از تو سیرم

تو بگو چرا می ترسی ، من که دشمنت نبـودم
دور تا دورم حصاری ، غصه ی قهرت سرودم
***
ساده مو با بی خیالی ، زندگی کردم همیشــــــه
همش دردت اضطرابِ ، زهر نیشت زد به تیشه
***
آخه من شاخه نبودم ، تو زمینت کاشته بودی
آب دادی سبز گشته ، اره تو برداشته بــودی
***
از درختای اصیلم ، توی خاک سرنوشتـم
روی برگِ خاطراتم ، دوستی تو را نوشتم
***
اومدی با اره برقی ، ساقِ پایم رو بریــــــــــدی
ریشه ام تو خاک دشتت ، سیلِ خونش رو ندیدی
***
بی گناهم خیلی گفتم ، توی اسرارم نوشته
دسبند اضطرارت ، به دلم بستی چه زشتـه
***
نمی خواد آشتی کنی با ، دلی آزرده و غمگیـــن
سوختی کلبه ی عشقم ، بارِ بدبختی چه سنگین
***
مثل یه درخت مرده ، شناور تو آب جــــــاری
می کشه این دل اسیره ، سوی بختِ خواستگاری
***
جسم و جانم خسته از تو ، ولم کن تنها بمیرم
دیدی که تو بی وفایی ، تا قیامت از تو سیرم
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۳۱/۰۶/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: