چشمات

اگه یه روزی چشمات بسته شه روی دنیام
دنیای بی چشماتو یه لحظه هم نمی خوام

پشت سرم گذاشتم سختی راه تو رو
تا بچشم لحظه ای طعم نگاه تو رو

آغوش تو وا بشه به روی رویای من
عطر تنت بپیچه تو خواب زیبای من

عطری که تو خلوتم لحظه هام میسازه
دلی که لحظه لحظه پر از حس نیازه

نیاز دستای من تو دستای تو بودن
به عشق چشمای تو ترانه ای سرون

صدای دوس داشتنو از تو دلت شنیدن
دست نوازشت رو رو تن من کشیدم

خسته نمی شه دستام از گرمی تن تو
نمی تونم جداشم از بوی پیرهن تو

نوازش دست تو غذای روح منه
چشام نمیخواد از تو یه لحظه دل بکنه

آرامش آغوش بزرگترین امیده
حرارت تن تو به من زندگی میده

نوازشو دوست دارم با دستای گرم تو
تشنه ترم می کنه نگاه پر شرم تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: