حادثه

حادثه
تصمیممان نبود ، از هم جدا شیم
قرارمون نبود تو غم رها شیـــم
***
پر از دردِ سر ، پر از حادثـه
تو ظلمتِ شب ، نالیدن بسه
***
اگه دلِ من ، واست می خونـه
تو شبای تار ، قلبت میهمونه
***
قلبِ من کبود ، از غمگساری
خسته از زمان ، از بی قراری
***
تو رفتی و من ، شکسته بالــم
در غربت و غم ، پوشیده حالم
***
اگه مهرِ من ، قابش تو جونــــت
به عشقِ چشمام ، جوشیده خونت
***
آوازمون نبود ، تو آسمـــون ها
فریادمون نبود ، تو کهکشون ها
***
بستی درِ عشق ، به حرمت مــال
دیوونه رفتی ، بی حرف و سئوال
***
عهدُ شکستی ، تو روزِ روشــــن
تهمت رو بستی ، با اشک و شیون
***
تصمیممون نبود ، از هم جدا شیم
قرارمون نبود ، تو غم رها شیــم
***
پر از دردِ سر ، پر از حادثــه
تو ظلمتِ شب ، نالیدن بسه
***
اگه دلِ من ، واست می خونـه
تو شبای تار ، قلبت میهمونه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۳۱/۰۴/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

503
۴