بازی

«محمود طیّب»
یاد اون شبای ابری که برام ستاره بودی
واسه هر یکی نفس‌هام آخرین شماره بودی

من تموم گریه‌هاتم وقتی که دلت شکسته
یه کمون سرخ و خونی رو لب چشات نشسته

شبا رو بهم می‌ریزی با صدای عاشقونه ت
تا بهت می‌گن برا چی؟ من و می‌کنی بهونه ت

رفتی و دیگه از امروز دلم و تنها گذاشتی
من و با یه عالمه غم واسه ی فردا گذاشتی

پشت بوم کاخ چشمات نرمی‌ نظاره‌هاتم
من همیشه تا همیشه بازی اشاره‌هاتم!

مث یه قفس می‌مونی که میون نرده‌هاتم
به خدا که تا همیشه گله مند کرده‌هاتم!
***

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍