احساس مبهم

تا کی میخوای پای عشقش بسوزی , چشاتو به در قلبش بدوزی
میدونم باورش واست چه سخته
تا کی میخوای با این غمها بسازی , دلو آسون پیش چشماش ببازی
باید باور کنی عشق تو رفته

آره قلبت پیش چشماش اسیره , ولی از پیش چشمات داره میره
دلت با غم داره آروم میباره
توی خوابت کنار تو نشسته , ولی رفته دلو آسون شکسته
بغل میگیری عکسش رو دوباره

یه گوشه عکس چشماشو میبینی , یه گوشه میری وتنها میشینی
میشینی سر روی زانو میگیری
آخه تا کی باید طاقت بیاری , دوباره پا روی قلبت بذاری
یه فکری کن داری ازدست میری

بذار آروم بگیره قلبت اینبار , از این احساس مبهم دست بردار
چه آسون به دروغاش تکیه کرد
میدونم قلب تو آروم نمیشه , دیگه تنها شدی واسه همیشه
به جای اشک شبا خون گریه کردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: