شاعر بیدار

من شاعری بیدار
از جنس احساسم
هم زخمو میفهمم
هم دردو میشناسم
گل واژه هایم را
در فصل بی ابی
زاییده چون مریم
بی یار و همخوابی
رو پله ی مذهب
بی ترس میشینم
اما یقین دارم
خدارو می بینم
باید شب بختک
روشن تراز خورشید
رو ریتم این دنیا
بی وقفه تر رقصید
دیوار هر شعرم
صد پرده اواره
هر بیت محکوم
پاپوشوازاره
باید شب بختک
روشن تراز خورشید
رو ریتم این دنیا
بی وقفه تر رقصید

از این نویسنده بیشتر بخوانید: