روتین مشکلات (ترانه ای اجتماعی )

مــــوهاش سفــیده مگـــه نه ؟

قـدش خمــــیده مگـــــــه نه ؟

گوشـــه نشـــینه پیرمـــــــرد

چیا (چی ها) کشیده پیرمـرد

صـــحبتای زیــــــادی بود

بازار شایعــــــــــات داغ

تیتر یک روزنامـــــه ها

مردن یک مرد تو اطاق

مثل یه بمــــب ساعتی

این پیرمـــــرد با خدا

با مردنش توی اطاق

جرقه زد به آدمـــــا

ما نمـــیگیم همه می گـــن

آدم با خدایـــــــی بـــــــود

اول وقــت نماز می خوند

آدم بی کـــــاری نبـــــود

چروکیده بود صورتش

اخلاقشو رفو می کرد

همیشه توی اجـــتماع

لباساشو اتـو می کرد

توو ایـن اواخـــر یـــــکمی

حال و هـــواش عادی نبود

ظاهر و حفظ می کرد ولی

خندیدنـــاش عــــــادی نبود

نوشتده بـــــود توو دفــــــــترش

با مشــــــکلات جنگ مــی کنه

شوخی که نیست با ایـــــن همــه

فیلَم (فیل هم)باشه هنگ می کنه

تو دست نوشته هاش فقط

مشقت و تاریــــــکی بود

راه نــفـــــــــس کشیدنش

یه راه بد باریـــــکی بود

کوه بلـــــــند مشــــــکلات

یه گونی دخــتر دم بخـــت

تنها چیزی که نیست فقط

یه جفت خیال خیلی تخت

سن زیــــــــــــاد پیرمرد

دلیل این جدایــــــی بود

تیکه کلامش همـــــیشه

این جمله ی کذایی بود

این مالیات اون مـــــالیات

هر چی بگیری مــــالیات

جدیدنا می گـــــن اگـــــه

می خوای بمیری مالیات

تو گیر و دار مشـــکلات

فکر و درایت کدومـــه ؟

توو دخترای امـــروزی

صبر و درایت کدومه ؟

اینــــــو بخــــر , اونو بخــر

دلـــــــش شکـــــسته پیرمرد

این همه ریخت و پاش مگه

رو گنج نشـــــسته پیرمرد ؟

لباس مارک , سرویس چوب

آیفون فـــــــور اس تا کجـــا

تاجر نفــــــت نیست که بابا

فقــــط یه بناســـــت به خدا

ایــــن پیرمــــــرد بــــا خدا

پنــــــاه به اعـــــتیــاد آورد 

وقتی به اون درش می زد

خدا رو از یادش مـی برد

آروم آروم خمــــــیده شـــــد

به زیـــــر بار مشــــــکلات

هر چی تلاش کرد نتونست

نشد که بشه , شـــــــکلات

صــــحبتای زیــــادی بود

بازار شایــــعـــــــات داغ

تیتر یــک روزنامــــه ها

مردن یک مرد تو اطاق 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • @};- @};- @};- حالا شد @};- @};- @};- تفکر نو در پشت شاعری ترانه گو @};- @};- @};- چی گفتم =D> :-/
  • خیلی طولانی بود ولی مضمون خوبی داشت.اگه رو فونتش هم یک کم دقت میکردی بهتر بود.هم "ی"هات مشکل داشت و هم فونتش تقریبا ریز بود که با توجه به طولانی بودن کار خیلی خوندنش رو سخت میکرد.
  • سلام پیمان جان .. @};- ترانه شیرین و دلنشینی بود... لذت بردم از قلم زیبایت... تا درودی دیگر بدرود @};-
  • بهت افتخار می کنم خاله جان به فهم و شعور بزرگتر از سن ات افرین مصرع طنز یه گونی دختر و خیلی خوب اومدی
  • درود پیمان کارت خوب بود...همینکه خواننده رو ترغیب به خوانش مصرع بعد میکردی از نقاط قوت کار بود...و البته تصویر سازی هات عالی بود یه انتقاد کوچولو اینکه متد ترانه سرایی با استفاده از شخصیت پردازی چخوفی برای مخاطبین امروز جذابیته کمتری داره...ولی اگه فارغ از مخاطبین اثرتو بسنجیم کار عالی و بکری بود... همیشه موفق باشی برادر عزیز @};-
  • سلام پیمان دوست داشتنی و عزیز کارتو خوندم فقط ببخشیدا خیلی طولانی بود :-S کارتو که می خوندم یاد درس بدیعمون افتادم یه قسمتی داشتیم آرایه های دیداری یعنی شعرایی که هر مصرع یه کلمه کم میشه تا وقتی روی کاغذ نوشته میشن قشنگ بشن ترانت نسبتا این آرایه رو هم داشت .... زیبا بود اجتماعی و تلخ ، دوست داشتم حست وکارتو لایکی عزیز @};- @};-
  • سلام پيمان جان زيبا بود رفيق ترانه خوبي بود ولي خيلي طولاني بود پسر ولي كلا لايك بود كارت @};-
  • سلام پیمان جان...موضوع ترانه عالیه و خوبم نوشتی.... لایک پسر..
  • درود داداش طولانی بودن کار یکم اذیت میکرد بهتر بود کلی تر حرفتو میزدی کم گوی و گزیده گو چون در.... مضمون شو دوس داشتم مانا باشی @};-
    • سلام سعید عزیز خوبه که نظر هاتو شفاف بیان می کنی و برای من خیلی ارزشمنده این کار از طریق شخصیت پردازی چخوفی صورت گرفت و به دلیل موضوع اجتماعی که داره , این دو مورد و شاید خواست شاعر , باعث طولانی شدن اثر شده که یک جورایی ایجاب می کنه طولانی باشه ! ممنون داداش @};-
  • سلام پیمان جان داستان خوبی داره ترانت... "یه گونی دخــتر دم بخـــت" قابلیت طنز شدنم داره ترنت ;)) @};- @};- @};-
    • درود محمد رضا عزیز ممنون دوست خوب در حقیقت این اثر با هدف سرودن یک طنز تلخ اجتماعی کلید خورد حالا چه قدر تونستم این طنز تلخ و به مخاطب برسونم! با دوستان شاد باشی@};-
  • سلام پیمان جان زیبا بود موفق باشی . @};-