زندون بی دیوار…

نشستم تو زندون بی دیوار
دارم تو این زندون میمیرم
خاطره ها رو میکشم آروم
کامی از این سیگار میگیرم
به سردی زندون میخندم
خنده ای که از عمق یک درده
تف میکنم بغض و سبکتر شم
بیشتر راه گلوم و می بنده
هر روز اینجا تو خودم میرم
بیداری همبستر شبهامه
تا صبح فردا کنج این زندون
تنهایی و سیگار همرامه
امشب شاید آخرش باشه
به صبح فردا اعتباری نیست
برای مرگ من سحر هنگام
نیاز به هیچ طناب داری نیست
خط میکشم بر روی این دیوار
دیواری که مرگ من و دیده
خط میکشم رو کل این دنیا
دنیایی که یه عمره پوسیده
سر میزارم بروی زانوهام
کابوس تکراری تموم میشه
تنها سوار دوش شب میشم
عمرم مثل سیگار دود میشه

این قسمت:
خط میکشم بر روی این دیوار
مثل تمام خطهای دیگه
خط میکشم رو کل این دنیا
دنیایی که یه عمره پوسیده
به پیشنهاد و کمک دوسته عزیزم آقای مجید صادقی عزیز به این شکل تغییراتی درش صورت گرفت:

خط میکشم بر روی این دیوار
دیواری که مرگ من و دیده
خط میکشم رو کل این دنیا
دنیایی که یه عمره پوسیده

منتظر نظر دوستان دیگر هم هستم و باز هم از آقای صادقی کمال تشکر رو دارم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: