حس غریب….

این ترانه محصول مشترک من و دوستم شهلا. ش است

.

” حس غریب “

شاید که من حسّی باشم میون حسّای دیگه…….

شاید حالا باید برم بی بهونه جای دیگه……

…………………….

دنیا واسه م کوچیک شده آغوش بازتو میخوام……

من یه نت سرگردونم با زخمه ی سازت میخوام…..

………………….

این حرفایی که می زنم حرف دله ترانه نیست…..

میون عاشقانه ها جایی واسه بهانه نیست……

…………………

با هر نوای ساز تو هی زخمه بر دل می خوره…..

انگار داو زندگی هی دور باطل می خوره……

……………………

قصه ی عشق ما مگه به آخر خط رسیده……..

شهرزاد قصه ها دیگه خسته و کوفته خوابیده…..

……………

دوباره چشمام بسته شد تو رفتی و قایم شدی…..

قایم باشک تموم شد و یه غایب دایم شدی……

……………….

با بازی بچه گونه ما هر دو مون بزرگ شدیم……

وقتی چوپون خوابیده بود برّه شدیم و گرگ شدیم……

……………….

……………………

حالا چوپون بیدار شده تا بره رو پس بگیره…….

حقّ تموم گله رو از گرگ نا کس بگیره……

……………….

دلم دیگه تنها شده عشق اومده رسوا شده….

تو رفتی امّا نازنین مرغ دلم بیجا شده…….

……………

………………..

……………

محمد جواد سامع-شهلا شباب

بهار ۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید: