تو …

این " تو " برای همه مقدس است !!!

از تو بگم که " تو "
بیماریه منه
این " تو " توو شعر من
بی شک مبرهنه
دنیای من تویی
اصلا جهان توئه
ساعت کنار تو
بی وقفه می دوئه
اخم تو اولین
اخبار حادثه س
نقاشی تنت
اعجاز هندسه س
این چرمه یا گیسو
روو شونه خوابوندی
دست تو تو خورشیده
دستامو سوزوندی
چشمات دو نقطه ی
تضعیف هر مردن
فنجون چشماتو
با قهوه پر کردن
پایان شب خوشه
وقتی که تو شادی
شالت رو که بستی
میدون شد آزادی
هرجا که خوبیه
تو دیده می شی و
توو ذهن هر کسی
یک ایده می شی و
" غربی " توو شعر عشق
"ماریا " تورو نوشت
"کافکا" تورو ندید
"یغما" تورو نوشت
خنده ت تمدنه
تو صلحه اعظمی
حرف توئه ولی
توو قاب خاتمی
وقتی دلم تنگه
وقتی پرم از تو
تنها " ابی " می گه
حرفای قلبم رو
چشمات دو نقطه ی
تضعیف هر مردن
فنجون چشماتو
با قهوه پر کردن
پایان شب خوشه
وقتی که تو شادی
شالت رو که بستی
میدون شد آزادی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • اخم تو اولین اخبار حادثه س نقاشی تنت اعجاز هندسه س =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام .... درود آقا آرش واقعا زیباست بهتون تبریک میگم همیشه موفق . پیروز باشید @};- @};- @};-
  • سلام دادا پای این ترانه اومدم چون این تو که نوشتی برای منم مقدسه @};- موفق باشی...
  • درود سبک متفاوت از آرش توفیقی =D> =D> =D>
  • درود توفيقي عزيز من هم مثل دوستاني كه با ذهنيت حال و هواي كارهاي قبليتون اومدن و تعجب كردن غافلگير شدم.و فضاي خوبي هم بود.حدس ميزنم تغييرات مكرر وزن به دليل وجود يك ملودي در پس كار باشه.شايد. و در مصرع آغازين كار "است"نامانوسه. برقرار باشيد.
  • بسيار از خواند ترانه شما لذت بردم سبز و پاينده باشي
  • سلام برادرم. ترانتونو دوست داشتم @};-
  • @};- @};- @};- @};- زیبا بود
  • چشمات دو نقطه ی تضعیف هر مردن فنجون چشماتو با قهوه پر کردن پایان شب خوشه وقتی که تو شادی شالت رو که بستی میدون شد آزادی درود بر شما کارتون حس زیبایی رو منتقل میکنه که به دل میشینه ... میپسندم .. @};- به امید ترانه باران
  • کار قشنگی بود @};- @};- موفق باشید...
  • وقتی دلم تنگه وقتی پرم از تو تنها ” ابی ” می گه حرفای قلبم رو @};- @};- @};- عالی بود بیان یه حس مشترک شاید بین خیلی از هم نسلهامون اما جسارتن بنده هم نتونستم درک صحیحی از: شالت رو که بستی میدون شد آزادی برای خودم پیدا کنم؟؟؟ :-/
  • اخم تو اولین اخبار حادثه س نقاشی تنت اعجاز هندسه س درود جناب توفیقی زیبا بود...لذت بردم @};- @};- @};-
  • خم تو اولین اخبار حادثه س نقاشی تنت اعجاز هندسه س @};- @};- @};- بسیار عالی بود.. لذت بردم..مرسی =D>
  • درود بر آش عزیز... ترانه ی قشنگ و جذابی بود... فقط من رابطه ی چرم و گیسو رو نفهمیدم @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب توفیقی عزیز ترانتون بسیار دلنشین و زیبا بود پر از تعابیر نو " غربی " توو شعر عشق "ماریا " تورو نوشت "کافکا" تورو ندید "یغما" تورو نوشت خنده ت تمدنه تو صلحه اعظمی حرف توئه ولی توو قاب خاتمی واقعا از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • آرش جان سلام فضای کارت رو دوس داشتم وزنی که در نظر داشتی و فضای کار منو یاد ترانه " من و تو و مردم " یغما انداخت @};- با اشاره ای که به خود یغما داشتی ، تردید من برای تاثر از ترانه ای که اشاره کردم ، کمتر شد. فقط یه نکته ، نشون دادی میتونی فضاهای تازه بسازی @};- این چرمه یا گیسو روو شونه خوابوندی دست تو تو خورشیده دستامو سوزوندی تصویرو سنتی کردی به نظرم ، با فضای ترانت خیلی نمیخونه. پایان شب خوشه وقتی که تو شادی شالت رو که بستی میدون شد آزادی// پرداخت دوباره میخواد آرش جان خدا هم میخنده وقتی که تو شادی روزنامه پر میشه از حرف آزادی ( یغما ) ........................................... وقتی دلم تنگه وقتی پرم از تو تنها " ابی " می گه حرفای قلبم رو :-) موافقم @};- @};- @};- .................................. امیدوارم همیشه شاهد تابشت و ترانه های خوبت باشم هم قبیله :-) موفق بشی
  • خیلی دوست داشتم. اخم تو اولین اخبار حادثه س چقدر هارمونی حروفش خوب بود. داد می زنه کروماتیکه.آورین @};-
  • سلام خوبی ارش جان کار متفاوتی ازت خونذم...موفق باشی
  • درود دادای قدیمی تحولی که تو قلم و ترانه ت بوجود اومده کاملن مشخصه و اینکه تصمیم گرفتی فضای جدیدتری رو برای نوشتن انتخاب کنی ارزشمنده. فقط یه چند تا مورد هست که جسارتن عرض میکنم خدمتت دنیای من تویی اصلا جهان توئه ساعت کنار تو بی وقفه می دوئه میدوئه اشتباهه و میدوه درست هست و میدوه و توئه نمیتونن هم قافیه بشن وزن شعر هم دو بار در طول شعر عوض میشه و نمیدونم این تعمدی بود یا...؟ چون معمولن تو ترانه تو ترجیع بند وزن رو متفاوت میگیرن ولی از بند چهارم وزن کارت عوض میشه و و باز تو بند خندت تمدنه برمیگردی به وزن اول و بازهم بند بعدی عوض میشه و تو بعضی بندها اصلن وزن مصرعهای یک بند هم متفاوتن مثل بند چشمات دو نقطه ی تضعیف هر مردن فنجون چشماتو با قهوه پر کردن و جسارتن منم معنیه "شالت رو که بستی/ میدون شد آزادی" رو نفهمیدم. فک کنم که یه ویراش لازم داره این کار... همیشه سبز باشی در پناه حق دادا @};-
    • سلام علیرضای عزیز :-) همون طور که می دونی ترانه باید با زبان محاوره نوشته بشه و :-)می دوئه تو زبان محاوره کاملا درسته مثل:وقتی حرف میزنیم نمیگیم چرا انقد تند میدوی بلکه میگیم چرا انقد تند میدوئی @};- _____________________ آقای روشنی شما دیگه چرااااا؟؟؟ فکرش رو نکردی که این تو چه تویی می تونه باشه که برای همه مقدسه :-? ؟ یه کم فکر کن... (((اخم تو اولین اخبار حادثه س))) نا خوشیِ کی اولین اخبار توو حوادث تلخ چند سال اخیر شد؟ ___ (((دست تو تو خورشیده دستامو سوزوندی))) کی الان دستش آسمونی شده ولی توو ادامه ی راهش دستای زیادی سوختن؟؟؟ :-? ____ (((پایان شب خوشه وقتی که تو شادی شالت رو که بستی میدون شد آزادی))) چه کسانی دنبال آزادی و شادی بودن ؟ و برای رسیدن به هدفشون شال های یک جور میبستن؟؟ :-? ___ ((("یغما" تورو نوشت)))با این اوصاف یغما از کی نوشت؟ :-? ____ (((خنده ت *تمدنه* تو صلحه اعظمی حرف توئه ولی توو قاب *خاتمی*))) این قسمتم که دیگه... !:-? ___ (((وقتی دلم تنگه وقتی پرم از تو تنها " ابی " می گه حرفای قلبم رو)))ابی از چی میگه؟؟؟از دختری که توو خونه ی روبرویی شالش رو می تکونه؟؟؟!!! :-? _____ جسارتن حالا معنیه “شالت رو که بستی/ میدون شد آزادی” رو فهمیدمی؟ :-) . موفق باشی @};-
  • سلام آرش جان خیلی عالی بود از همه ترانه ات لذت بردم فقط آخرش رو نفهمیدم یعنی چی شالت رو که بستی میدون شد آزادی
  • سلام ترانه خوب و جالبی بود و وزنی رو که انتخاب کرده بودی رو دوست داشتم ولی راستش. تشبیه گیسو به چرم ظرافت نداشت. مفهوم میدون شد آزادی هم برام گنگ بود. یا شاید توو سواد من نمی گنجید ولی فنجون چشماتو با قهوه پر کردن خیلی قشنگه . @};- در کل کار زیبایی بود موفق @};- باشی @};-
  • سلام میدونم از دستم خیلی عصبانی هستین! اما عالی بود البته ترانه طولانیه و نقدهایی هم بهش هست که دوباره سر وقت سر میزنم
  • آرش جان می بینیم حال و هوای تازه ایی به قلمت دادی . لذت بخش و زیبااا @};- @};- @};-
  • سلام آرش جان تازگي ترانه هات واقعا روح آدم و تازه مي كنه و بايد بگم بي نهايت از كارت لذت بردم. فقط نمي دونم چرا هر كار كردم نتونستم اين بيت و بر وزن باقي ابيات بخونم: این چرمه یا گیسو روو شونه خوابوندی دست تو تو خورشیده دستامو سوزوندی فكر مي كنم يه "تو" اضافه تايپ كردي! :-? و بهترين ابيات از نظر من: چشمات دو نقطه ی تضعیف هر مردن فنجون چشماتو با قهوه پر کردن پایان شب خوشه وقتی که تو شادی شالت رو که بستی میدون شد آزادی
  • فنجون چشماتو با قهوه پر کردن درود آرش عزیز بسیار عالی @};- @};-
  • كار پر حادثه و قشنگي بود آرش عزيز..تشبيه گيسو به چرم تصوير ناميزونيه يجورايي بهم نميخورن.نميدونم شايد اين فقط احساس منه.. "شالت رو که بستی میدون شد آزادی" راستش اينم نفهميدم.خيلي دوست دارم معنيشو بدونم تا ازت ياد بگيرم..موفق باشيد @};-
  • فنجون چشماتو با قهوه پر کردن سلام ارش جان خيلي قشنگ بود @};- @};-
  • دنیای من تویی اصلا جهان توئه ساعت کنار تو بی وقفه می دوئه =D> =D> =D> پس مخاطب این ترانه زیبا هم دختر تراس روبه رویی یغماست ;)) متفاوت ترین کاری بود که از آرش توفیقی خوندم و پسندیدم @};- @};- @};-
  • عجب ! من توی سایت بودم چرا متوجه نشدم لیست انتظار جدید شده! :-?
    • سلام آقای توفیقی ! چقدر خوشحالم که امشب ترانه ای جدید از شما می خونم و چقدر خوب که نظرم ته ته نیست! فوق العاده اس ترانتون @};- و جز فوق العاده چیز دیگری هم نباید باشه! همیشه بهترین ها رو از شما خوندم@};- اخم تو اولین / اخبار حادثه س نقاشی تنت / اعجاز هندسه س این چرمه یا گیسو / روو شونه خوابوندی دست تو خورشیده / دستامو سوزوندی چشمات دو نقطه ی / تضعیف هر مردن فنجون چشماتو / با قهوه پر کردن =D> =D> پایان شب خوشه / وقتی که تو شادی شالت رو که بستی / میدون شد آزادی =D> =D> =D> @};- @};-
  • درود ترانه ی خوبی بوود مرسی آرش جان @};-