به رضات راضی ام اما . . .

((تقدیم به مردی که سفرشو با خالی هاش پر میکنه))

منو این سفره ی خالی که دیگه نونی نداره

منو دست پینه بسته که دیگه جونی نداره

منو این خونه که دیگه درو دیواری نداره

یا دلی که غرق غصه ست دم به دم هی بد میاره

رمقی نداره پاهام آی خدا ببین بریدم

همه روم نونُ بریدن از کسی خیری ندیدم

دست و بالم خالی اما تو دلم غصه فراوون

دلم از دنیا گرفته از خودم از این و از اون

به رضات راضی ام اما دلم از توام گرفته

دین و ایمونمو دارم هنوز از یادم نرفته

پیش کی برم که شاید منتی نداشته باشه

زخمامو ببینه تازه ست دیگه روش نمک نپاشه

مرهم زخمای کهنه زخم و دردامو دوا کن

نزار آبروم بریزه منو از غصه سوا کن

منو از غصه سوا کن

https://www.academytaraneh.com/66715کپی شد!
821
۳۵