باید یک جور دیگه دید . . .

چقد دوریم ما از هم ؛تو این دنیای وارونه
تو این دنیا که هیچ یاری؛ به پایِ عشق نمیمونه

چقد دوریم ما از خود؛تو این عصرِ پراز نیرنگ
شدیم تسلیمِ بد بودن؛با این ظلمتِ شب همرنگ

به چی دل خوش کنیم آخه؟ به این چند بیتِ تکراری
یا این گل های تنهایی؛که پاش هرشب تو میباری

یکی یک گوشه کز کرده ؛سازش به غما کوکه
یکی سهمش ازاین دنیا ؛همین گوشه ی متروکه

میدونم که شاید قلبی؛ به پایِ عشقی پژمرده
و یا یارِ وفاداری؛ به رسمِ بی کسی مُرده

شاید ناله کنی از این ؛ دلی که سر تا پاش زخمه
و یا دنیایِ نامردی ؛ که با تو سردُ بی رحمه

ولی ای دوست باور کن؛ هنوزم میشه مرهم بود
هنوزم میشه با خوبی ؛حریفِ زشتی و غم بود

میشه دل های ما مثلِ؛ یه آیینه پاکُ زیبا شه
رو بومِ نقشِ صورت ها؛ یه لبخندِ قشنگ جا شه

حواست هست چند وقته؛ نشد یادِ خدا باشیم؟
بیا امشب منُ تو هم ؛ تو آغوشِ خدا جا شیم

بیا امشب سیاهی رو ؛ به دست نور بسپاریم
میونِ آسمونِ دل ؛ ستاره ها را بشماریم

بیاین ماهم مثِ سهراب؛ بگیم این دلخوشی کم نیست
باید یک جور دیگه دید ؛ جهان انقدرها بد نیست

مریم جعفرزاده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

× قافیه ی آوایی در بیت آخر عمدی به کار رفته .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: