دنیای آزاد…!

چقد بیزاری از دنیای بیرون
چقد محدوده این دنیا برا تو
نمیزارن یکم آزاد باشی…
مث دیوونه ها، دارن هواتو

یه مامان و یه بابا با دلایی
که از بی مهریات انگار خونه
و لپ تاپت شده دیوار، بینِ
تو و دنیای پشتش توی خونه

نشستن توو محیط بسته ای که
تموم قلب ها درگیر کُقرن…
یه دنیا «یک» برا هم پُست کردن
توو دنیایی که آدم هاش؛« صِفرن»

یه هدفون توی گوشِت با صدای
یه آهنگ جدید و پر طرفدار
چه آروم میشه اعصاب تو با اون
چه فازی میده با هر بار تکرار

و میری توی دنیایی مجازی
تا ساعاتی که چشماتو نبندی
یه گوشه با خودت، دور از یه دنیا
یه عالم پستُ هرشب می پسندی

کنار آشناها، توی خونه…
ولی اونقدر دوری که ندیدی
چقد خوش بودن و خوشبخت، وقتی
تو توو دنیات، عزلت می گزیدی…

ببین داداش کوچیکَت مریضه
فقط میخواد یه ساعت باشه «بتمن»
برا بازی ولی وقتی نذاشته…
نظرهایی که باید چک شه حتماً!

توو این دنیای آزادی که داری
یه چیزایی کمه امّا، مگه نه؟
پر از عشقی، پر از احساس، اینجا
همه حِسّت غمه امّا، مگه نه؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: