لعنت به این کدئین

لشگره بد بیاری ؛ زده به قلب روزام
خوبی خودش یه حکمُ ؛ زد واسه جلبِ روزام

تحملم تمومه ؛ کافیه پای مردم
هرچی صبوری کردم ؛ برای بار چندم

هرچی که خوبی کردم ؛ جوابشون بدی شد
هرچی سکوت می کردم ؛ تهمت به مرتدی شد

میگن ببخشُ بگذر ؛ از چی ؟ از این زمونه ؟
از گرگِ گوسفند نما ؟ که ان یکاد میخونه ؟

از چی فرار کنم من ؟ وقتی زمین همینه
سایه ی آدما هم ؛ همیشه در کمینه

از چی بگم که امشب ؛ بارون عجینه با من
شیشه دل شکستو ؛ میشم یه تیکه چُدن

باشه قبوله اینجا ؛ خوبی دیگه حرومه
منم یه فرد مرده ؛ که زندگیش تمومه

خستم خدا؛ کلافم ؛ از آدما ؛ از زمین
سرم یه کوهِ درده ؛ لعنت به این کدئین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: