بابا بزرگ

دستای گرم و نگاهِ مهربون بابا بزرگ
مثه دنیای عاشقا شده بهشت بزرگ
زنگ آخر مدرسه زنگ شادم بود
شوق دیدن دوبارت تو وجودم بود
چشم به راهم بودی دم مدرسه
با لبخند می گفتی دیگه درس بسه
چقد شیرینِ خاطرات بچگی با تو
چقد تلخ این فاصله بین من و تو
همیشه آومدی با بسته شکلات
گفتی دور شو لحظه ای از مشکلات
یادم دادی مهر و محبتِ زندگی رو
یاد گرفتم فرق عشق و از دلتنگی رو
هر سال میاد روزی یکبار از روزا
یادت گذر میکنه یکی از این روزا
لحظه آخر دادی یه یادگاری
خراب و آشفتم کردی با یادگاری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: