این دفعه آسون گرفتم

توی این درد توی این راه توی این نامهربونی
تو میخوای بری یه جایی که فقط اینجا نمونی
تو نمیگی حالا اینجا یه نفر از قلم افتاد
اونی که تو قفست موند به تو آزادیُ یاد داد
پر زدی رفتی یه جایی که یه چند سالی ندیدم
با خودم گفتم که خوابم ولی از خواب نپریدم
این همه سال می گذشتو انگاری هیچی ندیدم
من توو این بازی ساده خیلی سختی می کشیدم
دوباره برگشتی از نو این دفعه آسون گرفتم
اون مسیر اشتباهو دیگه این دفعه نرفتم
خوب تماشات کردمو بس، اینبارم هیچی نمیگم
چه خوبم نقش بازی کردم، انگاری من یکی دیگم
ولی تو انگار همونی اصلنم تغییر نکردی
معلومه میخوای دوباره بری دیگه برنگردی
میری این معلومه آخه وقتی هیچی نمی دونی
شاید این ترانه هامو داری تو دلت میخونی
خیلی دوست دارم بدونی این ترانه مال تو بود
این دلِ قلم به دستم شاید قبلا فال تو بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: