را انتخاب کردند
ممنون از سمانه نوری عزیز به خاطر مهربانی هایش
و از صالح سجادی بزرگ که مسیر خوبی نشانم داد .

****

روزای بعد از …

وقتی از این خونه بری … خوبه
وقتی جهان روشو بهت رو کرد
وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید
دیره .. ولی هروقت شد … برگرد
می ترسم از روزای بعد از تو
وقتی بری … نه صبر کن ، تازه
رفتن که موندن نیستش حتما
این در همیشه روی تو بازه
وقتی بری از ترس ، می ترسم
وقتی بری از راه بی راهم
وقتی بری با قصه همدستی
وقتی بری با غصه همراهم
می ترسم از این بی توئه وحشی
می ترسم از حسی که می میره
می میرم از حسی که می ترسه
تقویمه بی تو ، خشم تقدیره
روزای بعد از من پر از گرگه
وقتی که توو پس کوچه تنها شی
مردا همه توو شهر … نامردن
مردا توو پس کوچه همه لاشی
وقتی از این خونه … نری خوبه
وقتی که دنیا دستشو رو کرد
می ترسی از پس کوچه از گرگا
می ترسی اما … زودتر برگرد !!!

آرش توفیقی " دادا "

****

و ممنون از تنها کسی که پرسید : دادا کجایی ؟ چرا نیستی ؟
و به این سوال نیاز داشتم …

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام بسیار زیبا و دلنشین بود. شما به ترانه .:: نگاهِ اشتباه ::. دعوتید. محفوظ باشید
  • ببخشید که دیر اومدم دوست عزیز.شما دقیقن همونی هستی که میگی"شاعری که ترانه میسراید" با نظر علیرضا موافقم تو قسمتای "رو" و "تازه". راستی این مدل قلم رو آکادمی در نبود شما کم خواهد داشت.من خیلی از کاراتون رو خوندم و واقعن جهانبینیه زیبا و متفاوت شما رو لمس کردم. باشین تا از حضورتون بیشتر استفاده کنیم موفق هستی.موفقتر باشی :-)
  • دیره .. ولی هروقت شد … برگرد آرش جان درود این ترانه ت رو مثل همه ی ترانه هات فوق العاده دوس دارم . آفرین @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خیلی زیبا بود و بسیار لذت بردم دوسته من @};- @};- @};-
  • كار قشنگي بود آرش جان.لذت بردم.. زندگي پستي و بلندي زيادي داره اما نميدونم چرا ما مونديم تو پستيو بقيه از بالا برامون دست تكون ميدن..(دودكش) موفق باشيد @};-
  • بسیار زیبا بود و لذت بدم از تکتک بیت هاش می ترسم از این بی توئه وحشی می ترسم از حسی که می میره می میرم از حسی که می ترسه تقویمه بی تو ، خشم تقدیره
  • درود هميشه اتفاق هاي خوبي در كارهاي شما رخ ميده.اتفاقهايي با يه نشوني درست.هرچند اينبار خاص نبودن ولي بزرگ بودن... خيالت راحت.
  • کار خوبیه آرش جان و ممنون از دوستانی که نقد کردن..دیانا..علیرضا..مجید دمت پاینده @};- @};- @};- @};-
  • معمولی بود،مرسی
  • سلام دادا :-) @};- خودتم خوب میدونی که بعد از کار(( الو سلام خدا ))که وسط کار اختلاف نظر داشتیم و باعث شد بهترین ترانه مو رها کنم وشباهت کار بعدی که نوشتی به همون کارم باعث دلخوریم شد :-( =(( ومتاسفانه کدورت هایی که با بعضی از دوستای نزدیکم داشتی به این دلخوری دامن زد : @};- =D> وقتی میدیدم هر شب دیر وقت میای و نه کامنتی مینویسی نه ترانه ای ارسال میکنی انسانیت کدورتو پس میزنه و میگه این که غمگینه داداته برو بپرس چشه؟ درسته نگفتی که چی شده و کجایی!!! اما خوشحالم که باز مینویسی و برگشتی @};- این کار خوب بود =D> @};- اما نه برای شاعر ۳۰ ثانیه @};- @};- @};- @};-
    • مهم نیست ... مهم اینه که تنها کسی که پرسید : چرا نیستی تو ؟؟؟ حواسش بهم بود ، تو بودی ممنون که با دل پر اومدی سراغم ، این یعنی بزرگی کردن یاد گرفتم ازت ...
  • ابتدای کار بسیار زیبا بود اما هر چه ادامه دادم رک تر و به اصطلاح خودمونی شد و از فضای ادبی اول کار در اومد پس بنظر من از لحاظ فنی منسجم نبود اما محتوا منسجم بود! درود
  • به یادت بودم،ولی دنبالت نگشتم انتظار جواب ندارم چون دنبالت نگشتم خیلی عزیزی
    • بایدم نگردی دنبالم !!! ما کیلویی چندیم ؟؟؟ همیشه با این کارها غافلگیر کن اما ... مگه چی ازم گرفتی که برام شعر می گی ؟؟؟ چی جز بغض " جنگ تن " و گلایه پشت تلفن ... بی خیال رسول دادا خرابه دنبالش نگرد
  • سلام آرش عزیز دادای مهربون وقتی از این خونه … نری خوبه وقتی که دنیا دستشو رو کرد می ترسی از پس کوچه از گرگا می ترسی اما … زودتر برگرد !!! پیش تر توی پیجت برات کامنت گذاشتم ... همیشه ترکیب واژه هات رو دوست داشتم وقتی بری از ترس ، می ترسم وقتی بری از راه بی راهم وقتی بری با قصه همدستی وقتی بری با غصه همراهم @};- @};- @};-
  • درود بر آرش عزیز.... خیلی کار قشنگی بود...دست مریزاد @};- @};- @};-
  • آرش توفیقی پر دغدغه از بچه های آکادمی که به عنوان " ترانه سرا " میشناسمش @};- ترانه خوبی بود اما ازت توقع بیشتری دارم نه اینکه این کارت توانا نباشه @};- با شروع ترانه میگی : وقتی از این خونه بری … خوبه وقتی جهان روشو بهت رو کرد وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید دیره .. ولی هروقت شد … برگرد من نمیدونم چرا "" خوبه "" رو بکار بردی ارتباط مصراع اول با ادامه ضعیف هست به نظرم... می ترسم از روزای بعد از تو وقتی بری … نه صبر کن ، تازه رفتن که موندن نیستش حتما این در همیشه روی تو بازه در مورد این پاره ترانه / کاملا با علیرضای روشنی هم نظرم @};- تازه / هیچ نقش ارتباطی با نیم مصرع بعدی نداره ... ای کاش جایگزین بهتری براش باشه خب آرش جان شما میگی رفتن که موندن نیستش حتما // در واقع میگی رفتن که حتما موندن نیست ... خب مشخصه که رفتن موندن نیست.. مگه اینکه ارتباطش بدیم به نیم مصرع دومش // که حتما این در همیشه روی تو بازه @};- .................................................. وقتی بری از ترس ، می ترسم وقتی بری از راه بی راهم وقتی بری با قصه همدستی وقتی بری با غصه همراهم بی راه و همراه // قافیه نداشتی آرش جان ... توکه فکر نمیکنی راه در " همراه " معنی دیگه ای داره؟ ................................................... می ترسم از این بی توئه وحشی می ترسم از حسی که می میره می میرم از حسی که می ترسه تقویمه بی تو ، خشم تقدیره @};- @};- @};- اینطور بازی با واژه ها کار آسونی نیس =D> ............................................. روزای بعد از من پر از گرگه وقتی که توو پس کوچه تنها شی مردا همه توو شهر … نامردن مردا توو پس کوچه همه لاشی درسته شما اشاره نمیکنی به کدام پس کوچه ... و من فکر میکنم بهتر بود پیش زمینه ای باشه یا لااقل بگی پس کوچه ها ... البته میدونم جواب این نظرم همون جوابی هس که به علیرضا دادی :-) و " لاشی " نپسندیدمش ، این رو میدونی که به کار بردن بعضضی واژه ها مثله ریسک میمونه / شما ریسک کردی و لاشی رو به کار بردی اما من فکر میکنم این فضای ترانه که بیشتر روی احساس شما برقرار بود ، جائی برای اینگونه الفاظ نداره... @};- ......................................... موفق باشی برادر @};- @};- @};-
    • سلام مجید عزیز :-) @};- گفته بودی من نمیدونم چرا “” خوبه “” رو بکار بردی؟ وقتی از این خونه بری … خوبه (وفتی که از این خونه بری یه خوبی هایی هم داره) وقتی جهان روشو بهت رو کرد(وقتی جهان روی حقیقیشو بهت نشون داد) وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید(وقتی که از حقیقت دنیا ترسیدی) دیره .. ولی هروقت شد … برگرد(ممکنه اتفاقاتی برات افتاده باشه که جبران نا پذیر باشه اما جایگاه تو پیش من محفوظه) *خوبه *توو این بند به معنی تجربه ی خوب برای مخاطب شاعر و دیدن نیمه ی پرِ لیوان از چشم شاعر میتونه باشه @};- زبان رایج توو ترانه سرایی زبان محاوره ست مثل فرمی که همیشه خودمون حرف می زنیم مثلاوقتی ما توو زبان محاوره میخوایم بگیم :من میام مهمونی برات یه کادوی خوبم میارم اگر بخوایم روغن داغِ کادوی خوبی که برای مخاطبمون میبریم زیاد کنیم میگیم:من میام مهمونی ***تازه***یه کادوی خوبم میارم همه مون بارها از این *تازه *که جمله مونو اغراق آمیز کنه استفاده کردیم:-) از اینجای کار شاعر یه لحظه احساس ضعف میکنه وسریع خودشو جمعو جور میکنه و برای برطرف کردن حسش اغراق آمیز حرفایی میزنه که مخاطب یا همون عشقش ضعفشو نبینه می ترسم از روزای بعد از تو وقتی بری … (تا اینجای کارشاعر از رفتن یارش احساس ضعف میکنه و نیمه ی خالی لیوانو میبینه) نه صبر کن ،( اینجای کار شاعر متوجه میشه نباید پیش عشقش ضعف نشون بده و سریع خودشو جمع و جور میکنه و میخواد حرف از نیمه ی پر زندگی بزنه ولی برای جمع کردنِ ضعفی که از خودش نشون داده باید حرف خوبشو اغراق آمیز بگه پس قبل از حرفای قشنگش یه تازه هم میگه 8-> ;)) ***تازه**این همون تازه ست که غرور شاعر رو پیش عشقش حفظ کرده ((رفتن که موندن نیستش حتما این در همیشه روی تو بازه)) این قسمت هم همون حرفای قشنگ شاعره خیلی وقتا خیلیا میرن و پشیمون میشن اما چون غرور دارن بر نمیگردن ورنج میکشنو میمونن :-S اما هر روز *منتظرن *طرفشون بیادو بهشون بگه برگرد رفتنت دلیل بر موندنت نیست که هم برای جبران برگردن هم غرورشون شکسته نشه 8-> به خدا همه این حسو یه جایی تجرته کردیم اینم روش جالبیِ که همیشه کارای دادا رو جذاب کرده @};- توو مقاله های آکادمی خونده بودم ترانه میتونه قافیه آوایی داشته باشه راه و همراه قافیه آوایی هستن @};- برای مثال دوست عزیزمون آقای روشنی که توو نقدشون باهاشون موافق بودی چند باری از قافیه آوایی استفاده کردن :-) در مورد ریسک کلمه ای که توو کار ننشسته با شما موافقم @};- به امید ترانه باران...
      • من چی بگم این وسط ؟؟؟؟ مرسی مجید شمس تو از اولین دوستان آکادمی ترانه هستی که داشتمو دارم . #### دیانا دقیقا چیزهایی گفتی که تو ذهنم بود ، مرسی که کارو زندگی کردی @};- @};-
      • سلام دیانای گرامی ممنون از توضیحاتت بند اول رو متوجه شدم :-) @};- می ترسم از روزای بعد از تو وقتی بری … نه صبر کن ، تازه رفتن که موندن نیستش حتما این در همیشه روی تو بازه شما میگی اغراق // تازه برات یه کادو میخرم ... آرش میگه: تازه رفتن که موندن نیستش حتما /// خب این چه اغراقی داره ؟؟؟ مشخصه که رفتن موندن نیست ... این بند نتونسته حرفشو بزنه @};- @};- @};- منم میگم ترانه میتونه قافیه آوائی داشته باشه اما این قافیه آوائی نیس دوست من همراه / بیراه // هر دو " راه " یه معنی دارن و به هیچ وجه نمیتونن قافیه آوائی باشن @};- علیرضای عزیز که جای خودش داره ، خیلی بزرگان هم از اکفا استفاده میکنن @};- همینطور که دو روز پیش تو فیسبوک به آرش گفتم ، بازم میگم آرش صدها قدم جلوتر از شاعران محاوره نویسِ این روزهاس و ترانه رو میشناسه @};- موفق باشین همه عزیزان @};-
      • سلام مجدد :-) @};- خواهش میشه همترانه @};- @};- @};- @};- @};- در مورد بند اول خدا رو شکر 8-> بند دوم: رفتن که موندن نیستش حتما خوب بله که همه مون میدونیم رفتن که موندن نییییست حتما!!! ای واااااای :-? مجید این دادا به شعورِ منو شما و هر کی این کارو خونده توهین کرده =(( حالااااا چی کار کنییییم؟ ;)) ;)) ;)) این ترانه مخاطب داره ,مخاطبی که رفته و باید بهش امید داد که همیشه میشه برگشت همیشه... هر چند این کلمات تو امید دادن ممکنه برای منو شما یه حرف روتین باشه اما ممکنه توو زندگی کسی دیگه تنها روزنه ی امید بشه مثال:وقتی کسی مرگ مغزی شده و توو بیمارستان با دستگاه زنده مونده وحتی دکترام بهش امیدی ندارن یه نفر میادو برای امید دادن به خانوادش میگه بابا چراااااا انقدر بیتابی میکنید قبول اتفاق بدی افتاده اما خودتونو نبازین تازززززه اون هنوز زنده ست خدا هم که هست دعا کنید معجزه واسه همین روزاست :-x خوب یه بچه ی 5 ساله هم میدونه که اونی که به دستگاه وصله زندهست پس باید توو دلش بگه بااباااا این یارو چقد شوته که داره یادآوری میکنه که این زنده ست؟!!! :-/ نه جونم یه جاهایی که امیدا نا امید میشن و همه چیز بَده بجز چیزای عادی که همه میبینن باید به بزرگ جلوه دادن همون چیزای عادی اکتفا کرد تا به دیگران امید داد و خودتم میدونی امیدوار بودن باعث چه معجزه هایی شده خودمم از مثالم خوشم اومد اگه باز ایراد بگیری می کُشمت :-)) اااااللللکککی :"> از قافیه آوایی بیزارم اما 100 بار دیگه هم بگی میگم اینا قافیه ی آواییَن و راه مسیره و همراه کسی که توو مسیر کنارته و یه معنی ندارن قافیه آوایی توو ترانه مجازه حتی اگه من و شما دوست نداشته باشیم. قالبا قافیه های آوایی با هم هم معنی هستن یه جورایی از نظر من فقط ردیفن اما اینجا نظر منو شما مهم نیست بزرگان ترانه قافیه آوایی رو مجاز دونستن @};- @};- @};- موفق هستیم ممنون عزیزِ دلِ خواهر @};- :"> شمام باش @};- @};- @};-
      • من که قانع نمیشم حالا به فکر کشتنم باش :) شما مثال میزنی و مثالات کاملا درسته اما مشکل من با بندی هست که آرش داره نه با مثالای شما من برداشت خودمو اولش گفتم و بذار با همون برداشت کنار بیام :) اینکه آرش بگه : تازه ... رفتن که موندن نیست حتما ، در این خونه بروت بازه .... خب این برام بهتر هست و قبولش دارم @};- @};- @};- قافیه آوائی یا همون اکفا رو کی بهت گفته که عینا مثله همن؟ اصلا کجا خوندی همچین چیزیرو؟؟؟ اونی که شما میگی " جناس " هست 8-> به کار بردن دو واژه هم شکل با معنی جداگانه...که باز هم شامل حال این قافیه نمیشه چون راه به تنهائی یک معنی رو میدن و اگر با واژه قبلیشون قرار بگیرن باز هم قافیه نمیشن.. ........................... اکفا: در این قافیه رَوی کلمات در تلفظ یکسان اما در رسم الخط متفاوتند ... مانند قافیه ساختن چراغ / فراق عزیز / مریض عکس / مکث و یا در تلفظ نزدیک به همند مانند قافیه ساختن احتیاط/ اعتماد .............................. امیدوارم قانع شده باشی یا اینکه بدون توسل به آلات قتاله قانعم کنی :-)
      • مجید عزیز نیازی به قانع شدن شما نیست ... اختیارات شاعری اجازه می ده که شاعر از یک قافیه دوبار استفاده کنه اون هم به صورت کاملا هم شکل و هم معنی ... در ضمن فکر کنم تا این اندازه منو می شناسی که برای کلمه ی راه بتونم کلمه ی هم قافیه استفاده کنم اما از لحاظ شنیداری و انسجام مصرع اینقدر این دو تا کلمه رو دوست دارم که هیچ گاه تغییرش نمی دم . منکر این نیستم که اول ساختار یک کار باید صحیح باشه و همیشه هم ساختار رو با تمام نوگویی ها رعایت کردم ، اما گاهی دوست دارم این ساختار رو دور بزنم البته نه به شکل تخریب کننده ای ، مطمئا هستم که توو این بند ترس ، می ترسم ... راه و بیراه و قصه و غصه ... اونقدر نقش مهمی رو ایفا کردند که قافیه از همیشه کمتر به چشم بیاد . در ضمن بازهم می گم که اختیارات شاعری این اجازه رو به شاعر می ده که مطمئا خودن بهتر از من به اون واقف هستی و از بزرگان زیادی هم استفاده از یک قافیه رو دو یا سه بار در یک شعر دیدی . در ضمن به کسی نگو که آرش توفیقی حرفاشو به دیانا گفته تا اون بیاد بزنه ، وقتی بخوام حرفی بزنم مطمئا حرف خودم قاطع تر و قابل قبول تر از حرف دیگران هست پس نیازی به سخنگو ندارم . دیانا هرچه در مورد این ترانه گفته نظر شخصی خودش بود ، حالا اگه این نظر به نظر من نزدیکه دلیل بر قضاوت شما نمی شه .
      • آرش جان هیچ وقت قافیه تکراری جزء اختیارات شاعری نیست فدات شم ... و در مورد حرفی که راجعبه خانم دیانا زدی ... دوس دارم بعدا توضیحاتی بدی . این پیج رو مناسب نمیبینم برای این حرفا .. موفق باشی
  • درود بر ارش عزيز قلم خاصي دارين و همين باعث ميشه كه اگه غيبت داشته باشين جاي خاليتون حس بشه چقد از اين عبارت خوشم اومد ميترسم از اين بي توئه وحشي براو @};- @};-
  • سلام جناب توفیقی،ممنون ازترانتون خوندنش برام لذت بخش بود امانه به اندازه ی خوندن این ترانتون که باهاش بغض کردم. کجا بودی تواون سالا که مادر النگوهاشو نه دنیاشو بخشید چه شب هایی که سفره وا نمی شد پدر با آرزوی شام خوابید
    • واااااااااااای به این میگن مخاطب ، حداقل برای این مخاطب باید نوشت !!! کجا بودی توو اون خرداد وحشی منو حجمی پر از تردید می کشت تمومه شهرو کرکس سایه انداخت پرستویی اگه می دید ... می کشت ... ممنونم بانو رستگار حالم کمی بهتر شد
  • درود جناب توفیقی ترانه ی خوبی بود ولی از شما بهتر از این رو هم قبل خونده بودم @};-
  • آرس جان بند شروو این ترانه رو زمانیکه تو پیجت گذاشته بودی بی صبرانه منتظر خوانش یه ترانه بکر ازت بودم . وقتی از این خونه بری … خوبه وقتی جهان روشو بهت رو کرد وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید دیره .. ولی هروقت شد … برگرد @};- @};- @};-
  • سلام دوست من خیلی ترانه زیبایی بود ممنونم واقعا لذت بردم =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • وقتی از این خونه بری … خوبه وقتی جهان روشو بهت رو کرد وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید دیره .. ولی هروقت شد … برگرد درود بر شما @};- ترانه بسیار زیبایی رو ازتون خوندم .. میپسندم @};-
  • سلام دادا ترانه ی خوبی بود ولی بر خلاف کارای مطرح آرش توفیقی اتفاق خاصی نیفتاده بود که مخاطب رو حیرت زده کنه.... من از معدود دفعه هایی بود که با خوندن ترانه ت مو به تنم سیخ نشد... چند تا مورد هم داشت که عرض میکنم وقتی جهان روشو بهت رو کرد؟؟؟ استفاده از "رو" دو بار توی مصرع در حالی که با یک معنی هم اومده باشن اصلن اتفاق خوبی نیست "وقتی بری … نه صبر کن ، تازه" اینجا هیچ توجیهی برای اومدن کلمه ی "تازه" نمیبینم... حتی تو مصرع بعدی هم دنبالش گشتم و به نتیجه ای نرسیدم... "رفتن که موندن نیستش حتما" این جمله جنبه ی خبری داشت الان؟ یعنی هیچکس نمیدونه رفتن موندن نیست؟ مگه قبلن رفتن به معنی موندن بوده که اینجا میگی نیست؟ "وقتی که توو پس کوچه تنها شی" منظورت از پس کوچه کجاست؟ کدوم پس کوچه؟ سه بار توی ترانه کلمه ی پس کوچه اومده بدون اینکه قبلن ذهنیتی به من مخاطب بده تا بدونم کدوم پس کوچه رو مولف منظورشه؟ اگه منظورت همون کوچه پس کوچه ها بوده و یه تصویر کلی رو میخواستی انتقال بدی باید مینوشتی "پس کوچه ها" که مطمئنم میدونستی اینو ولی بخاطر وزن دچار این اشتباه شدی... کار مصرع های خوبی هم داشت مثل "می ترسم از این بی توئه وحشی" تو کل ترانه از این مصرع خوشم اومد و بی توئه وحشی ترکیب بسیار جذابیه... برات آرزوی موفقیت میکنم @};-
    • سلام " رو " در مصرع دوم به یک معنی نیست ، روی اول به معنی صورت و روی دوم به معنی نمایان کردنه ، و اینکه این شعر اتفاق خاصی جز یک مصرع نداره یک نظر شخصی محسوب می شه همونطور که وقتی گفتن این به خاطر بازی های زبانی و پرداخت متفاوت بهترین کارته گفتم که این نظر شخصی شماست ... پس کوچه هم در این شعر معلومه کجاست همونطور که دنیا و شهر و خونه جایگاهشون معلومه ، پس کوچه می تونه پس کوچه هم معنی بگیره می تونه هر تنگنای دیگه ای هم باشه ... در این اثر قدمی برداشتم حالا نمی دونم به عقب به کنار یا جلو ، اما می دونم که از جایی که واستادم تکون خوردم .
      • آرش جان چرا موضع میگیری... عزیزم منکه دشمنت نیستم!! من نظرمو گفتم و حرفای منم وحی منزل نیست... ولی هنوزم پای حرفم در مورد پس کوچه هستم ... وقتی میگیم دنیا همه میفهمن کدوم دنیا چون یکیه فقط... وقتی میگیم تو ازین خونه میری اشاره میکنیم کدوم خونه و در کل اثر پرداخت میشه که از کدوم خونه ولی من فک میکردم میدونی که استفاده ی اینطوری از پس کوچه اشتباهه و صرفن بخاطر وزن آوردی ولی حالا که میبینم قصد دفاع داری متوجه شدم که نمیدونستی... تو که هیچوقت حرف منو قبول نخواهی کرد... تا صبح هم بگم بازم حرف خودتو میزنی... برو از یه کسی که قبولش داری بپرس و خداوکیلی صادقانه بیا بنویس که از کی پرسیدی و چی گفت... در مورد کلمه ی "رو" هم الان که کامنتا رو خوندم دیدم غیر از من هم چند نفر به این مصرع اشاره کردن... در مورد اینکه دوست عزیزی بهت گفته این بهترین کارته احتمالن این دوست چیز میز مصرف کرده... آرش این همه کار شاهکار داره یعنی ازین کار که یه کار متوسطه ضعیف ترن؟!؟! :-? در هر صورت من نظرمو گفتم که اگه مورد نقد قرار گرفتن انقد برات سنگینه میتونی کامنتمو حذف کنی.
      • حرفات به عنوان یک " نظر شخصی " برام محترمه ... همین .
      • همه انتقاد پذیرا... =D> عجب!!!
      • منو علی همیشه وضعیتمون همینه ... شما ناراحت نباشین
  • آرش عزیز کار خوبی بود.ابتکار گذشته جلوه ی کمتری داشت ولی روون و یکدست بود. مرسی
  • وقتی از این خونه بری … خوبه وقتی جهان روشو بهت رو کرد وقتی که ترسیدی ، دلت لرزید دیره .. ولی هروقت شد … برگرد @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام خوشحالم که برگشتید... زیبا زیبا زیبا مرسی
  • درود آرش عزیز خوشحالم از اینکه اینجا هم ترانه ت رو می خونم. همیشه عالی می نویسی و همیشه از کارات لذت می برم. باز هم بابت اینکه اسم پیشنهادی من رو انتخاب کردی ازت ممنونم. @};- پیروز باشی
    • سلام شراره من خوشحالم که هذ جا که هستم تو هم هستی و توجهت ازم کم نمی شه ... می دونی که باوری که بهم داری خیلی از سرم زیادیه اما نا امیدت نمی کنم @};- @};- @};-
  • سلام آقای توفیقی کار زیبایی بود . وقتی جهان روشو بهت رو کرد // دوبار استفاده از "رو " به نظرم مناسب نیومد می ترسی از پس کوچه از گرگا می ترسی اما … زودتر برگرد !!! @};- @};- @};- @};- احساستون همواره پابرجا @};- @};-
  • وقتی از این خونه … نری خوبه وقتی که دنیا دستشو رو کرد می ترسی از پس کوچه از گرگا می ترسی اما … زودتر برگرد !!! @};- @};- @};- @};-
  • سلام آرش جان ترانه ي زيباتو پيش تر تو پيجت خونده بودم. خوشحالم كه اين جا هم فرصتي پيش اومد تا دوباره از خوندنش لذت ببرم. فقط جسارتا با وقتی جهان روشو بهت رو کرد مشكل داشتم،به نظرم يه طوري مياد! 8-> اما اين موارد جزئي هيچي از ارزشاي كارت كم نمي كنه! موفق تر باشي دوست من. @};- @};- @};-
  • آرش عزیز ترانتو به همراه جسارت برای استفاده ی واژه ی "ل ا ش ی"تحسین میکنم باز هم ببینمت... برقرار باشی
  • فدای دادای گلم بشم خیلی خوب بود بعد از این مدت که نبودی کارت خیلی به دلم نشست و میپسندمت @};- @};-
  • سلام آرش عزیز خوشحالم که فرصتی دست داد تا دوباره ترانه ی زیباتو بخونم @};- خیلی خوبه که در ترانه نوشتن صاحب سبک هستید و با زبانی خاص از عشق،رابطه و جدایی..حرف میزنید =D> امیدوارم همیشه روی نوار موفقیت باشی @};- آبی باشی @};-
  • سلام آرش جان یه مدتی جای ترانه هات خالی بود دادا ولی خوشحالم که امشب یه ترانه فوق العاده زیبا رو ازت خوندم
  • سلام ترانه ی زیبایی بود. =D> @};- @};- @};-
  • " رفته ای که برگردی ، هیچکس جز من و این راه باور نمی کند که رفته ای ، که برگردی ... " @};- @};- =D> =D> بسیار زیبا بود، ممنون
  • درود این ترانه رو قبلا خونده بودم ، و بیش از پیش به قلم تواناتون پی برده بودم . می پسندم @};- @};- @};- امیدوارم همیشه باشید :-x
  • پای ترانه آقای توفیقی اول شدن کار سختیه !
    • وقتی از این خونه … نری خوبه وقتی که دنیا دستشو رو کرد می ترسی از پس کوچه از گرگا می ترسی اما … زودتر برگرد !!! بسییـــــار بسیــــــار زیبابود =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- نبودنتون کاملا احساس میشد خوشحالم که دوباره کار زیبای دیگری ازتون خوندم @};-
    • وا قعا همینطوره ، چون هیشکی دوست نداره اول بشه !!!