هدیه

خنده تو از لبم نگیر
گریه ی من خنده میخواد
صدای گرم سرماییت
از راه زندونا می یاد
زندون من همین خونه
خونه ی کا گلی و باد
باد می زنه به سازمون
باصدای اون میشه شاد
یه روز به اون کوه بلند
میگم که ماهُ رو نکن
تن گلاب خوردمونم
تو اگه اصلا بو نکن
بوی تنت بوی منه
بوی گلاب و یاس تو
گلای تو گلدونم
میگن به این احساس تو
بدون من جا نداری
خونه ی فردا نداری
خونه بیا خونه من
خونه ی روشن وطن
سرخی لب های خودت
منو میکنه مست مست
پرنده های نامه بر
آخر در خونم نشست
میخواد منو باز بیاره
به پیش سرخی لبات
گل و واست هِدِیه داد
چون که قشنگه اون صدات
صدای گرم تو شنید
گوش های پر صدای من
گیتارم از تو میخونه
به گرمی شعرو سخن
حافظ هدیه های من
شعر قشنگ سعدی شو
واسه زمستون و بهار
تو پاگذار بعدی شو
بهاربهاربهاربهار
قشنگی اونو نیار
منو به خونه نکشون
هدیه میدم بهتون
هدیه میدم بهتون
هدیه میدم بهتون
هدیه میدم بهتون
هدیه میدم بهتون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: