ببین

ببین
تن من خسته ازاین بیهودگی
روبه بن بست خودم مسیرمه
توی این فاجعه دست توکجاست؟
که ازآغوش تودورم اینهمه

وهم دلبستن این باغو ببین
خنجری که روتنش نقش خداست
ریشه هارو میزنه یکی یکی
اینجا هرروزنه ای مرگ هواست

ازکدوم حادثه بال توشکست
که قفس منو به یغما میبره
سرنوشت منو دادی دست کی؟
که همش داره فقط خط میخوره

ازهمین سمت سکوتو شب وبغض
آخرین معجزه تو رقم بزن
لحظه ی مردنمو به من ببخش
فصل تقدیرمنو بهم بزن

منو ازسکون بودنم بگیر
منوپرکن ازهوای حادثه
من پرازترس به شب رسیدنم
آخرقصه چرا نمیرسه؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/67811کپی شد!
786
۱۱