نه انگار…

دیگه ازمن گذشت انگار
بگیرم حسه دستاتو
گذشت روزی که میگفتی
می نمونم تا ابد با تو

نه انگار دیگه یادت نیست
چه جوری عاشقت بودم
فراموشت شده وقتی
که من تنها کَسِت بودم

((چه زود از خاطِرِت رفتم
چه ساده رد شدیم ازهم
فراموش کردیم این عشقُ
فراموشت شدم کم کم

نمی شناسی منُ امروز
غریبم تو نگاهِ تو
همه دنیایِ من گم شد
تو تردیدِ چشایِ تو))

نمیتونم بسازم با
همین رویایِ ویرونه
تو کابوسی اسیرم که
نشسته توی این خونه

همه چی تویِ این لحظه
رسید تا مرز نابودی
تو یادت رفته این عشقُ
نه انگار عاشقم بودی

((چه زود از خاطِرِت رفتم
چه ساده رد شدیم ازهم
فراموش کردیم این عشقُ
فراموشت شدم کم کم

نمی شناسی منُ امروز
غریبم تو نگاهِ تو
همه دنیایِ من گم شد
تو تردیدِ چشایِ تو))

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

725
۹