اعتیاد

البوم عکسای عروسیمون
کهنه شد از بسکه ورق خورده
دنبال اون مردم تو این عکسا
که اینروزا تو خلوتش مرده
دنبال اون چشمای خندونم
که بسته شد امروز به روی من
دنبال اون دستای مردونه
که بود همیشه عاشق این زن
چی شد کجا رفت غیرتت عشقم
جای منوچی واسه تو پر کرد
گریم میگیره تو خماریهات
میگیری سیگارتوی دستات مرد
همخواب شدی با لذت نشئه
پرسه زدی توی خماریها
چیزی نفهمیدی دیگه از عشق
همدست شدن با تو تباهیها
من قصه ی مردونگیهاتو
هرشب برای بچمون گفتم
حالا ندارم قصه ای جز دود
رو دستو این لبهای اشفتم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: