شیرین

موهام تو این روزا، تو برف و بورانن، هی پیر تر میشم

دلگیرم از دوریت، هر ثانیه بی تو، دلگیر تر میشم

چند روزه که دوری، چند هفته تنهام و، چند ماهه دلگیرم

اصلا نمیدونم، شاید که یک ساله، از زندگی سیرم

رنجیدی از کارام، از تلخی خلقم، اما پشیمونم

با من مدارا کن،‌همراه من باشی،‌پیش تو میمونم

برگردی از راهت، روی سرم جاته، تاج سرم میشی

تلخی ولی بازم، شیرین من هستی، شیرین ترم میشی

امشب به امید، برگشتنت بازم، تا صبح بیدارم

دلگیر دلگیرم، چشمای من خیسه، بی وقفه میبارم

دوری از این خونه، دوری از احساسم، داغون داغونم

با من مدارا کن، همراه من باشی، پیش تو میمونم

برگردی از راهت، روی سرم جاته، تاج سرم میشی

تلخی ولی بازم، شیرین من هستی، شیرین ترم میشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سجاد یزدانی

برای مجله شعر نمینویسم، در شب شعرها شرکت نمیکنم، به نگاه منتقد ها اهمیت نمیدهم، پیله ای از شعر میبافم به دور خودم، بی آرزوی پروانه شدن، و در سلول خود ساخته میمیرم... به آن امید که ابریشمش، شالی شود بر شانه های تو... از یغما گلروئی (ترانه سرای سابق)