ببین کجا رسیدم من…

چقدر سخت بود شب رفتن خیال می کردی آسونه
چه حالی داشتم اون لحظه فقط خداست که می دونه
چقدرر اشک داشت این چشما تمام خونه شاهد بود
کنار پنجره بیخود چشام هر شب به راهت بود
میدونستم دیگه نیستی میدونستم که با اونی
ولی حتی همین حالام میگم شاید پشیمونی
خیال خامیه اما هنوزم چشم به رات هستم
هنوزم توی این خونه به دنبال صدات هستم
هنوزم توی خوابم باز میای هر شب کنار من
همین اندازه هم بسته که هستی توی یاد من
نه خوابی مونده نا نایی چشام نوری نمیبینه
خیال رفتنت حتی واسم مثل یه تسکینه
ببین کجارسیدم من که تلخیه جداییمون
میاره یادت و اینجا میشه برام مثل درمون
کنار پنجره هر روز نگاهم رو به این کوچست
تو با اون باش منم شادم با تنهایی و این بنبست

https://www.academytaraneh.com/66260کپی شد!
704
۲۱