خستم از کهنگی درد

خستم اززخم زبونا خستم از خنجرتعنه

خسته از کهنگی درد خسته از زخمای کهنه 

خسته از درد سرایی که یه اتفاق نو نیست 

از شتاب واسه رسیدن توی جاده های پر ایست 

همه چیزایی که سخت کرد این نفس کشیدنم رو 

همه چیزا که سبب شد ته خط رسیدنم رو 

منِِِ محتاج امیدو باید انگیزه ای باشه 

تا دل پرازغبارم دل پاکیزه ای باشه

نشد احساس کنم که دلم از هرچیزی قرصه 

یکی حالمو میدونه یکی حالمو میپرسه 

یکی هست با هر بهونه خنده ی منو سبب شه

یکی حضورش شبیه خنده ای به روی لب شه

جای اون که جای خالیش پرشده با خاطراتش 

خاطراتی کز گذشته نیست به اینده حواسش 

اخه محتاج یه قلبم که واسه من هست تپش هاش 

که همه کسش من هستم تنها یار دل تنهاش

چشمایی که تنها باشم من بهونه های اشکش 

خالی باشه تنها پرشه با دو دست من دو دستش 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام امیر جان به آکادمی خوش اومدی به امید بهترین ها
  • سلام دوست گرامی @};- بی تعارف، احساس و حال و هوای ترانتونو دوست دارم... اما مشکلاتی هم داره که نقدش در حد من نیست. فقط نظرمو می گم "یکی حضورش شبیه خنده ای به روی لب شه" این مصرع ، شروعش سنگین و خارج از ریتم ترانتون خونده میشه که فکر می کنم نیاز به ویرایش داره/ قافیه ها هم گاهی رعایت نکردین مثلا: ((طعنه))و (کهنه) (اشکش - دستش) خاطراتش - حواسش) هیچ کدوم هم قافیه نیستن پیشنهاد میدم از ترانه های ترانه سراهای خوب عضو این سایت حتما بخونید تا هم تسلطتون روی قوافی بیشتر بشه و هم فضاسازی زیباتری در ترانه هاتون داشته باشین، و زیبا تر از این بنویسین// در صفحه ی اصلی هم مطالب خوبی ارائه شده/ یربلند باشید @};- @};-
  • سلام آقا امیر ترانه بسیار زیبایی ازت خوندم لایک @};- یکی حضورش شبیه خنده ای به روی لب شه یکی که حضور سبزش خنده ای به روی لب شه بهتر نیست جسارتا